صبر و اینکه به روی خودت نیار
منم البته همین حس رو دارم من حتی وقتی شوهرم بچه رو میبوسه خیلی از شوهرم بدم میاد همش حس میکنم منو بخاطر بچه تحمل میکنه ومنو دوس نداره بخاطر بچه منو نگه داشته خیلی ازش بدم اومده حس میکنم من فقط کون شور بچه م بچه میتونن تصمیم بگیرن واسه بچه من ولی خودم نه چیزی جز پرستار نیستم
نرو خونه مادرشوهرت مگه مجبوری
منم یه ماه اول اینجوری بودم نسبت به مادرشوهرم گارد داشتم با اینکه زن خیلی خوبیه طفلی ماروهم خیلی دوس داره فک کنم بخاطر بهم ریختگی هورمون و اینا باشه
مادرشوهرا همشون همینن .تا قبل از اینکه باردار بشم میگفت بچه دار شدن واسه دهاتیاس کی تو این دوره زمونه بچه دار میشه .یه بار بهش گفتم من اگه بچه دار شم شما میاین گفت من اگه بیام یه روز میام .ولی باردار شدم هم حتی یه بارم بهم زنگ نزد و تبریکم نگفت ولی خواستم زایمان کنم به شوهرم گفت من میام اومد و 15 روز منو عذاب داد همش احساسذنامافی بودن میداد بهم خدا لعنتش کنه
عزیزم خونه ای خودتی؟؟؟
مال منم یه بیشعورنفهمه نمیزاره جوری که دلمه بچه روعادت بدم هرباریه چیزی میگه ریده عصابم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.