۸ پاسخ

متاسفانه منم از بعد زایماناینجوری شدم ؛ درحدی که با دیدنشون تپش قلب میگیرم

واییی واییی مامانم تو سیسمونی لباس گرفته بود ست ۵تیکه و ست ۲۱تیکه چون دخترم ریزه هست تنش میشد تا الان پوشوندم همش منو دیدنی میگن اینا چیه خیلی کوچیکه و..... منم یبار گفتم موند ننش یکی بزرگترش بگیره من بپوشونم 🤣

منم متنفرم چون بارداری بهم سر نمیزد دخالت میکنه منم ارتباطمو قطع کردم اعصابو ارامشم بهتره شده

منم سر همین دخالتا تا نزدیک دوماهگی بچم رفت وامد داشتیم ازونجا به بعد تا الان رفت و امدمو قطع کردم شوهرم خودش میره میاد و میبینه الانکه رفت وامدی نیست زندگیمونم بهتره دعوایی هم نداریم همش بخاطر حرفا وکاراشون بحث میکردیم پنج سال تو زندگیم حرف زدن دیگه نزاشتم برای بچم ادامه بدن

من ک هرچی لباس میخرم میگه بذار واسه سال آینده چون گشادن بزرگن دیشب خواستم بگم پس خودت بخر دیگه دهنمو بستم

نمیفهمم چرا انقدر اهمیت میدی خب بذار بگه تو کار خودتو بکن

منم دیدم تو بچه داری یرخین و هی نظر میده و دخالت میکنه رفت و امدو کم کزدم لازم باشه قطع میکنم بچه مهم تره

رفت و امد نکنید عزیزم

سوال های مرتبط