چقدر خوبه که موقع تعریف از یه بچه ماشاالله بگیم و تو زبونمون باشه... من خودم که اینجوریم همیشه ماشاالله چه برا بچه های خودم چه بقیه سر زبونمه... امشب بچه هارو بردیم خانه بازی... یکی از دوستا با دوقلوهاشون هم بودن... سری قبل هم که بچه هارو دید همش می‌گفت چه خوشگلن ..اینسری هم بدون اینکه بگه ماشاالله... لپشون رو کشید و می‌گفت خوشگلن... یا همش به رفتارهاسون حرف زدنشون...چون بچه های خودش نوزپه ماهم و اصلا حرف نمی‌زنن...آهنگ همین بود اونجا پخش شد پسرم داشت میخوند و خانومه کلی خوشش اومد ...یه خانم دیگه هم ازن پرسید دوقلوان ..این پسره این دختر گفتم آره...آخه موهای بچه هارو اصلا کوتاه نکردیم پسرمم موهاش ماشاالله پرپشت و بلند بستیم...ماشاالله تپلی هم هست ... گفت چقد خوشگلن من فک کردم دختره...بعد گفت طبیعی باردار صدی یا آی وی اف..خلاصه تو راه خونه دخترم با اینکه سابقه بیکاری حرکت داره اما ماشین وایساده بود همسرم رفت مغازه دو دقیقه بعدش گفت مامان دلم درد می‌کنه و استفراغ کرد.. رسیدیم خونه پسرم آنقدر گریه کرد بابا منو ببر بیرون...من تا اومدم اسپند دود کردم همون لحظه خودش برگشت رفت کاپشن درآورد!!! همسرم گفت ببین تا اسپند دود کردی خودش لباس درآورد!! بعدش من آوردم کتری رو آب کنم بذارم رو گاز.‌.با اینکه دو سه بار آبش رو خالی کردم و کتری کاملا سرد بود و آب سرد می‌ریختم داخل کتری از داخل کتری بخار درمیومد به همسرم گفتم ببین چرا کتری اینحوریه؟؟ آب که گرم نیست همسرم هم آب هم کاری رو چک کرد دید اره سردن😂من خودمم ترسیدم امشب از چشم بد ...
بر چشم خوب رحمت ❤️🧿

۷ پاسخ

سلام عزیزم خودت آیت و الکرسی بخون فوت کن بهشون یا وان یکاد بخون یا چهارقل بخون براشون
الان ماهور چه طوره بهتره

خداحفظشون کنه.ادمای حسودچشماشون شوره.منم یه بازیه نفرپسرمودیدگفت چه زود به حرف اومده نه ماشالایی نه چیزی من بهش گفتم بگوماشالا.همیشه چهارقل وایت الکرسی بخون ازهمه چی درامانید

من بخاطر همین جلب توجع و چشم زدن موهای فرفری پسرمو کوتاه کردم ازبانمکیش کم بشه

عزیزم ماشاالله خداحفظشون کنه.من خودمم همینجوریم😍

حرز امام جواد بخر گردنشون کن معرکس

چشم بد از همه بچه ها بدور
الهی که بچه منم کامل حرف بزنه عزیزم ♥️

خدا حفظشون کنه چهار قل ایت الکرسی بخون واسشون همیشه

سوال های مرتبط

مامان محیا مامان محیا ۲ سالگی
برای من امروز یه چالشی که همیشه فکرش رو میکردم راحت گذشت

من رو دشتشویی حموم وسواس دارم .خونه مادرشوهرم یکم کوچیکه و قدمیه دستشوییشون ...
من خودم سعی خودم رو تو این شش سال کردم که نرم دستشویی اونجا .
دخترم که به دتیا اومد همش دغدغه م این بود که وقتی دارم از پوشک میگیرم اونجا چطور ببرمش دستشویی...
(همیشه خودم دخترم رو پوشک میکردم میبردم دستشویی .هیچ وقت شوهرم نبرده .فقط الان که دارم از پوشک میگیرم ‌یکی دوبار بردش دستشویی )
امشب که بعد گرفتن پوشک اولین بار بود بردمش خونه اونا ..به همسزم فقط لحظه اخر گفتم باید اونجا با من همکاری کنی تو بردن دستشویی ...منظورم این بود بچه رو بگیره لباس تنش کنه تا من دستامو بشوره مراقب باشم به جایی نخوردم .
بچه رو که خواستم ببرم .گفت بیا .دیدم خودش رفت تو دستشویی گفت بوه بهم ..من اصلا نرفتن تو ...
شاید برای شما چیز کوچکی باشه ...
اما برای من که دغدغه ذهنیم بود اینقدر مزه داد .اینقدر حس خوب گرفتم...
دیگه راحتم بریم اونجا میدونه خودش باید ببره...😃😃😃
مامان پسر بچه❤️ مامان پسر بچه❤️ ۲ سالگی
مامانا اومدم یه تجربه باهاتون به اشتراک بذارم.
من از اوووول یه شیشه ی در دار تمیز برای پسرم جدا گذاشتم مامانمم یه کتری داشت که شیرش از گرما آب شده بود دیگه مامانم دم دستش نمیذاشت اونو و استفاده نمیکرد کسی میومد خونه زشت بود.
اونو گذاشتیم برای پسرم
صبح تا بیدار میشیم هربار یه سری مواد غذایی تازه و مقوی رو میریزیم تو شیشه همون موقع رب خونگی یا گوجه و نمک و ایناهم میزنیم و درشو میبندیم میذاریم تو کتری خودش تا ظهر آروم آروم و قشنگ میپزه دیگه نیاز نیست هی سراغش بریم و اینا و اینکه خیالمون راحته بچه غذا داره. چون ممکنه یه روزایی ما غذای مونده از شب قبل رو مثلا بخوریم یا فست فودی چیزی که برای اون مناسب نیست اینجوری بچم همیشه غذای تازه و مقوی مخصوص خودشو داره 😍
تازه تو شیشه هم وقتی میپزه خاصیتشون بیشتر حفظ میشه
مثلا یه بار پیاز کوچیک بلدرچین برنج نیمدونه هویج سبزی سیب زمینی و اینا میریزم
یه بار گوشت با یه سری ترکیبات دیگه
یه بار مرغ و...
مامان كهبد مامان كهبد ۲ سالگی
خاطره روز زایمان🤰🏻

زایمان من تموم شد و خوش و خرم آوردن تو اتاق👩🏻‍🦽
قبل از من یه مامان زیبارو که زایمان دومش بود به همراه مامانش اونجا بودن. مامان سزارینی بود و خیلی درد داشت 😔
ساعت ملاقات شد دیدیم یه آقای کت و شلوار پوش🤵🏻با یه بچه سه ساله کت و شلوار پوش وارد اتاق شدن، یادم نیست چه کاره دادگستری بود⚖️ اما سمت خوبی داشت.
به محض ورود شروع کرد به تعریف اینکه امروز محل کارش چه اتفاقایی افتاده و چقدر سختی کشیده که بچه رو آماده کنه تا بیان بیمارستان و مامان هم همچنان از درد ناله میکنه🤒
گذشت تا اینکه بچه رو آوردن تا بابا ببینه 👶🏻
بابا تا بچه رو دید گفت الا و بلا همین الان باید تو گوشش اذان بگم👂🏻
مادر خانم هم گفت الان وقتش نیست شاید بقیه اذیت بشن، ما هم تو کف بودیم مگه میخوان چیکار کنن یه اذان گفتن که این همه بحث نداره 😳 خلاصه از داماد اصرار از مادر خانم انکار
بابا بچه رو گرفت جلوی دهنش که اذان بگه چشمتون روز بد نبینه اتاق که چه عرض کنم کل بیمارستان تو دهن این آقا بود با صدای بلند🗣و با صوت غلیظ شروع کرد به اذان گفتن، هنوز به اکبر نرسیده بود که نوزاد زد زیر گریه😭
اگه فکر کردید بابا قطع کرد سخت در اشتباهید❌ با صدای بلندتری ادامه داد🎤 به قول نقی معمولی مگه میشه، مگه داریم
گفتن اذان تموم شد و بچه همچنان گریه میکرد.
مامان بیچاره امد برای شوهرش ناز و کرشمه بیاد که خیلی داره درد میکشه و دستمو بگیر و از این حرفا …
یهو شوهره داد زد این اداها چیه؟ مگه چیکار کردی؟ مگه شمشیر خوردی؟ مگه …
باورتون میشه گذاشت رفت🚶🏻


خلاصه اینکه بعد از گذشت دو سال و اندی به این فکر میکنم که اون خانم هنوز بلده ناز کنه؟!
مامان Nafas مامان Nafas ۲ سالگی
سلام انشالله که حال دلتون خوب باشه عزیزان من از دیشب درگیر دخترم بودم تا امروز عصر دیشب داشت با باباش بازی میکرد که یهو گریه کرد دستشو گذاشت رو اون یکی دستش نزاشت اصلا دست بزنیم فقط گریه میکرد بردیم بیمارستان اونجا گفتن چیزی نیس عکس انداختن گفتن استخوان دستش ترک برداشته باید آتل ببندیم من گفتم نه همسرم گفت بزار ببندن خلاصه که بستن ولی من راضی نبودم هی میگفتم نکنه دستش در رفته اینجوری درد می‌کنه آخه ترک اینجوری نمیشه ک پرستاره گفت اینا دکترن بیشتر میفهمن خلاصه اومدیم خونه بعدش تا صبح بچم نتونست بخابه صبح به همسرم گفتم آتلو باز کن وقتی از آرنج نیس بزار دستشو تکون بده ببند جایی که ترک برداشته باز کردیم دخترم دوباره گریه کرد تکون نداد عصر بردیم دکتر ارتوپدی آتلو باز کرد گفت چیزیش نیس اصلا ترک هم نداره ببر بعد یک هفته بیار از مطب که در اومدیم دخترم اصلا دستشو تکون نداد فقط گریه کرد دوباره برگشتم گفتم اگه چیزیش نیس چرا تکون نمیده گف خانم ببر بعد یک هفته بیار از اونجا ناامید و با دلی پر از گریه در اومدیم چند قدم اون ورتر دیدم تو تابلو نوشته دکتر اورتوپدی وشکسته بندی به همسرم گفتم بردیم اونجا نگا به عکس کرد یهو آرنج دخترمو گرفت فشار داد گف انداختم در رفتگی نصفه بود بعد پنج دقیقه خوب نشد تکون نداد بیار از اونجا در اومدیم دخترم دستشو تکون داد بازی کرد بال نداشتیم پرواز کنیم بعدش یه قوطی شیرینی خریدیم رفتیم تشکر گف اگر درد هم داشت تا صبح خوب میشه جایه فشارع خلاصه که تو یه شب من پنج سال پیر شدم خدا هیچ پدر مادریو با بچش امتحان نکنه♥️
مامان شاهیار مامان شاهیار ۳ سالگی
خانوم‌ها که تجربه از پوشک گرفتن دارید لطفا راهنمایی کنید من الان تقریبا ۴ ماه دارم آماده میکنم مثلا میگفتم بیا بریم دستشویی کتاب خریدم بردمش خودش شرت انتخاب کرد با هم رفتیم لگن خریدیم باز خودش انتخاب کرد اولا که خوب من دستشوییم یه پله بزرگ از سطح خونه پایین من میخواستم به خاطره اون لگن و بزارم دم در دستشویی که آقا قبول نکردن گفت نه جا جیش دستشویی😐الان چند روز بود باز میزاشتمش ولی خودش میومد میگفت شورت نه پوشک منم اجبار نمیکردم‌پوشک میپوشوندم دیروز از صبح باز بود یه بار خطا داشت اونم یه کوچولو تا کرده بود آمد گفت بدوووو جیشم ریخت بقیه و رفت دستشوی داشتم میبردمش پارک پوشک پوشید بعد تو پارک گفت من و ببر دستشویی سه ساعت پارک بودیم تو پوشک جیش نکرد شب هم از خواب بیدار شد گفت مامان پوشک دارم گفتم اره گفت جیش کنم توش بغلش کردم بردمش دستشویی الان میخوام ببینم باز بیرون میرم و تو خواب همین کار و انجام بدم؟ بعد چقدر زمان میبره یاد بگیره
مامان شیلاجون مامان شیلاجون ۲ سالگی
سلام اومدم تجربمو راجب از پوشک گرفتن بگم
من تازه دو روز بود شروع کرده بود و واقعا هلاک بودم اومدم تاپیک زدم که چقدر سخته و درد دل کنم
خیلی ها نوشتن زوده نباید میگرفتی
اومدم بگم اصلا این حرفها نیست یه وقت تنبلی خودمون رو به پای ناتوانی بچه نزاریم
من روز اول که شروع کردم پاکت خالی پوشک رو به دخترم نشون دادم و گفتم پوشک نداریم باید هروقت جیش داشتی بهم بگی که بریم دسشویی . قطعا که اصلا نفهمید منظورم چیه اما تو ذهنش موند که پوشک نداریم . و خلاصه روز اول که همش میبردمش تند تند دسشویی بحدی که شب گررریه میکرد می گفت نمیام دسشویی و بماند که روز اول و دوم و سوم و چهارم همش تو شلوارش جیش میکرد حتی پی پی
چون واقعا خیلی متوجه نیست چی میگیم بچه چشم باز کرده پوشک داشته . فقط هر سری میگفتم مامان نباید تو شلوارت جیش کنی باید هروقت جیش داشتی بریم دسشویی
بهش بحالت شعر همش میگفتم وقتی میخواد بیاد جیش
باید بریم دسشویی
اینقدر این شعر رو خوندم که با خودش میخوندش و حفظ شده بود
بلاخره روز پنجم گفت مامان جیش دارم
البته هروقت پی پی داره هم میگه مامان جیش دارم(مهم اطلاع دادن هست حالا چه جیش چه پی پی)روز پنجم و ششم یکی دوبار خطا داشت و تو شلوار جیش میکرد که مهم نبود چون هواسش پرت بازی بود وگرنه همش خودش میگفت و میرفتیم
خداروشکر الان روز دوازدهم یا سیزدهم هست حتی وسط بازی هم میگه. این تجربه من بود
گفتم درمیون بزارم باهاتون . فقط چندتا نکته اینکه
دسشویی رو جذاب کنید با برچسب یا یه کوچولو آب بازی
ازهمه مهمتر اصلا عصبانی نشید البته من استیکر خنده و گریه داشتم وقتی نمی‌گفت بهم استیکر ناراحت میزدم وقتی میگفت کلی تشویق میکردم و استیکر خنده میزاشتم براش. بنطرم خیلی سخت بود اما با صبر و تحمل شدنی .
مامان رایان مامان رایان ۲ سالگی
سلام عزیزان

دوتا بازی سرگرم کننده آوردم که همه میتونن بازی کنن چندتا کودک باهم یا کودک با والدینش
دو یا سه رنگ کاغذ رنگی بستگی به تعداد بازی کنان داره 🤣

کاغذ هارو دایره یا مربع ، مثلث برش بزنین که برای آموزش اشکال هم خوبه
و مشخص کنین کدوم رنگ و شکل برای کی هستش قاطی کنین کاغذ هارو رو میز یا تو سینی بریزین و بعد هرکسی با نی ( با میک زدن ) کاغذ رو برداره و ببره تو ظرف خودش بریزه هر کی زود تموم کرد برنده هستش 🤣
بچه های بالای سه سال راحتتر میتونن انجام بدن 🤗

که رایان اول نمی‌توانست هی میگفتم مامانی آب و شیر چطوری میخوری با نی میک بزن تا بتونی کاغذ رو برداری 😵‍💫🤣

دومیش هم اینه که با همین کاغذ ها و نی به جای اینکه کاغذ رو برداری هرکسی کاغذ خودشو با نی فوت می‌کنه تا ببره یک گوشه جمع کنه این راحته و بچه های دو ساله میتونن انجام بدن
من کاغذ های صورتی رو رایان کاغذ های نارنجی رو فوت کردیم همشون بردیم اون سر میز 🤣😅
دوتا بازی هم خیلی بامزه و جالبه کلی سرگرم میشن 😍