سلام مامانای عزیز . من همیشه آرزو داشتم دو تا پسر داشته باشم . و خیلی وقت ها وقتی به پرهام جانم نگاه میکنم این فکر اذیتم میکنه که این بچه چرا نباید یه برادر داشته باشه و بعد ما تکلیفش چی میشه . ولی چون با خودم روراست هستم . اصلا توانایی جسمی و روحی و شرایط کاری و اجتماعی و ... به دنیا آوردن یه بچه دیگه رو ندارم ‌‌ . هر چند پسرم بنده خدا از اول بچه خیلی آروم و مهربونی و باهوش ‌. منطقی بوده و هست و جز آلرژی و ریفلاکس که تا ۲ سالگی اذیتمون کرد دردسر خاصی نداشت . ولی من چون مادر کمال‌گرا و حساسی هستم و تایم خیلی زیادی برای بازی و آموزش و بیرون و کلاس بردن و تغذیه و نحوه رفتار و ... گذاشتم و میزارم واقعا در توانم نمیبینم یه بچه دیگه رو اینقدر وقت بزارم و سه سالش کنم . حالا مدتی هست همسرم میگه اگه خیلی دلت میخواد میتونیم یه پسر ۳ یا ۴ ساله رو به صورت قانونی به سرپرستی بگیریم . چند وقتیه خیلی به پیشنهادش فکر میکنم ولی هنوز دو دل هستم . نظر شما چیه ؟

تصویر
۲۱ پاسخ

🥲اگ توانایی مالیشو دارین و اینکه مطمئنین فرقی بین بچه تنی خودتون و اون نمیزارین حتمن این کار زیبارو انجام بدین🥹

واااای چقدر کارقشنگ وبزرگی اگر درتوانتون باشه وبتونید انجام بدید خیلی عالیه عزیزم

وای چقدر قشنگ چ کار بزرگی اگه بتونی فرق نزاری واقعا دل شو داشته باشی ک عالی میشه

واقعا دل بزرگی میخاد اینکار 🥺💙

به نظر من که نه چون هر کاری هم کنی نمیتونی مثل خودت دوسش داشته باشی
و اون بچه آسیب میبینه
دلت همه چی برای پسر خودت باشه

تصمیمت خیلی قشنگ و انسانیه
خود منم همین تصمیم رو دارم
البته وقتی رایان یکمی بزرگ تر بشه چون الان خیلی اذیت داره ولی چندتا نکته رو باید قبلش درنظر بگیری
*بچه هرچند بالای سه سال سختی داره و نباید به پسر خودتون نگاه کنید و فکر کنید بچه سه ساله ای که به سرپرستی می گیرید هم آروم و خوش رفتاره.
این بچه ها اغلب توی شرایط خاص و بدون محبت والدین بزرگ شدن. بنابراین باید خودتون رو برای این آماده کنید که تایم زیادی رو فقط برای ارتباط گرفتن باهاش بگذرونید و اینکه اون بچه هم یهو توی محیط جدید با قوانين جدید تربیتی و رفتاری قرار می گیره و کلا چند ماه اول که به شدت سخته
نکته بعدی بدون در نظر گرفتن احساسات فقط منطقی فکر کنید و ببینید اگر توانایی از هر نظر دارید اقدام کنید.
یه طرح دیگه م هست به نام طرح میزبان
که برای یه مدت میزبانی یه بچه بی سرپرست یا بدسرپرست رو به عهده می گیرید. این مدت اگر برای بچه سرپرست دائم پیدا بشه یا خانواده ش اصلاح بشن (درمورد بدسرپرست ها) تموم می شه.
البته اگر میزبان خودش هم بخواد می تونه مدت میزبانی رو تموم کنه.
باید برید سایت ثبت نام کنید.
راستی درمورد اموال به نام زدن برای بچه ای که به سرپرستی دائم گرفته می‌شه هم اینطور نیست که همه اموال رو باید به نامش کرد. بخشی از اموال براساس قانون که اگر پسر باشه با برادرش یکسان می شه و اگر دختر باشه نصف برادرش می شه.
حتی می شه درخواست قانونی به دادگاه ارائه داد که به جای مستقیم به نام زدن وصیت صلح تنظیم کرد.
اینجوری تا وقتی پدر و مادر در قید حیات هستن مالی که به نام زدن رو فرزندان نمی تونن بفروشن و فقط درصورت فوت وارث طبق وصیت نامه صلح اموال تقسیم می شه

اگه مطمینی میتونی عشق کافی بدی بهش بگیر خیلی هم خوبه

سلام کار پسندیده ایه، و دل بزرگی میخواد حتی فکر کردن بهش،چیزی که تو ذهن من اومد این هست که با توجه به حساسیت روحی و جسمی و تربیتی شما، اون بچه۳ ساله حتماااا با کمبود به این سن رسیده، و شما باید بصورت فشرده اون بچه را به سطح گل پسرتون برسونید

من فکر می‌کنم یکی دیگه خودت بیاری ولی یه کمکی بگیری بهتره
واقعا کار بزرگ و مسئولیت سنگینیه یکی از بهزیستی بیاری و اینکه بین دوتا برادر ناتنی چجور رفتار بشه اون بچه رو آدم دلش نمیاد دعوا کنه یا کم بزازه براش و چقد باید ترحم ببینه بعد پسر خودت ببینه حساس بشه
وای خیلییی سخته
شما ک سالمین توانایی مالی. دارین خودت بیارین
البته نظر من بود 🫠🫠🫠
فکرت قشنگه خوشم اومد ولی وقتی به مسولیتش نگاه می‌کنم خوف برمیدارم🫣🫣🫣

عزیزم چون سوال کردی میگم. عزیزم یعنی تمام سختی تا سه سالگی بود ؟ از این به بعد سختی های دیگه شروع میشه از نوع دیگه باید ببینی تواناییشو در خودت میبینی .

قبول میکنن که ب سرپرستی بگیرین؟
قوانین سختی داره
قبلا میگفتن نباید بچه داشته باشین قانونش عوض شده؟

چ جالب منم تو فکر بودم یه دختر بیازم و میخوام جدی روش فکر کنم..ببین خیلی چالش ها داره و اینکه چطور بعدا بگی که داستان چی بودخ و واکنش اون بچه چی میتونه باشه سخت ترینشه..و اینکه باید اول به این فکر کنی ک واقعا میتونی بچه ی کس دیگه رو مثل بچه ی خودت حتی بیشتر بخوای!چون چالش ما سخت تر از اونایی میشه که کلا بچه ندارن..

باید خیلی تحقیق کنی خیلی با خودت فکر کنی. منم خیلی بهش فکر میکنم دوست دارم اما نگرانم. روزی که دعواشون شد طرف دخترمو نگیرم به ناحق، وقتی یه چیزی کم بود اول به دختر خودم ندم، یه روزی که نوجوون شد و مثل همه بچه ها با ما به اختلاف خورد سرکشی کرد جوتب سربالا داد ته دلم نگم این بچه خودم نیست معلوم نیست ذاتش چیه، مثل مادرا که همیشه بخشنده هستن نسبت به فرزنداشون باشم. نمیتونم ازین مطمئن بشم😑 ازین میترسم بیاد بینمون توی جمعون احساس غریبگی بکنه. یه پیج تو اینستا هست به اسم مادرپرتقالی، خیلی خیلی حقایق و روی دیگر فرزند پذیری رو عریان نشون میده. روایت میذاره از پدرمادرایی که خسته میشن کم میارن بچه ها رو برمیگردونن بهزیستی. خواستی تک پیجش یکم مطالعه کن

کسی که خودش بچه دار بشه و بچه داشته باشه بهش نمیدن خیلی سخته شرایطش

عزیزم بچه خودت و بیار
برادر یا خواهر تنی یه چیز دیگه اس
صبر و حوصله میخواد بچه ولی ارزشش و داره من سه تا دارم اینقدر که اینا هوای همو دارن از دیدن رابطشون لذت میبرم
بچه تنها گناه داره
پدر و مادر که همیشه نیستن

وای چقد من و همسر شما تفاهم داریم😄 اما شوهر من بشدت مخالف این کاره ...

من میگم دوروز دیگه بلاخره داداشن میگن اره مثلا چی بودی و چی شدی چون دیدم ک میگم طرف پولدار بچه خودشو داده بوده ب کسی از نوزادی
بزرگ شد و فهمید ک داستان چیه داغون شد واقعا

منم این چالش رو با خودم دارم حتی به پیشنهاد همسرتون هم فکر کردم اما هرچقدر با خودم کلنجار میرم میبینم نمیتونم همیشه و در همه حالی عدالت رو بینشون رعایت کنم و ممکنه خدای نکرده دل ی بچه رو بشکونم

ببین خیلی باید فک کنی که تبعیض نباشه بینشون چون به هرکدوم بیشتر توجه کنی اون یکی آسیب میبینه
چون پسرتم حس مالکیت داره نسبت بهت ممکنه اونو نپذیره
من دخترای خودم حتی خواهرزاده م رو نمیذارن بغل کنم یا بهم خاله بگه فک میکنن فقط باید مامان اونا باشم

خیلی کار قشنگیه ولی اگه میخواین انجام بدید تا وقتی پسرت ن بزرگ نشده اینکارو بکنید چون وقتی بزرگ شد حتما تو دعوای بین دو تا برادر بهش میگه تو از ما نیستی و ....

ما دوتا بچه داریم همسرم میگه سومی رو بیشتر سرپرست بیاریم که صاحب خانواده بشه اما من واقعا در توان خودم بچه ی سوم هرچند بزرگ باشه رو نمی بینم. دختر بزرگم اینقدر نیاز به کلاس و رسیدگی داره تو همین دوتاش هم موندم

سوال های مرتبط

مامان درسا مامان درسا ۳ سالگی
سلام خانما وقت بخیر.
دختر من ۲و سال و ۸ ماهشه نوه اول خانواده‌ی پدری .
و بچه اول هم هست و اینکه دختر خوبیه ولایی تازگیا عصبیه و حرف گوش نمیکنه پرخاشگری میکنه .
وقتی میره تو یه جمعی که چت تا بچه اس بد میشه و بچه ها رو اذیت میکنه .
خودم الان متوحه شدم که دلیلش چیه .
دلیلش اینکه که خیلی لوووسه چون همیشه خیلی بهش توجه شده و حرف حرف خودش بوده .ی جاهایی میرفتیم مورد توجه بوده ‌
الانکه ک یکم بزرگتر شده چون حس میکنه بقیه باب میلش رفتار نمیکنن و به بچه های دیگه توجه میکنن یه حس نا میدی و ترد شد میاد سراغش و برا همین بد شده .
ی جا خونده بودم ما حتی باید مواظب قربون و صدقه رفتنمون بریم که بچه عادت نکنه از کلمات دورت بگردم بمیرم برات و این دسته حزفهاااا نا خودآگاه بچه بد میشه و فکر میکنه تحت هر شرایطی میتووونه تزت سو استفاده کنه و فکر میکنه و اگه ازت درخواستی داشته باشه و تو انجام ندی .
احساس پوچی میکنه و فکر میکنه تو حرفهات دروغ.
مثلا من ب ی جاهایی به حرفش گوش نمیدم بعد میگه مامان تو مگه دوسم نداری ؟؟ پس بزار انجام بدم