۲۰ پاسخ

خودت چند سالته؟
اگه قصد داری بیاری موقع خوبیه نزار دیرتر بشه . ولی بنظر من الان حال و حوصله بچه دوم نیست واقعا . و از لحاظ اقتصاد جامعه تر زدن توش 😒
اگه من جای شما بودم با حرف پسرم بچه دوم نمیاوردم . چون اون بچست و هیچ درکی از هزینه و کارا و اذیتای بچه کوچیک نداره و یه روزی برادر یا خواهر خودش ام تکراری میشه براش

فقط به شرایطتت نگاه کن نه حرفای بچه ت چون دو روز دیگه با هم کلی دعواشون میشه و خودت میگی کاش نمیاوردم البته مطمعنن تایمای خوب هم با هم خواهند داشت اما شرایط و امادگی روحی و مالی حرف اول و میزنن به نظر من

روزی رو خدا میده چکار کنم نداره اقدام کنید به حرف هیچ کسم گوش نده بدبخت بچه تنهاست بعدم خدایی نکرده اتفاقی برا یه بچه بیفته ادم ثمره عمرش میره باید چند تا داشت

منم نگرانم ولی توکلم ب خداست دختر منم همش مبگه آجی میخوام پریود بشم و خوب بشم میریم برا اقدام

من دقیقا خودتم عزیزم.

منم دوست دارم ولی دیگه نمیارم

منم دقیقا شرایط الان شما رو دارم

درسته ک شرایط اقتصادی و رفاهی هیچکس خوب نیست

ولی تک فرزندی ب‌نظرم اصلا خوب نیست...خیلی بده
خرجش هم بیشتره.بچهای تک فرزند ی مقدار لوس هستن بسیار توجه زیادی از خانواده میگیرن هرچی هم بخوان بلافاصله باید براشون تهیه کنی چون دلت میسوزه ک‌همبازی ندارن


اگه تمام شرایطش رو داری ی بچه دیگه بیار ولی الان زوده.بذار دو سال دیگه

عزیزم الان بهترین موقعست یکی بیا همبازیه هم میشن باهم بزرگ میشن من پسرم با دخترم ۷ سال فاصله دارن یعنی پسرم تا بزرگ شده پدرمو درآورد همیشه تنها همیشه مثل دم چسبیده بود به من آسایش نداشتم از دستش ولی الان دخترم با داداشش سرگرم هست ما خودمون مگه خواهر و برادرهای پشت سرهم نداشتیم اصلا با مادرامون کار نداشتیم خودمون دوستای هم بودیم مخصوصا که همجنس بشن خیلی عالیه بیار باهم بزرگ میشن

من مشکل اقتصادو گرونیو وضیت مملکت رو کنار بزارم بزرگ ترین مشکلم اینه هیچ کس بچمو نگه نمیداره مادرم سرکاره مادر شوهرمم طبقه پایینه نگه نمیداره خواهر اینا هم ندارم..منم بچم همش تنهاس هیچ بچه کوچیکی هم تو خانوادمون نیس یه پسر عمه همسن داره ک اونم مادرش خودش میگیره ن زنگ میرنه ن حال بچم میپرسه...اما خب چاره ایی ندارم باید بزارم بچم حداقل ۵ سالش شه بتونم دکتری جایی باهم بریم بهونه نگیره

اگه از نظر روحی اوکی هستی
اقدام کن..تا باردار بشی و زایمان کنی خدا بزرگه..روزی میرسه
ما کسی و داشتیم بعد ۱۱ سال بچه دوم ناخواسته آوردن
از همون دوران شغل و شرایط زندگیشون تغییر کرد و بهتر شد.در حدی که بیمارستان خصوصی زایمان کرد و..

بنظرم اگه شرایط اوکی بیاربهترین موقع ست

برای اینکه بچه حوصله ش سر نره و تنها نباشه هزارتا راه هست یکیش مهد گذاشتن،نمیگم جای خواهر و برادر رو میگیره ولی باید اول از همه شرایط جامعه و شرایط روحی و جسمی و البته مالی خودتونو در نظر بگیرین بعد اقدام کنین،خیلی هارو دیدم بعد بچه دوم با فاصله سنی کم خیلی داغون و افسرده شدن و به هیچ کدوم از بچه ها اونجور که باید رسیدگی نمیکنن چون دیگه توان و اعصابی براشون نمونده و میگن برگردیم عقب انقدر زود بچه دوم رو نمیاوردیم...

بازم نظر خودته ولی امسال باردار بشی بهتر از سال دیگه ن چون سن بچه ت هم خوبه منم بخاطر اینکه دخترم تنها نباشه باردار شدم

وای دقیقا مثه من
پسرم میگه مامان بریم. یه نی نی خوبی بخریم
منم خیلی دوس دارم ولی از همه چی میترسم
از هزینه ها از این که دوتا بچه رو چی جوری بزرگ کنم؟ میگم نکنه زوده بزار سال دیگه
ولی از طرفی میگم سال دیگه باز همه چی گرون تره

سر اولی ک میخاسم اقدام کنه اصلا به این چیزا فک نکردم الان چون یه تجربه دارم خیلی میترسم

خداروشکر پسر من نمیگه اصلا چون منو باباش اصلا علاقه ب بچه بعدی نداریم مگر شرایط مملکت درست بشه همه چی اوکی باشه و بدونیم قطعا دختره

منم 😔😔😔😔😔

منم مثل تو

من😪

من🥴🥺🥴🥺🥴🥺

سوال های مرتبط

مامان تیام👼 مامان تیام👼 ۳ سالگی
سلام بر همه مامانا
نمی‌دونم چرا دلم برای تیام خیلی میسوزه فوق العاده مهربونه درسته گاهی خیلی کم لج می‌کنه ولی نه زیاد
یا گاهی مثلا نسبت به بعضی بچه تا با ادب تره نه اینکه پسرمه تعریف کنم میبینم از یه جهت دوست دارم ولی نه زیاد حقیقتا کنار بچه های دیگه قرار میگیره حس میکنم چون مهربونه ساده به نظر میاد
مثلا تو پارک بازی کنه یه بچه ای بی افته سریع میاد میگه مامان من نبودم یا هول ندادم چون بهش گفتیم کار بدیه مامانش ناراحت میشه
بعد سر سره بخوره بخوره به یه بچه ای
یا ناخواسته بخوره سریع بغل می‌کنه میگه معذرت خواهی میکنم ببخشید این مدلی حتی با خودمم همینه ناراحتم عصبانی بشم سریع میگه عزیزم عزیزم عصبانی نشو آروم باش آروم باش
بعد مثلا هوای دخترا بیشتر داره مثلا دیدم دختر هلش بده تیام نمی‌ده سعی می‌کنه آروم کنه یا بغل کنه
ولی پسر اگه بزنه اذیت کنه میزنه
ولی کنار بعضی بچه ها خیلی ساده به نظر میاد انکار مثلا به قول ما پیچوندن این چیزا بلد نیست نمی‌گم اینجوری باشه ولی تو جامعه الان واقعاااا لازمه خودمم عینه تیام بودم خیلی ضربه خوردم تا که همه چی برام عادی و بی اهمیت شد دوست ندارم دلش بشکنه
یه چی بشه میگه قابلی ندارها بفرما عزیزم
مثلا اینجور حرف زدن بعضی جاها دوست دارم مثلا مغازه خرید می‌کنه میگه ببخشید بی زحمت اینو حساب کنید ولی پارک و بعضی جاها دوست ندارم دلم نمی‌خواهد ضربه بخوره بعضی انقد خیلی معذرت می‌خوام از بچگی پدر.... آب زیرکا هستن
به نظرتون حسم اشتباه دوست ندارم انقد مهربون باشه