۱۵ پاسخ

تقصیر خودت بود ناراحت نشیا آمد خونتون خودت بزن به بی حالی تازه برمیگردی به شوهرت میگی برو براش هویج بگیر آب هویج درارم
حالا هم ناراحت نشو عیب نداره بگو پیدا مردی برام بخر

از من میشنوین به خانواده شوهر دلسوزی نکنین نه نمک حالیشونه نه خوبی کردن ، ادم بد باشه هم احترامش زیاده هم بیشتر تحویلش میگیرن اینارو بر حسب تجربه ام میگم

مردا هرکاری کنی الویتشون تویه عمل خانوادشونه
تویه حرف میگن الویتم زنمو بچمه

گرفتارن میشن برن سمت خانوادشون ببینم دستشونو میگیرن

مردا همینن اولویتشون همیشه خانوادشونه 😥😥

منم شوهرم مادرش هرچی بخواد سریع فراهم میکنه همشو هم یادش میمونه
من تا یچی بهش میگم نمیگیره میگه یادم رفت😡🤦🏻‍♀️

الان این پدر شوهرت مریض مریض تو خونه یه زن حامله چیکار میکنه 😑

چند تا کلیپ سرچ کن دکتر عزیزی در مورد ویار زن برا مردا توضیح داده بزار براش یا بفرست براش ببین عقلش میاد سرجاش یا نه.منم شوهرم بهم میگفت ببخشید هوسای تخمی نکنی گفتم مگه دست منه بچه اون ویتامینی که احتیاج داره به صورت ی غذا هوس میکنه چند تا از این کلیپ ها هم براش گذاشتم تا فهمید میگفت نمیدونستم واقعا واقعیه فکر میکردم لوس بازی زناست. بیشتر مردا شعور و سواد کافی برا اینجور چیزا ندارن تقصیر خودشونم نیست بهشون یاد ندادن

ناراحت نشی عزیزم ولی تقصیر خودته وقتی تو بهشون یکم محبت میکنی اونا دور برشون میداره که انگار کی هستن حالا
بعد واسه خود تو قیافه میگیرن

متاسفانه هویونه زنایه حامله رو فک میکنن از شکمو بودن زنه میگن الان اینو بگیریم فردا از این بدترشو میخاد یا هم هنوز پسر بچس ازدواج براش زود بوده اون هنوز نقش شوهر بودنو بلد نیست فعلا داره نقش پسر بودنو ایفا میکنه

من دیروز به شوهرم رفت سوپری گفتم برا من بیسکویت پتی بور بگیر وقتی اومد شاقه طلایی گرفته بود یه ساعت گریه کردم باز رفت گرفت آورد گفت برا همین بیسکویت گریه کردی گفتم اره وقتی پلاستیک رو‌باز کردم سه بسته پتی بور بود اما باز زدم زیر گریه گفتم من شرکت شیرین عسل میخوام 🤣🤣🤣🤣حامله ایم فقط هورمونامون قاطیه

منم داشتم آشپزی میکردم رو پا بند نبودم از شدت درد
بجای اینکه وایسته کمکم رفت خونشون کار باباش که واجبم نبود و یه وقت دیگه میشد هم میشد انجام بده

آروم باش مهشید جان . اون باید خودش بفهمه .من هم مثل تو دیشب دلم بستنی خواست ب همسرم گفتم یکم غیض کرد نگرف .فرداش رف بیرون برام طعمی ک مخاستم گرفت اورد .من ب دل گرفته بودم و دست خودم نبود. ولی تا بستنی دیدم 😂همه چی یادم رفت . صبور باش .اگ پول داری خودت برو بیرون بخر .نذار ب دلت بمونه عزیزم .نینی گناه داره

ای وای چرا اینجوریه من به شوهرم هرچی بگم حتی اگه پولدهم نداشته باشه قرض میکنه واسم میخره حامله هم نیستم حامله باشم که بیشتر حواسش بهم هست باهاش حرف بزن بگو نیاز هامو برطرف کن

بعد ازهمون اب هویچ چنان هوسم شده بخورم برام بده همینجور نگا میکنم فقط یه قورت بخورم؟؟

سوال های مرتبط

مامان سامیار👶🏻🩵 مامان سامیار👶🏻🩵 ۱ ماهگی
ی سوال میپرسم بگید مشکل از منه یا اطرافیان امشب شوهرم گفت بریم پیاده روی مثل هرشب (میریم دنبال مامانم بعد میریم پارک پیاده رویی) بعدش همین که سوار ماشین شدم از شیشه سمت خودم دوتا پسر دیدم بستنی دستشون بود ضعف رفتم بگم اولین بار بود آنقدر دلم ی چیزی میخواست تو بارداریم اولین ویارم بود بعد رو به شوهرم گفتم وای چقدر دلم بستنی خواست از این سوپرمارکتیا نهایت بستنی شیری ۲۰ تومنه بعد گفت نه پول ندارم چک دارم اصلا آدم خسیسی نیست منم شکه شدم زدم زیر گریه تو دل خودم باورم نمیشد بعد رومو کردم به شیشه اشک ریختم تو دلم ساک ساکت هی زد به دستم هی زد تو دستم منم عصبی شدم زدم تو دستش داد زدم گفتم ی دقیقه تو خودمم ولم کن دیگه دیدم همون لحظه مامانم از در اومد بیرون سوار ماشین شد گفت چی شده گفتم بهش که بستنی خواستم و .... بعد اونم ساکت بود هیچی نگفت آخرش که داشتیم برمیگشتیم بعد من گفتم مامان امشب حال نداشتیا برگشت گفت چرا جلو در خونه من داد زدی مگه من تاحالا جلو در خونت داد زدم تو عن منی و خفه شو اینا حالا نمی‌دونم مشکلل از منه یا از بقیه