۸ پاسخ

بچه ها ابنجوری که من فهمبدم ابنا همش بازی هورمون هاست .نباید خودمونو بدیم دستش وگرنه زندگی مشترک رو از دست میدیم

صبر و اینکه به روی خودت نیار

منم البته همین حس رو دارم من حتی وقتی شوهرم بچه رو میبوسه خیلی از شوهرم بدم میاد همش حس میکنم منو بخاطر بچه تحمل میکنه ومنو دوس نداره بخاطر بچه منو نگه داشته خیلی ازش بدم اومده حس میکنم من فقط کون شور بچه م بچه میتونن تصمیم بگیرن واسه بچه من ولی خودم نه چیزی جز پرستار نیستم

نرو خونه مادرشوهرت مگه مجبوری

منم یه ماه اول اینجوری بودم نسبت به مادرشوهرم گارد داشتم با اینکه زن خیلی خوبیه طفلی ماروهم خیلی دوس داره فک کنم بخاطر بهم ریختگی هورمون و اینا باشه

مادرشوهرا همشون همینن .تا قبل از اینکه باردار بشم میگفت بچه دار شدن واسه دهاتیاس کی تو این دوره زمونه بچه دار میشه .یه بار بهش گفتم من اگه بچه دار شم شما میاین گفت من اگه بیام یه روز میام .ولی باردار شدم هم حتی یه بارم بهم زنگ نزد و تبریکم نگفت ولی خواستم زایمان کنم به شوهرم گفت من میام اومد و 15 روز منو عذاب داد همش احساسذنامافی بودن میداد بهم خدا لعنتش کنه

عزیزم خونه ای خودتی؟؟؟

مال منم یه بیشعورنفهمه نمیزاره جوری که دلمه بچه روعادت بدم هرباریه چیزی میگه ریده عصابم

سوال های مرتبط

مامان 💙آرتین💙 مامان 💙آرتین💙 ۲ ماهگی
خانمِ دوست شوهرم هررر موقععععع‌ هرموقع‌ میاد خونمون یا میریم خونشون هی بچمو از بغلم میگیره خیلی حس بدی بهم دست میده هی آه میکشه انگاری وقتی بچم بغلشه ، بغلشم میره خیلی بی قراری میکنه بچم ولی هی بالا پایین میکنش تا ساکت بشه دل و روده اش میاد تو دهنش پسرم یا میگه بده من راهش ببرم، بده من اروغشو بگیرم تو یاد نداری 😐 با اینکه خودش بچه نداره به من میگه یاد نداری که من ۳تا بچه بعد از خودمو داداشامو همش مامانم به من میسپردشون‌ فقط شیرشون میداد بعد این به من میگه یاد نداری😐😐😂، همش میگه بده بدده بغل من ، میخوام پوشکشو عوض کنم میگه بده من عوض کنم 😐 اخه من نمیخوام تو جای خصوصی بچه منو ببینی کیو باید ببینم ؟؟ 😐 دیگه امشب یه تشر کوچیک بهش زدم 😐 تا بلکه بفهمه هی میاد از بغلم میگیرتش بچمم هی گریه میکنه بغلش نمیده بغل خودم مثل این بچهای لج بازه خیلی رو مخمه یا حامله بودم میگفت هرموقع بچت لگد زد بگو دستمو بزارم روی شکمت، دائم خودش دستشو میزاشت روی شکمم خیلی بدم میومد حس بدی بهم دست میداد از این حرکتش چیزیم بهش نمیگفتم میگفتم ناراحت نشه یوقت الانم که بچم به دنیا اومده اینطوریه رفتارش

یینی نمیزاره طفلی بچم یک ثانیه بغل خودم باشه نمیزاره بعد شیر اروغشو خودم بگیرم همشو بالا میاره شیری رو که خورده

چیکارش کنم؟؟ کم از خانواده شوهرم داشتم رو اعصابم بودن اینم اضافه شد🙄 هی هر هفته میگه میام خونتون در هفته دو بار سه بار میان خیلی پروع بخدا انقدر از صبح اذیت میکنه بچم حوصله خودمم ندارم اینا هم میان تا ۱ ،۲ شب میشینن من چرت میزنم نشسته 😐 شوهرم مظلومه هربار میگن میایم میگه باشه بیاین چندبار بهش میگم‌از الکی بگو خونه نیستیم میگه زشته دیگه گفتن میان
مامان لیانا خانم 😍 مامان لیانا خانم 😍 ۱۳ ماهگی
برای اولین بار می‌خوام اینجا درد و دل کنم
شمام رو بچهاتون حساسین ؟!
من خونواده خودم اصلا بچمو نمیبوسن چون میدونن دوست ندارم فعلا کسی بوسش کنه
ولی خونواده شوهرم چند بار بوسش کردن اصلا اهمیت نمیدن بهم
مادر شوهرم وقتی میاد اینجا بچم داره شیر میخوره هی میگه از دهنش در بیار بدش من ، آروغ می‌خوام بگیرم میگه نمیخاد بگیری بدش من ، یبار دادم دستش بچه بالا آورد تو حلقش ، خوابه بلندش میکنن ، یبار هم که نذاشتن شیر بخورع بچم انقد گریه کرد از چشاش اشک میومد
الان هم خواهر شوهرم سرماخورده ، میگه دو روزه خوب شد امروز همه خونه مادر شوهرم هستن گفته بیا اونجا من میترسم برم بچم سرما بخوره ، چون تازه خوب شده و کل خونوادش مریض بودن حالا هی شوهرم میگه تو خیلی حساسی
تازه مادر شوهرم همیشه به من می‌گفت عکس بچه رو بفرست این سری زنگ شوهرم زده که عکس بفرست شوهرمم گفته خب برو ببینش گفته زنت حساسه من دوست ندارم برم اونجا ، از اون روز شوهرم همش میگه آره تو حساسی تو عقده ای تو فلانی بیساری
خیلی دلم گرفته 🥲
الانم می‌دونم برم اونجا همه بوسش میکنن تو خواب بلندش میکنن نمیزارن درست شیر بخوره
مامان نون خامه ای مامان نون خامه ای ۹ ماهگی
سر صبح دلم میخواد نفرین کنم مادرشوهری که انقدر از سر بی فکری حرف میزنه،هربار شوهرمو میبینه هی میگه من وقتی بچه شیر میدادم انقدر شیرم زیاد بوده که میدوشیدم میریختم جلو حیوونا،یااینکه مثلا هی از جاریم میگه که آره اون انقدر شیر داره که بچه اش تپل شده و هی شیر از سینه اش میریزه و مجبوره حوله بزاره زیر سینه اش،اونوقت شوهر من هی میاد به من گیر میده که تو شیر نداری و این بچه گرسنه مونده و....در حالی که از روز اول دکتر من گفت تو حتی به عنوان روز اول آغوز هم خیلی خوب داری ،شیرمم که بچه ام خداروشکر توی 14 روژ اول 700 گرم اضافه کرده و بهداشت گفت خیلی خوبه،شوهرم هی میره قرص و قطره شیر افزا گرفته ،هی منو مجبور میکنه با شیر دوش برقی الکی شیرمو بدوشم،حتی خودش میاد سینه هامو فشار میده،میگم بابا مکش بچه بااین جور که تو فشار میدی فرق میکنه،دیشب باز تهدید کرده که میرم شیر خشک میگیرم براش ،تو شیر نداری ،اینو هربارم اون مادر شوهر ....میبینه میگه بهش اونم باز از گذشته دروغین خودش میگه،واقعا سر این موضوع خسته شدم،نمیدونم چجوری حالی کنم شیرم خوبه برا بچه ام
میگم کسی بوده همینجور شیرش از اول تا آخر معمولی بیادو خوب باشه؟؟ آخه من تب شیرم نکردم