۵ پاسخ

فقط خونه شما قراره بیاد؟ یا نوبتی؟
چندتا بچه هستین؟

عزیزم کاملا قابل درکه که وقتی محبتی ازشون ندیدی دلت نخواد که کاری واسشون انجام بدی. ولی به این فکر کن که قطعا برای شوهرت زحمت کشیدن و مادرشه و حق به گردنش داره مطمئن باش که این شرایط زیاد طول نمیکشه و جوری رفتار کن که بعدا پیش خودتو وجدانت سرت بلند باشه

راس ميگي حق داري ولي برو بيرون بگرد بشكنه بهترنيست تابخاطر اون بموني خونه

راحت بگوووو چرا نمیگی

دختر نداره؟

سوال های مرتبط

مامان آیهان مامان آیهان ۱۳ ماهگی
اسمم فائزه هسته اسم شوهرم محسن من ۱۴سالم بود شوهرم ۲۵سال داشت عقدکردیم اصلانمیفهمیدم عشق چیه پدرم اخلاقش بدبودتوراهنمایی بودم گول یکی ازرفیقاموخوردم باهاش رفتم سرقرار خدامیدونه خودم اهل دوست پسر بازی نبودم فقط همراه اون رفتم ازسرهمون دوربینامدرسه گرفته بودن مارو زنگ زدن ب پدرم اومد بعدازاون پدرم خیلی باهام بدشده بود ب حدی غذامیداد بهم میگف برو جلو دسشویی بخور تا اینکه محسن بعداز۲سال ک اسم آورده بودورفته بود بازاومد لج کردن ک بایدعقدکنیم هرشرطی پدرم گذاشت قبول کرد منم ک ی بچه شیرین عقل فک میکردم میشم خانم خونه خودم ازاینجاراحت میشم براهرکاری نباید اجازه بگیرم دیگه روم شک ندارن اینم بگم پدرم قبل ازاون ماجراهم کلاسخت گیربود واینکه معنادم بود شیشه مصرف میکرد مادرم سرهمون کوتاه اومد چون مجبوربودخودش بره سرکارمیترسید من تو خونه باشم پدرمم بخاطرمعتادیش کرده بودنش بیرون ازسرکار خلاصه ی ماه نشد ازنامزدیم عقدکردم ی ماه گذشت بااسرارشوهرم گف بایدهمراهم بیایی میخوام بارفیقم برم مشهد مادرشوهرم توموقعی ک شیرمیداده ب شوهرم ۳ماه نتونسته شیربذه ب شوهرم همسایشون شیرش میده از همون موقع مادر رفیقش ک شیرش داده دم مادری میزنه ب شوهرمن