۶ پاسخ

براش اسباب بازی بخر
غذاهایی ک دوس داره بپز
کارهایی ک دوس داره بازی هایی ک دوس داره باهاش بازی کن
کمتر برو خونه مامانت

مامانت اگه از این موضوع اذیت نمی شه چرا که نه بذار بمونه . خودت هم نفس بکش
دختر منم خیلی وابسته هست طوری که چند روز باید بمونم خونه مامانم آخرش با ترفند استیکر همسرم میارتش خونه .

خوشبحالت

من این مشکل داشتم منتها ب خواهرشوهرم وابسته میشد پسرم ک نم نم کم کردم و یکسره تو گوشش خوندم ک نباید زیاد بری خونه عمه و مامان تنها بمونم غصه میخورم خدارو شکر از سرش نم نم افتاد

ی بچه دیگه بیار یعنی چنان میاد بهت میچسبه فکرشم نمیکنی

از اول اشتباه کردی بدون خودت اجازه دادی تایم زیاد بمونه اونم شب

سوال های مرتبط

مامان ماهان مامان ماهان ۴ سالگی
مامان محمد حسام مامان محمد حسام ۵ سالگی
خانما میخوام درد و دل کنم من و شوهرم 7 ماه صحبت کردیم زیر نظر خانواده ها و ازدواج کردیم از اول ازدواجمون شوهرم قصد داشت منو تغییر بده و به قول خودش شبیه خودش کنه و از این طریق افسار زندگیش رو دستش بگیره من وابسته خانواده ام هستم مخصوصا مادرم اون هم میدونست و با خانواده ام در افتاد و یکی یکی پاشون رو از خونه ام برید تا به قول خودش من مستقل بشم تو این گیر و دار من باردار شدم در حالی که با کل خونواده ام قهر بود تو دوران بارداری خیلی اذیتم کرد و من از ماه هشت بارداری افسردگی گرفتم تا سه ماه پس از زایمان حالم بد بود ولی تو اون روزا تنها دل خوشیم و دلیل زندگیم پسرم بود الان هم جونم به جونش بسته است نمی تونم یه لحظه دوریش رو تحمل کنم پسرم هر چی بخواد بخره به من میگه چون باباش براش نمیخره حتی لباساش رو مامانم اینا می‌خرن دکترش رو خودم میبرم خلاصه که باباش هیچ احساس مسئولیت نداره ولی پسرم باباش رو بیشتر از من دوست داره به من میگه من تو رو دوست ندارم بابام رو دوست دارم خیلی دلم گرفته