۱۸ پاسخ

چند هفته بودین عروسیتون

چقدر قشنگ
مگه چی میشه 🤔 چه ایرادی داره

عروس خاله ی من تو عقد باردار شد. هیشکی هم چیزی بهش نگفته بود ولی اومد با پرروگی تمام به مادرشوهرش گفت باید پسرت رو جمع میکردی😐😐 این کارو کرد که مثلا جلوگیری کنه از اینکه کسی چیزی بش بگه. شمام بنظرم باید جواب بدی وگرنه این موضوع همیشه نقل مجالس میشه

باز خوبه اطلاع داشتی
من تو‌عقد حامله شدم نمیدونستم بعد رفتم سونو چهار هفته گفت ساک تشکیل شده کیسه زرد‌و‌بجه نیست
خب منم نمیدونستم باید صبر کنم که دکترم نگفت
فکر کردم خارج رحمیه سقط کردم سر این بچم فهمیدم باید تا۹ هفته صبر میکردم
چقدر پشیمونم
ببین بهرحال از شوهرامون بوده نامشروع که نبوده
الکی بچمو انداختم
چی بگم

من مادر خودم توی عقد حامله شده ولی من توی دوران عقد فقط باکرگیمو از دست دادم ولی پدرم آبرومو برد هرجا نشست گفت اینا کاراشونو کردن فقط خداکنه نوه نیارن برامون توی عقد... دلم از دستش خون بود ولی بازم هیچی نگفتم و سپردم به خدا

بگو از دستمون در رفت شده دیگه 😂😂

وااا مگه چی میشه الان دیگه مثل قدیم نیست . از نظر بقیه م عیب نیست یه زمانی قدیمیا ازین فکرا میکردن

خانواده بی دلیل که چیزی نمی گن

دلیل گفتنش چی بود ؟

چندوقته عقدی؟؟؟؟؟

احتمالا برادرت هم از سر دلسوزی گفته که یعنی هنوز عشق و حال جوونی ات رو نکردی زود بوده باردار شدی.
حالا بزار یکسال بگذره به حرفش میرسی از دست خانوادت ناراحت نشو هیچوقت خیره ات رو میخوان.

ااا منم مثل تو بودم😄من یک هفته قبل از عروسیمون فهمیدم که باردارم ،اولش شاید خیلیا بخوان دخالت کنن حرف بزنن ولی تو اهمیت نده ازین هدیه قشنگ تر مگه هست؟؟؟مهم پدر مادرته ک هیچی نگفتن،تو الان بارداری اصلا نباید ب حرف بقیه اهمیت بدی فقط باید تمرکزت روی نی نی باشه❤️🥹ایشالا که نی نی سالم و سلامت ب دنیا بیاد ب هیچی فکر نکن❤️

من خیلی دوست داشتم ولی نشد😂😂یکبار برای همیشه بگو از شوهرم حامله شدم از غریبه که نبود بد باشه دیگه نمیگن

میگفتی ببخشید باید از شما اجازه میگرفتم؟ول کن بابا یکبار دیگه راجب چیزی کسی نظر داد خیلی قشنگ بگو به شما ارتباطی نداره

ولشون کن.شوهرت بوده.به نی نیت فکر کن.شیرینی لحظه های شیرین زندگیته

کلا این هفته های آخر آدم خودشم از لحاظ هورمونی بهم میریزه، دیگه یه چیزی ام بگن آدم بیشتر بهم میریزه، درکتون میکنم ولی از دست خونواده خودتون هیچ وقت ناراحت نشین و به دل نگیرین، من سه ساله انقدر حرفا شنیدم و رفتارا دیدم از خانواده شوهرم که فقط میگم آدم باید خانواده خودشو بزاره رو سرش

میدونم ادم ناراحت میشه ولی کاریه ک شده اصلا برات مهم نباشه چند هفته دیگه همین بچه میشه عزیز دلشون زیاد خودتو ناراحت نکن

عزیزم😍چ اشکال داره از همسرت باردار شدی شرعی و قانونی بوده عروسی صرفا تجملات
چند ماهت بود عروسی گرفتین؟

بزار بگن
همیشه حرف برای زدن زیاده مهم خودتی عزیزم
زندگی خودت بوده شوهر خودت بوده
بگو از غریبه ک حامله نشدم شوهرم راضیه به تو چ

سوال های مرتبط

مامان نینی🎀 مامان نینی🎀 هفته سی‌وپنجم بارداری
تاپیکت های قبل گفتم بحث دعوا داشتیم با همسرم مست میکرد میومد الکی میزد منو روانی میشد رسما خلاصه که چند روز تنها درو قفل کردم موندم اتاق می‌رفت سرکار من میومدم از اتاق بیرون رسما خجالت می‌کشیدبیاد حتی بگه غلط کردم چون چن روز مونده به عروسی دختر عموم زد چشممو کبود کرد خلاصه بعد چند روز اومد کلی التماس بقران دیگه ل.ب نمی‌زنم به عرق گفتم بخشیدم من عروسی دختر عموم ی روز قبل رفتم خونه بابام چون خونمون بزرگه عروسی خونه ما بود اینم بگم منو شوهرم فامیلیم من ندونستم شوهرم اومده عروسی یا نه موقع که تایم عروسی تموم شد بهم زنگ زد بیا بریم گفتم باشه اومدیم خونه دیدم یجوریه همش الکی بغلم می‌کنه فلان فهمیدم باز م..س.ت کرده گفتم خوردی گفت آره داداشت داد بعد که دید از دهنش در رفت گفتم کاش نمیومدم اگه میدونستم عرق خوردی عمرا نمیومدم خونه که گفت بخدا قسم الکی گفتم من نخوردم فلان دیگه گیر ندادم موقع خواب داشتیم حرف می‌زدیم مابین حرفمون بهش گفتم قسم بخور به جون نینی بگو خوردی یا نه فقط راستشو بگو اینبار رو کاریت ندارم باز گفت قسم میخورم نخوردم بعد امروز آبجیم گفت آره شوهر من و شوهر تو و شوهر اون یکی آبجیم خوردن عرق تو عروسیم مسخره رقصیدن گفتم بگو بخدا گفت بخدا تازه شوهر تو آورده بوده عر.قو دردم این نیست خورده زهرمارش بشه ایشالا بار دوم که میخوره گیر کنه تو گلوش ب...می...ره دردم اینه چرا سر ی چیز چرت قسم خورد به جون بچمون چرا واقعا من که بهش گفتم کاریت ندارم اینبارو ولی اون قسم الکی خورد ...💔
بارداری و زایمان بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری