قسمت پنجم
رفتم پیش دکتر گفتم چرا منفی میشم گفت ممکنه بقیه رو هم انتقال بدی بازم منفی بشه گفتم نه میخوام برم دکتر ایمونولوژی شنیده بودم اونم. خوبه
بزور بهم نامه داد مخالف بود چون میدونست الکی نیست و ممکنه نون خودش بریده بشه
رفتم دکتر ایمونولوژی شرح حال دادم اژمایش ژنتیک عمس رنکی همه ازمایشارو بردم
دوباره برای منو همسرم ازمایشای خاصی نوشت دوماه طول برد تا جوابش اومد متوجه شدم ایمنی من بشدت بهم ریخته اپکا پایینه و اجازه نمیده اصلا جنینی تو بدنم رشد کنه
اولین
درمان برامون لنفوسیت تراپی شد و بعدش هم کلی قرص های دیگه وانوکسا و اسپرین تا اخر بارداری و سرم ای وی ای جی ک حتما باید قبل انتقال سوم میزدم
دو جلسه لنفپسیت تراپی انجام دادم ازم ازمایش گرفتن گفتن بالا اومده اما ن اونقد ک قابل قبول باشه
دو جلسه دیگه باید انجام بدی
دو هفته ای یکبار انجام میدادم بعد جلسه سوم پریودم ۱٠روز عقب افتاده بود🥺💔🐣

۱ پاسخ

چند سال طول کشید تا بچه دار بشی

سوال های مرتبط

مامان مهیار مامان مهیار ۱۱ ماهگی
زایمان طبیعی - پارت 2

معاینه برام انجام داد و گفت تیپ فینگری. نوار قلب رو هم گفت خوبه. با دکتر شیفت هم تماس گرفت و اونم همه چیز رو تایید کرد. یه سونو برام نوشت، گفت اینو انجام بده و دوباره بیا تا دوباره ازت نوار قلب بگیرم.
فرداش با همسرم رفتیم سونو گرفتیم. همه چیز عالی بود. وزن بچه یک هفته، نسبت به سنش کمتر بود، اما گفت اشکالی نداره. بند ناف یه دور پیچیده بود و گفت اینم اشکالی نداره. برگشتنی دیگه نرفتم بیمارستان. گفتم فردا مستقیم میرم پیش دکتر خودم.
فرداش رفتم دکتر و سونو رو دید و ماجرا رو براش گفتم. وقتی شنید تیپ فینگر بودم، تعجب کرد و گفت امکان نداره تو 39 هفته تیپ باشی. خودش دوباره معاینه انجام داد و با تأسف گفت آره تیپی😅🫤
گفت لگنت عالیه و یه زایمان خیلی راحت خواهی داشت، به شرطی که خودت دردت بگیره و باز بشی و آمپول فشار نخوای. نامه نوشت برام، برم پیش ماما زایشگاه، اون باهام ورزش کار کنه.
برگشتم پیش شوهرم و ماجرا رو با آب و تاب و پیاز داغ و ناز فراوون براش تعریف کردم🤪
فرداش با نامه رفتم زایشگاه و رفتم پیش ماما که گفته بود. تو نگاه اول عاشقش شدم 🥹 اونم دوباره معاینه کرد. گفت اینجا شلوغه و نمیتونم اونطور که باید روت وقت بذارم. اینجا شیفتم و باید به باقی مادرا برسم. شمارش و گرفتم و آدرس کلینیک خودش رو داد، تا برم اونجا باهاش کار کنم. گفت چون وقتت کمه، هر روز بیا تا زودتر نتیجه بگیری. چند تا حرکت بهم یاد داد، گفت فعلا اینا رو تو خونه بزن، تا بیای پیش خودم.
چند روز بعدش رفتم پیشش. یه ساعتی ورزش انجام دادیم. ازم نوار قلب گرفت و معاینه انجام داد. یه سانت بودم 😐 گفت دوباره بیا تا نتیجه بگیری.
من رفتم و تو خونه روزی یه ساعت ورزی و پیاده روی میکردم.