۱۴ پاسخ

همین الانش هم اختلاف سنیشون زیاد شده عزیزم

وای اصلا آینده ندارن که بچه ها من همیشه میگفتم یا آدم اصلا بچه نیاره یا یدونه فقط هنوزم رو حرفم هستم خداروشکر شوهرمم براش فرق نداره

منم تو شرایط شمام
خیلی وقتا بهش فکر میکنم و دوست دارم دوتا بچه داشته باشم
اما واقعیتش هم از سختیاش میترسم و هم شوهرم جدیدنا میگه همین یدونه بسمونه
ولی میگم حالا اگرم بیارم بعد از اینکه دخترم بره کلاس اول میارم
شما شرایط خودت رو بسنج
ببین میتونی کارای دو تا بچه رو با شرایطی که داری پیش ببری و کم نیاری

خیلی خوبه دوتابچه داشتن فقط اولی خیلی حساستر میشه من خودم الان تواین شرایطم

خوبه اگه بتونی کنترل کنی ازنظر اقتصادی وعاطفی مثلا الان درنطرداشته بلش پوشک شده ۷۰۰تومن .‌بچه بزرگتر حساس میشه حسادت داره البته سنشون الانم اقدام کنی تفاوت سنشون زیاده .‌ولی درکل منم یایه بچه مخالف بودم وواقعا پسرمن تنهابود الانم دعوا میکنن تفاوت سنیشون ۳ساله مثلا اسباب بلزی به هیچ وجه نمیزاره دست بزنه بهشون حسادتای الکی میککه لج میکنه با کوچیکه ولی بازی میکنن گاهی وقتایی شده میرم بیرون باداداشش میزارم میمونه خونه تنها باشه اصلا نمیمونه ولی شکر خدا داداش کوپیکش خیلی دوسش. داره بزرگم‌لج میکنه گاهی درکل اگه میتونی شرایط روکنترل کنی بیار

من بچه دوم آوردم بخاطر همین قضیه که دلم برای تنها بودن اولی میسوخت.. ولی پشیمونم . تو این 5سال دختر دومی اولی رو خیییلی اذیت کرد.حالا اذیت هایی که خودم شدم به کنار. در کل میبینم که اگه دومی رو نمیاوردم خیلی بهتر بود.. و اینکه اختلاف سنی بچه های شما هم زیاد میشه تا بخوای دومی رو بیاری.

من🖐🖐🖐

الان اصلا وقتش نیس چون کلاس اول بچه ات میشه اوج اذیت و آزارهای دومی

ن تو این‌اوضاع نیار فعلا
بعدم الان دوره کیس ک خواهر بردار ب هم‌ دل بسوزنن

خیلی دلم میخواد
پسرم واقعا تنهاس

نه اصلا
،ماه پیش ناخواسته باردار شدم سقط کردم

من خیلی

من نه

بچه بیار حتما

سوال های مرتبط

مامان ویهان😍 مامان ویهان😍 ۵ سالگی
سلام مامانا
ویهان ۵ سال و ۳ ماه داره و از سه سالگي از ما بهونه خواهر و برادر گرفته و همیشه شاکی از اینکه تنهاست واقعا من خیلی وقتا دلم از این‌همه بی کسی اش میگیره و میسوزه
به باباش میگم الان تا وقت هست اقدام کنیم و یکی بیاریم میگه نه ....ویهان تازه داره از آب و گل در میاد و ما میتونیم جوانی کنیم و بگردیم و تفریح کنیم چرا دوباره خودمون‌پا سوزه یه بچه ی دیگه کنیم
ویهان رفت کلاس دوم اقدام میکنیم
ولی من الانم ۳۱ سالمه....نمیخوام‌دیگه اختلاف سنی ام با بچه هان‌بیشتر بشه و ما که یکی دیگه میخوایم ....میخوام که به درد هم بخورن و با هم بازی باشن و بزرگ بشه
ویهان هم بجه ی خوبیه....قور قور داره نق میزنه و زیاده خواه هست ولی همش از تنهایی اه
بهش میگم‌آبجی بیاد تو بعدا بری مهد میاد کتابهات پاره میکنه تو چیکارش میکنی...میگه اشکال نداره وقتایی اون‌خوابه کتابهام میارم تکالیفم‌انجام‌میدم....میدونم سخته و خیلی قراره سخت تر بشه
ولی فکر میکنم الان تا اختلاف سنی شون زیاد نشده بهتره همینطوریم ۶ سال اختلاف سنی دارن
شما جی میگید
بزاریم ویهان بره مدرسه یا چی
مامان امیر علی مامان امیر علی ۶ سالگی
سلام خوبین
لطفا خواهش میکنم هر کس پیام من رو میبینه جواب بده
من ۲۲ سالمه سه تا بچه دارم بچه هام ۵ و ۲سال و ۶ ماه و بچه کوچیکم ۹ ماهشه
یعنی ۹ ماهه زایمان کردم همیشه افسردگی رو حس میگردم ولی الان خیلی خیلی شدید شده یعنی روی تمام زندگیم اثر گذاشته رفت و آمد دیگه با کسی نمیکنم بچه هامو جایی نمیرم فقط از خونه خودم میرم خونه پدرم که اگر اهر روز نرم اونجا تو خونه دق میکنم اصلا خونه خودمون دوست ندارم اگر تنها باشم خونه با بچه ها دق میکنم دائما استرس و دلشوره خیلی خیلی زیاد دارم روی مریضی بچه ها خیلی حساس شدم و میترسم و خودمو اینطوری قانع میکنم که پیش کسی نرم و کسی پیش من نیاد حتی بچه هامو پارک نمیبرم که یه وقت مریض نشن آخه من داخل زندگی خیلی تنهام یه شوهر دارم که اصلا بهم اهمیت نمیده و کمکم نمیکنه اصلا و مدام بهم دروغ میگه در کل کلا درحال استرس و دلشوره و نگرانی ام همش احساس میکنم می‌خواد یه اتفاق میفته نمی‌دونم چیکار کنم واقعا دیگه زندگی کردن برام سخت شده دلم حتی مرگ می‌خواد تا ذهنم خاموش بشه و به آرامش برسم مدام بچه هامو داخل خواب و بیداری چک میکنم که یه وقت زبونم لال تب نداشته باشن یعنی به معنی واقعی مغزم به مشکل خورده نمی‌دونم چیکار کنم کمکم کنید لطفااااااااااا