۴ پاسخ

پسر من که چهار سالشه از همون اول به اسم صدا میزنه هر چی مامان و بابا گفتیم کوچک تر بود بازم به حرف مون نکرد منم ولش کردم

شاهارا یعنی چی

نه عزیزم خوب میشن پسر منم اول مامان بابا گفت بعد دید منو بابا شو بقیه هی به اسم صدا میزنن خودمونم اسم همو صدا میرنم اینم یاد گرفتم البته که خوشم میاد ولی الا گاهی میگه بابا گاهی اسمش منو بیشتر اسمو میگه ولی مامان میگه گاهی درست میشن فهمیده بشن

نه بابا درست میشه
پسر من چون پیش خانواده شوهرم هستیم مارو به اسم صدا میزدن پسرمم ما رو به اسم‌صدا میزد الان درست شده

سوال های مرتبط

مامان 🦋نیکی 🦋 مامان 🦋نیکی 🦋 ۵ ماهگی
هفدهم شهریور خدا وجود زیبایی تو به دست من و بابا داد که همیشه حمایتگر و پشتیبان و عاشق تو باشیم نیکی جانم
قلب مامان یک ماه خیلی زود گذشت
و من چون مامان اولی بودم هم تو هم خودم رو خیلی اذیت کردم
میدونم دلم تنگ این جوجه بودنت میشه عزیزم
ولی مامان رو ببخش چون کم تجربه بودم قلب مامان
خیلی گریه کردم خیلی مطلب خوندم خیلی با مامان بزرگ و بابات و زندایی حرف زدم تا آروم بشم ولی نمیشد انگار ناخودآگاه من اصرار داشت تو زودی باید بزرگ بشی
بارداری سختی بود مامان هر روز هر ثانیه حتی فکر میکردم که خدا کمک کنه بگذرهه تو سالم بیای
هم خیلی قرص هم خیلی آمپول زدم ولی اصلا برام مهم نبود به تو که فکر میکردم یادم می‌رفت
تو خیلی یهویی اومدی من صبحونه خوردم یه کم با مامان بزرگ حرف زدم رفتم دستشویی دیگه نتونستم بلند شم از درد و سریع رفتم بیمارستان
بابایی تهران بود بابا بزرگ و دایی هم نبودن و تو برای اومدن عجله داشتی
زن دایی به همه زنگ زد بابا تا من بستری بشم اومد
قبل از زاییدن دوست داشتم ببینمش ولی نشد ساعت یازده بستری شدم ساعت پنج زایمان کردم زایمان خوبی انگار نبود اینطور که شنیدم چون من بی هوش بودم