۲۳ پاسخ

سخت نگیر مهم اینکه بهش خوش بگذره

اشکال نداره عزیزم بزار خوش باشه بزرگ شد عکساشو نشون بده از سرتق بازیاش بهش بگو و اینکه بچه که لذت ببره از وسایلاش کیف میکنه تو دلش ذوق داره اصلا ناراحت نباش

تولدش مبارک عزیزم خوب تولد خودشه نباید چیزی که خودمون دوست داریم رو بخواین بچه هامونم همونارو بردارن بزار سلیقه خودش باشه خوشحالتره

تولدش پیشاپیش مبارک ، دختر منم فعلا گفته برای تولدم تم توت فرنگی میخوام تا اون موقع ببینیم چه تصمیمی میگره بهتره بزاریم لذت ببرن ما که میخوایم هزینه کنیم حداقل به انتخاب خودشون باشه این وروجک های دوست داشتنی

عزیزم 😂 حق داری عصبانی بشی
ولی عالیه که خودش انتخاب کرده و شما به انتخابش احترام گذاشتید

عزیزم‌تولد اونه بزار لذت ببره.اول از همه باید به اون خوش بگذره

شوهر منم حرف بچه از من براش مهم تره از این اخلاقش خوشم نمیاد بامن همراه نمیشه تا بچه.رو راضی کنه با بچه همراه میشه منو حرص میدن.
فدای سرت خوشگلن دیگه هوو به دنیا آوردیم ❤😅😅

ای جونم دورش بگردم تولدش پیشاپیش مبارک باشه عزیزم عیب ندارع مهم این خودش دوست داشته باشه نمیشه با این بچه ها دور زمونه لجبازی کرد ✋🏻😂

پسرمنم تاحالامیگفت سگ های نگهبان الان گیر داده به پت مت هرچی میگم یه چیز دیگه چوش نمی‌ده

من یک‌سالگی تم دخترم این بود

از آنجایی که ویانا اصلا همکاری نمیکنه...من ۴ساله توی خونه ۴تایی تولد می‌گیریم 😂😂باور میکنی پارسال با قشقرق دامن تورشو درآورد گفت می‌خوام فقط با تاپ و شورت عکس بگیرم 😭😭(آخرشم گفت گرممه...شورتشم کند. ک..و..ن..لختی میدوید😭😭😂)....تا ۵. ۶. سالگی همین بساطه...

منم چند روز قبل تولد دختر بزرگم بود .
فکر کم کیک و تمام دیزاین میز تولد سفید نقره ایی بود خرید هم مرده بودم
خانم لحظه آخر رفته دست گذاشته و ی لباس کرم مشگی
اونم جنس چی؟؟؟؟ جنس کبریتی
اونهمه تور و حریر قشنگ و ول کرده کبریتی برداشته
با جیغ و داد کلاه قرمز هم برداشت
آخرش با خودم کنار اومدم ک بیخیال بزار هر جور خودش دوست داره برگزار بشه
منتها وافعا با ی بچه ۱۰ ماهه و دختر بزرگم ک از صد تا نوزاد سختتره اونهمه وقت گذاشتم سخت بود ک همه چیز ست و زیبا باشه
تولدش پیشاپیش مبارکش ب نظرم باید عادت کنیم ب کاراشون ک کمتر حرص بخوریم

من دخترم شش سالشه فقط یکسالگی خودم انتخاب کردم که همین کیتی بود ازدوسالگی هرتمی خودش گفته نه نگفتم آخه هدف ازهمه این کارها خوشحال کردن خودشه وخودش باید راضی باشه
برای پسرمم فقط یکسالگی که خودش زیاد متوجه نبود بچه رییس گرفتم بقیشو خودش انتخاب کرد

عزیزم🥺
بچس دیگه تولد خودشه بزار اونجوری ک دوست داره باشه دفه بعد پدر دختر بزار تو ماشین خودت پیاده شو بگیر وسایل😁😉
تولدشم پیشاپیش مبارک انشالله در کنار خانوادش عمر طولانی تنی سالم دل خوش داشته باشه💚🩷🩵🤎💜🤍💙💛🧡

ماهم همینیم پارسال ماشین اتش نشانی😬😬
امسال مک‌کویین🙄🙄🙄

خب عزیزم بچه خودش هرچی دوس داره بزار امتخاب کنه توهم اعصاب خودتو خراب نکن😍

کار درست شما کردید اما متاسفانه من ظرفیت این کارو ندارم

ببین من امسال چی کشیدم🤣
اول میخواستم ی تولد بگیرم چندتا خانواده که همیشه هستیم باهم با دوتا خانواده از هم مهدی هاش و ی خانواده از دوستامون
بعد گفت خونه پدر بزرگ پدری جدا(پدر همسرم تو بستر بیماریه)
خونه خودمون با اون چند خانواده و مامانم اینا جدا
مهدکودک جدا
ویلای پدرم با دوتا خانواده مهدکودک و دوست خودمون جدا
من مردم یعنی ۴ بار تدارک و وسیله و ۴ تا کیک

عزیزم😂😂😂 حق داری واقعا

وای منو بگو پارسال تولد پسرم هم‌کیکش تمش مرد عنکبوتی بود امسالم کلا اون‌کیکی ک ب لباسش میومد برنداشت از اول تا اخرشم‌گریه کرد

باز خوبه کیتی انتخاب کرده
دختر من عاشق بتمنه🥲😂🤦🏻‍♀️

تم مارو ببین😂التماس میکردم به پسرم یه کیک سورمه ای انتخاب کن گفت مامان فوتبالی با شوهرم گفتیم عیب نداره هر چی خودش خوشه ولش کن غصه نخور 🥰

تصویر

منم خوشم نمیاد از اینا ، تا امسال هم ایراد نگرفته. ببینم امسال چه گلی به سرم میزنه 😂😂😂 رفته رفته لجبازی بیشتر میشه

سوال های مرتبط

مامان شایان مامان شایان ۴ سالگی
سلام خانوما
حالتون چطوره ،با این آلودگی تعطیلی مهد و مدرسه و...چیکار میکنین.
ما که خورد تو ذوقمون ،پنجشنبه تولد پسرمه ،شنبه ها و دوشنبه ها مهد میره میخواستم فردا تو مهد براش تولد بگیرم که تعطیل کردن مهد رو البته به خاطر مادران شاغل فقط بچه های اونا میرن ومهد بازه براشون .
حالا چه کنم به نظرتون ؟
ما با خانواده همسر یه ساختمون هستیم ،سال اول چون خونه من کوچیکتر بود خونه مادر شوهرم گرفتم سال بعدش باز با اونا بودیم خانوادم نبودن ،سال سوم هم بازم با اونا بودیم بابام رفته بود شهرستان مامانم اینام نیومدن کلا یه مامان و یه آبجی مجرد حقیقتش گفتن بابا نیست راحت نیستن منم اصرار نکردم عوضش وقتی بابام اومد خونشون برای پسرم تولد ،حالا امسال بازم همون شرایطه از طرفی باهم یکجا هستیم و اونا از یه هفته قبل میدونن تولد پسرم کی هست ،از طرفی من واقعا قصد گرفتن تولد نداشتم امسال چون پسرم گفته بود مهد باشه پیشنهاد خودش بود ،اونم که تعطیل شد پیشنهادتون چیه ؟حالا دیشب مادرشوهرم با اینکه میدونست قراره مهد تولد بگیرم داشت مینداخت دهن پسرم که خونه بگیریم
مامان آیهان مامان آیهان ۴ سالگی
امروز اولین روز مهد پسرم بود ، بدون من که نموند من تمام سه ساعت رو کنارش بودم ، بعد خجالت میکشید اصلا حرف نمیزد یا اگر حرف میزد خیلی آروم پیش من حرف میزد که مربیشون اصلا صدای اینو تو این همه بچه نمیشنید ، بعد بچه ها چون این از همه کوچیک تر بود و خجالت میکشید و حرف نمیزد یکیشون که خیلی بی ادب بود هی میگفت من از این خوشم نمیاد پیش من نشینه بقیه هم به تبع اون همین حرف رو زدن ، وای داشتم سکته میکردم همونجا گریه ام ولی خودمو جمع کردم ، نسبت به پارسال که یه بار بردمش اصلا نمیموند میرفت فقط بازی ایندفه مینشست و توجه اش بیشتر بود اما مثلا مربی میگفت رنگ کن رنگ نمیکرد ، از یه طرف از این خوشحالم که اینقد این سه ساعت همکاری کرد و نشست از طرفی از اون حرفای بچه ها به شدت دلم شکسته و آخرشم مربیش گفت پسرت حرف نمیزنه ؟ گفتم حرف میزنه ولی اینجا خجالت میکشه ، اونجا بچه ها رو نگاه میکرد ولی با هیچ کدوم سعی نکرد دوست بچه ولی اومدم خونه با بچه های همسایمون کلی بازی کرد ، خدایا خودت کمکم کن پسرم رو راه بندازم خیلی سخته از طرفی از نطر روحی خودت داغون باشی و کلی دلشوره که یعنی همه چی درست میشه ؟ از طرفی باید محکم پشت بچه ات باشی ...