یه جاری دارم پسرش همش خونه ما تلپه خدایی هفته دوسه بار اینجاس منم تو این شرایط اعصاب خودم ندارم اینم همش اینجاس صبح صبحانه تخم مرغ داشتیم من تو بارداری از رب بدم میاد گفتم گوجه ای بخوریم شوهرم میگه نه حسین علی گوجه ای نمیخوره ربی بزن منم از رب حالم بهم میخوره خودش درست کرد حالا میگه دوهفته اینجاس مامان بابا داره خونه بقیه پلاسه منم نمیتونم راحت دراز بکشم یا که بخوابم همش باید لباس تنت باشه دیروز دستش دستگاه گرفته زیر کرده شوهرم از صبح رفته تا شب دکتر ببر بخیه بزن دندون پزشکی ببرش خونه خودمون سقفش چکه میکرد میگم بیا خونه رو آب برد فلان جام نمیتونم خودمم همش کمردرد نمیتونم که تکون بخورم همش تهوع سردرد تلویزیون نمیزاره روشن کنیم دخترم بدون کارتونی نمیخوابه تو این روزا اعصاب خودم ندارم حالا اینم اضافه شده اینو نمیخورم اونو نمیخورم به شوهرم میگم من ناز دخترم نمیکشم این دیگه کجا بزارمش ناراحت شده بعدم تو این گرونی آدم تو خرج خودش میمونه مهمون‌ که هیچی تو این شرایطم بهش میگم هرکی درک نکنه تو که میتونی من مهمون داری نمیتونم میگه مگه من ناز تورو نمیکشم واقعا دیگه چیکارش کنم

۱۰ پاسخ

مامان بابا داره والا کاسه داغتر از اش میشه شوهرم درصورتی که بچه های جاریم فقط داییشون خالشون آدم حساب میکنن عمو عمه فقط زاپاسن

تنها راه حل اینکه یه دوسه روز بری خونه مادرت بگی حالم خوب نیس بهونه بگیر و اگه شوهرت هم گیر داد رو رو بزار کنار بهش بگو خستم و حالم اوکی نیس تو خونه خودم سختمه میخام راحت باشم همش این بچه اونجاس به شوهرت بگو هروقت اون رفت و دیگت نیومد من برمیگردم خونه

این مسئله شما به راحتی قابل حل نیست حقیقتا
باید کلی بحث و صحبت بشه تا بتونید مدیریت کنید تصمیمات همسرتون رو
مقصر همسرتون هست
ن شخصی ک فرزندش رو اورده
چون اختیار چهار چوب با خود شماست شما ک مخالف قبول همسرتونم باید معقول برخورد کنه یک الی ۳ روز باشه مسئله ای نیست برای اینکه سخت نگیریم ولی ۲ هفته زیاده روی هست مگر حالا شرایط حاد باشه و کسی نتونه این فرزند رو مراقبت کنه باید دلایل رو بسنجی
ببینی ایا به صلاح بوده این تصمیم یا ن صرفا چون با شما سخت میگذره پس نباید این اتفاق بیفته چون طبق پیزی ک خوندم همسرتون با توجه ب مخالفت شما باهاتون راه هم میاد

زنگ بزن مامانش بیاد ببرش بابا
چرا تحمل می‌کنی ؟ بهت آفرین نمیگن گلم از ما گفتن بود

رو نده بزار بره بگو میخوایم بریم بیرون یا میریم دکتر

اره دیگ ادم‌اذیت میشه خوب بگو من خوشم نمیاد شرایطم سخته پیشش نمیتونم راحت باشم بعضیا واقعا درک ندارن به مامانش یه جوری بگو ناراحت نشه

شوهرت اصکله
چند سالشه بچه

چند روز مهمونتونه ؟یا همیشه اونجاس؟

حق داری که ناراحت بشی😕

براچی پیشته بچه جاریت

سوال های مرتبط

مامان 🩷 دخترم🩷 مامان 🩷 دخترم🩷 هفته سی‌ام بارداری
خانوما من خیلی خوشحالم که باردارم نا شکری نمیکردم چون ۵ سال طول کشید تا باردار بشم اما الان پشیمونم از مادر شدنم نمی دونم چیکار کنم شوهرم اخلاق نداره از صبح تا شب بیدار میشه فقط میرینه تو اعصاب من دعواهای ۳ سال پیش که با خانوادم کرده رو هر دیقه میاره رو با اینکه مقصر خودش بوده همش بهم تهمت میزنه میگه داری خیانت میکنی من میرم بیرون با همه چت میکنی در صورتی که خودم هزاران بار موچشو گرفتم همین الانم ا، بغل گوشیش رد میشم رنگش میپره خودش یه خانواده داغون داره که مواد فروش و قرص فروشن ولی یه جوری رفتار میکنه انگار دکتر مهندسن خانواده من عیب دارن در صورتی که خانواده من فقط دستشون خالیه مشکل دیگه ای ندارن ، از وقتی فهمیده باردارم همش میگه بچه تو‌شکمت مرده ، کاش بیوفته من بچه نمیخوام این ب دنیا بیاد روزگارت سیاه میکنم و از این‌حرفا مامانمم میگه از الان پس انداز کن ب این امیدی نیست موقع زایمان پول بیمارستان و بده نمونی تو کوچه خیابون واقعا خسته ام دلم نمیخواد شوهرمو ببنم یا خونه ام باشم همش عصبیم میکنه