۱۰ پاسخ

بجای خرج دادن کاش زن رو به این مرحله نمیرسوند که از جیگر گوشش هم بگذره

بچه هم شیر خشک میخوره بزرگ میشه آخه این مرد چه به روز اون زن آورده که حتی از بچه هم گذشته تا اینو ادب کنه،حرفهای اون زن رو که نشنیدی ،بعضی زنها بعد بچه هم افسردگی میگیره باید بره پیش مشاوره اگر مشکلش این باشه

ادم‌باید اصلا بچه نیاره

واقعا بچه ها گناه دارند 😔

😞😞😞😞

اخیییی😔

مقصر هر کسی که هست اون طفل معصوم داره تاوان میده

توی زندگی مشترک هیچوقت نمیشه مقصر یکیشون باشه صددرصد مقصر جفتشونن
دیگه اون وسط بچه هست که اذیت میشه ایشونم دیگه چاره ای نداره شیرخشک بده بزرگ میشه بلاخره 🥲

دقیقا همسایه ماهم یه پسریک ساله داره بچشو ول کرد رفت خونه باباش پسرش انقد نازوملوسه هروقت میبینمش دلم کباب میشه
زنه انقد تورفاه بود هیچی کم نداشت توزندگیش ولی نمیدونم چرایهویی ول کرد رفت میگم کاش بچه نداشت گناه بچه ها چیه🥺🥺🥺

احتمالا مامانه افسردگی داره

سوال های مرتبط

مامان شادمهر مامان شادمهر ۵ سالگی
خاله ی من خودش دوتا بچه داره بعدبه من میگه یکی دیگه بیاردختر بشه میگم اگه اون یکی هم پسر شد چی من کلا دیگه یه خاطر شرایط جامعه وآینده اش بچه نمیخوام بیارم خاله ام میگه نه بچه خرج نداره که لباس های بچه اول و دومی میپوشه فقط میجونه یه پوشک، بچه یه یه دونه ها میگه خل درمیان حالا خودش بادوتا بچه هحوز خونه نخریده بچه هاش یه اتاق شخصی ندارن داره منو نصیحت میکنه آخه یکی نیست بهش بگه دوتا بچه تو درحد بچه من نه تربیت نه ادب نه طرز صحبت کردن نه هوش اصلا قابل مقایسه نیستن از بس که پدر ومادر براشون وقت تربیت نذاشتین و هرچی جلوشون گفتین و بچه اا تا الان یا مسافرت نرفتن یکی ۹ساله اشه یکی هم سن پسرمنه کلی هم فحش و کلمات بد میگه.دوم بچه فقط لباس میخواد درآینده تحصیل خوب شرایط زندگی خوب یا دکتر رفتن مدرسه رفتنش تغذیه خوبش پول نمیخواد تواین تورم هرچقدرم که خدا روزی رسان باشه سوم هرکی طبق شرایط خودش و افکار خودش تصمیم میگیره که بچه دوم بیاره یانه کاملا شخصیه.کلا آدم هافقط میخوان نداشته هاتوبه رخت بکشن درحالی که من راحت اقدام کنم بچه مبارم دخترو پسرم واسم فرقس نداره خیلی هم قشنگ بزرگش میکنم ولی آینده اشو نمیتونم تضمین کنم چون هنوز آینده خودم تو ایم دوره مشخص نیست .خاله ام هست نمیتونم جوابشو درست وحسابی بدم
مامان ایلین مامان ایلین ۵ سالگی
مامانا بیاین الان حق باکیه ؟کاردرست چیه ؟ پسرجاریم شش سالشه بارها دخترمنو زده ننش ازاونجایی که دشمن ماست فقط نگاه می‌کنه هیچی نمیگه . چندروز قبل پسره بدو می‌کنه با پا میزنه دهن دخترم .تانیم ساعت لثه ش خون میومد .میگه مامانش فقط گفته نکن پسرم .به همسرم گفتم رفت بهش تذکر داد به پدرشوهرم گفتم که اون چون ازجاریم می‌ترسه فکرنکنم چیزی بگه خودمم دیدمش بهش گفتم زدی ؟ باید معذرت خواهی کنی دیگه اجازه بازی ندارین .بعد رفته گریه کرده که زن عمو منو دعوا کرده برادرشوهرم زنگ زده شوهرم گفته بچه هارو تو خونه راه ندادن .اصلا بچه هاش نمی‌خواستن بیان خونه ما منظورم این بود دیگه نمیذارم دخترم بیاد بالا .بعد شوهرم به حالت شرمندگی گفته اره چون چندبار تکرار شده خانومم به بچش حساسه و فلان نمیدونه که منم تذکر دادم به پسرت و ...میگه گردوخاک کردی باز گفتم چیه دوست داری لال بشم که هرروز تکرار کنه ؟جاش بود گوشاشو میپیچوندم تازه مدارا کردم میگه بچه خواهرتم دخترمونو میزد چیزی میگفتی ؟گفتم اره یکی دوبار هم زدمش