خانما بیاین مشورت
من بابام اینا خونه دارن ولی کهنه ساخته و میخاستن یه زمین بخرن ک با وام مسکن اوکیش کنن بعد ماهم خونه داریم پدرشوهرم داده و مام میخاستیم زمین بگیریم با وام اوکی کنیم تا بمونه برا آینده برا فروش یا به عنوان پس انداز بعد مامانم دوسال پیش نفهمیده برا پسر داییم رفته وام مسکن برداشته ک برا همون به مامان بابام وام نمیدن یه خاهر بزرگتر دارم شغل شوهرش دولتیه و همیشه وام دارن و کلی پس انداز صب مامانم گفت تو میای برداریم وام به اسم تو یا به اسم خاهر بزرگت منم گفتم مام شاید برداریم آخه لاقل برا بزرگتره بردارین اونا وام اینا دارن ولی شغل شوهر من جوری نیست ک وام برداریم حالا بنظرتون اشتباه گفتم من ؟ عذاب وجدان گرفتم کاش اصلا این درخاستو از من نمیکردن بالاخره منم باید کارایی کنم از الان ک جوونیم شوهرم تو شکرت کار میکنه کار سخت واسه همون باید به فکر آینده باشیم وگرنه با پولی ک ایشون میارن هیچکاری نمیشه کرد 🥲کارم درست بود یا ن ؟ باز گفتن چیکار کنم

۳ پاسخ

ن عزیزم
مامانت کاش از تو درخاست نمیکرد ک تو عذاب وجدان بگیری باید از همون خواهرت درخاست میکرد
چون خلاصه تو هم زندگی لازمی اصلا ب دل نگیر

کارت درست بوده

نمیدونم والاه وام برمیداشتن خودشون میدادن دیگه شما نه ک

سوال های مرتبط

مامان یاسین ومائده مامان یاسین ومائده ۳ سالگی
مامان آوش مامان آوش ۳ سالگی
سال ١٤٠٠ تصميم گرفتم برم خودمو چك كنم ولي تصميمم واسه بچه دار شدن ٤٠٢ بود،وقتي رفتم دكتر بم گفت ك تو بچه دار نميشي بايد سريع بري مركز ناباروري بش گفتم من نميخوام الان بچه دار شم گفت مهم نيس تو ميري اونجا شايد ١٠ سال زمان ببره تا باردار شي،گفتم داره چِرت ميگه رفتم چندتا دكتر ديگه نظر اونا هم همين بود ك ب آسوني باردار نميشم،حقيقتو بگم يكم ناراحت شدم ولي تو دلم گفتم اگه خدا بخواد ميشم وگرنه هيچ،اومدم خونه ب همسرم گفتم ك دكترا چيا بم گفتن،بم گفت اااا جدي پس الكي اينهمه جلوگيري ميكرديم خودمونو عذاب ميداديم با كُلي خنده بم گفت،گفت ديگه راحت شديم😂من فك كردم حالا اونم ناراحت ميشه ولي اون ب فكره ي چيزه ديگه بود😂😂ما ديگه تصميم بر اين شد ك جلوگيري نكنيم و آزااادييييي😂😂حتي نرفتيم دكتر بمون دارويي چيزي بده چون بچه نميخواستيم
دوماه بعد بار دار شدم (خداروشكر ميكنم واسه فرشته اي ك بم داد خيلييييي ميخوامش و دوستش دارم)ولي ريدم تو علمي ك اين پزشكا دارن اگه ميدونستم ب اين زودي بازدار ميشم جلوگيري ميكرديم مثله قبل😅
خواستم بگم كافيه فقط خدا بخواد ديگه هيچ

تو اين عكس چند ساعت بعد آووش دنيا اومد😍

همسرم حتي ب خودش زحمت نداده از رو تخت بلند شه عكس بگيره😅