بعد از چند روز اومدم از تجربه زایمان طبیعی بگم 🤭
۳۷ هفته رفتم معاینه لگن دکتر گفت یک سانت باز شدی برام شیاف گل مغربی نوشت ک هرشب بزارم گفت رابطه داشته باش قبلش اصلا پیاده روی و ورزش نداشتم ۰ از اون روز شروع کردم ب ورزش اسکات و سجده زیر دوش اب داغ حدود یکساعت هرشب حمام بودم ورزش میکردم بعدش رابطه داشتیم شب قبل خواب شیاف میزاشتم هر روز درد پریودی سنگینی واژن بیشتر میشد روز ۱۹ بهمن اخر نه ماه دکتر گفت بیا بیمارستان چک شو رفتم معاینه کرد گفت ۳ سانت باز شدی باید بستری بشی از اینجا دلیل تجربه عالی ک داشتم مربوط میشه به بیمارستانی ک رفتم اتاقLDR با ماما همراه خوبی ک گرفتم سوزن اپیدورالی ک زدم و دکترم ک چند بار بهم سر زد و موقع زایمان با انرژی مثبتش تجربه ک داشت توی ۳ تا زور با ۴ تا بخیه بچم زایمان کرد
توی اتاق ال دی ار ماما همراه همسرم و مامانمم پیشم بودن کلی ورزش کردیم یبارقبل از بی دردی معاینه شدم و کیسه اب پاره کردن ک یکم حس بد داشت دردی نداشتم بعد از تزریق اپیدورال هم از ۴ سانت تا ۸ سانت ک حدود یک ساعت طول کشید و من همشو توی حالت سجده خواب بودم بعد از اون حس فشار سر بچه مثل حس دفع یبوستی مدفوع بود ک با چندتا زور گفتن فول شدی و دکتر صدا زدن چند دقیقه بعد پسرم بغلم بود و خود دکتر داشت بخیه میزد ک بازم هیچی حس نکردم ۲ ساعت توی اتاق ال دی ار با بچه همراها بودیم بعد ب بخش منتقل شدم ماماهای بخش هم خیلی مهربون بودن
از قبل نصیحت و نظرهایی ک درباره زایمان طبیعی شنیده بودم واسه من اصلا تجربه نشدخداراشکر
و بهترین نوع زایمان واسم طبیعی شد
بیمارستانم عسگریه اصفهان دکترم شبوا طالبی بود

تصویر
۲۷ پاسخ

سلام عزیزم از بخیه پرینه ات راضی بودی؟

شیوا طالبی دیگه کدوم بیمارستان زایمان انجام میده؟
بیمارستان خصوصی هم میره؟
هزینه بیمارستان و ماما و دستمزد خود دکتر همه باهم چقدر شد؟

خوشبحالت شهر ما ازین اتاقا نداره

عزیزم مبارکا باشه میشه لطفا ورزش هاتوبگی من ماما نمیگیرم بخاطر یه مسائلی اگه میشه ورزش هاتو بگو سجده کنیم بند ناف نمیپیچه گردن بچه

خداروشکر که راحت زایمان کردی هردوزایمان درد داره ولی بستگی به بدن طرف ومیزان تحمل درد طرف داره
بازم شکر که هردوخوبید وبه سلامتی باشه

مبارکه عزیزم. میگم هذینه بیمارستان چقدر بود البته ازاد نه با بیمه بی غیراز ماما شخصی

مبارکه عزیزم🩵قدمش پربرکت

اتاق LDR یعنی چی و هزینش چقدره؟

آخی عزیزم مبارک باشه ♥️

خداروشکر دعا کن منم به موقعش راحت زایمان کمم

عزیزم هزینه بیمارستانم بگو

مبارکه عزیزم❤️
با این تجربه ای ک شما داشتین واقعا الان بین طبیعی و سزارین موندم قبلا انتخابم سز بود الان ک اینا و خوندم میگم نکنه منم بتونم اینجوری زایمان کنم ولی انتخابم سزارین باشه نمیدونم چیکار کنم واقعن🥲

خداراشکر عزیزم که یه زایمان عالی رو تجربه کردی،ایشالا قدمش پر از خیر و برکت باشه براتون😍🥰❤️
کلا هزینه بیمارستانت چقدر شد؟

مبارکه عزیزم مامای همراهت کی بود؟ بیمارستان های دیگم میاد؟؟؟

مبارکت باشه عزیزم خداروشکر که زایمان راحتی داشتی

خداروشکر که زایمان راحتی داشتی
مبارک باشه قدم نورسیده تون

خداروشکر عزیزم خیلی خوشحال شدم زایمانت راحت بود 🥹😍 منم دکترم شیوا طالبیه این تجربه هارو که میبینم دلم امن میشه برا زایمان چون ادم ترسویی هستم😅😂

مبارکه قدم نورسیده 🩵۳۷هفته کامل رفتین معاینه چندهفته زایمان کردین

مبارکه خداروشکر که تجربه ی خوبی شدبرات

مبارک باشه عزیزم♥️
تجربه منم از زایمان طبیعی واقعا عالی بود اصلا شبیه چیزی نبود که شنیده بودم

خداروشکر عزیزم مبارکت باشه 😍💙
نیلوفر جان میگم این سوزن‌ اپیدورال ک میگی کجا زدن توی سرم یا کمر؟
اتاق ال دی ار همه‌رو میبرن یا جدا گرفتی چطوریه؟

قدمش مبارک عزیزم...از ۳۷ هفته هر چند روز رابطه داشتی ؟بدون جلوگیری دیگه

کاش زایمان منم راحت باشه🥺

مبارکت باشه عزیزم

عزیزم چقدرعالی که زایمانت برات تبدیل شدبه خاطره خوب😍

مبارکه عزیزم خداروشکر راضی بودی
لطفا عکس پسرمون و بذار ببینیم

خداروشکر عزیزم منم زایمانم خوب بود خداروشکر ولی سر بخیه زدن مردم بی حس نشده بودم خیلیی درد داشت

سوال های مرتبط

مامان هستی ودنیز🌹 مامان هستی ودنیز🌹 ۱۲ ماهگی
سلام خانوما اومدم تجربمو از زایمان طبیعی بگم؛
من بچه دومم هست ، برا اولی هیچ تحرکی نداشتم زایمانم خیییلی سخت شد ، برا همین از هفته ۳۰ روز نیم ساعت پیاده روی شروع کردم، از هفته ۳۶کردمش روز یساعت پیاده روی تند ، اسکات وبشین پاشو زیر آب گرم حمام میرفتم هرروز درجا بصورت نرمش میزدم رابطه هم داشتم هرروز از هفته ۳۸خلاصه ۳۷هفته دکترم معاینه کرد گفت یسانتی ، هفته ۳۸ک رفتم گفت دوسانت شدی دهانه رحمت نرم شده سر بچه اومده تو لگن برام نامه زایمان نوشت ۳۹هفته رفتم بستری شدم بدون هیچ دردی چیزی آمپول فشار بهم وصل کردن هی میومدن معاینه میکردن 🙆معاینشون وحشتناک درد داشت😓 از ساعت ده صبح ک بستری شدم ساعت ۲ظهر زایمان کردم، ماما بهم گفت حالت سجده شو با باسنت ضربه بزن ب چپ و راست ک سر بچه بیاد پایین برام شیاف گل مغربی هم گذاشتن تو زایشگاه ساعت یک وربع بود ک پنج سانت شدم دردام سخت شروع شد داد میزدم گاز بیحسی بیارین ک اوردن برا یک دقیقه یهو حس کردم سربچه داره میاد فول شدم تو ربع ساعت
مامان آریان مامان آریان ۱۲ ماهگی
تجربه زایمان من 😊
بعدش ک کمی انقباض شروع شد مامانم حراسون خودشو به من رسوند بعد اون هم مامای همراهم اومد وقتی دیدمش روحیه م واقعا عوض شد چون خیلی ترسیده بودم من هیچی با خودم بیمارستان نبرده بودم ن مدارک ن ساک 😅 بعدش انقباض هام بیشتر شد .
با اینکه ۴ سانت بودم ولی بچه بالا بود و باید با ورزش میکردم تا زودتر زایمان کنم . توی اوج درد منو ماما ورزش هارو انجام دادیم که خیلی کمک کرد به ۶ سانت ک رسیدم بی حسی خواستم ولی معاینه م کردن گفتن بچه بالاست هنوز ن
ورزش ها رو بیشتر کردم چون دیگه طاقت دردو نداشتم دوباره معاینه شدم خداروشکر بچه اومده بود پایین ، بی حسیو ساعت ۱۰ به من تزریق کردن سریع ماما منو خوابوند گفت فول شدی زور بزن . با دو سه تا زور ساعت ۱۰ و بیست دقیقه زایمان کردم بچه رو روی شکمم گذاشتن انگار دنیا رو به من دادن😍🥰 از دو جهت هم بخیه خوردم . دیگه درد نداشتم . من اون بعدازظهر بدون درد بودم نمیدونستم تا ۱۰ شب زایمان میکنم و تموم میشه 😅 توی ۴ ساعت زایمان کردم😅🥰
مامان رقیه مامان رقیه ۲ ماهگی
بعد یک ماه اومدم تجربه زایمان سزارینم رو بذارم.
پارت یک
من قرار بود طبیعی زایمان کنم 38 هفته بودم دکترم گفت هفته دیگه بیا که تا اوضاع آرومه زایمانت انجام بشه ، هفته بعدش بدون هیچ دردی خیلی شیک و مجلسی پاشدم رفتم برای زایمان. دکترم معاینه کرد یک سانت دهانه رحمم باز بود و ولی گفت نرمه دیگه کارامو انجام دادن و ساعت 8/30 بستریم کرد بهم سرم و آمپول فشار زدن، یک ساعت گذشت و من هنوز دردی نداشتم دوز آمپول رو بیشتر کردن و من کمردردم داشت زیاد میشد ، ساعت 10/30 بود دکتر معاینه کرد دوسانت بودم ولی دردام اذیتم میکرد معاینه هم میکردن برام ناخوشایند بود ، دیگه ماما اومد کیسه آبمو زد ترکید گفت سه سانت شدی ، از اینجا به بعد واسه من خیلی دردناک بود( بدن با بدن فرق میکنه از زایمان طبیعی نترسید من دوستم تا ۴ سانت درد نداشت)دیگ اشکم داشت در میومد ماما توپ آورد گفت روش بپر ولی من آنقدر درد داشتم حس خوبی هم نداشتم اصلا نمیتونستم ، دکترم ساعت حدود ۱۱/۱۵ بود معاینه کرد دوباره گفت دهانه رحمت داره متورم میشه و پیشرفتت هم خوب نبوده باید سزارین بشی ولی مامای بیمارستان نمیذاشت می‌گفت نه قدش بلنده باید طبیعی بشه حیفه 😑ادامه پارت بعدی
مامان آرِن🩵 مامان آرِن🩵 ۵ ماهگی
پارت ۲ زایمان طبیعی


پرستار چن دقیقه بعد برگشت گفت دکتر گفته ضربان قلب خوبه برو خونه دوساعت ورزش کن زیر دوش اسکات بزن بارهنگ خاکشیر اینا بخور دوباره بیا اگه ۳ سانت شده باشی بستریت کنیم برای زایمان
من رفتم خونه زیر دوش اسکات زدم کلی ورزش کردم بارهنگ خاکشیر دوغم خوردم رفتم بیمارستان،معاینه کرد گفت ۳ سانتی
برگه بستریمو داد من بستری شدم،لباسای مخصوص پوشیدم رفتم
ساعت ۱۰ شب بود من رفتم خابیدم رو تخت ک داروهارو شروع کنن
اول با دوز خیلی کم شروع کردن ۱۰:۳۰ دردام شروع شد درد پریودی بود قابل تحمل بود،ساعت ۱۱ دکتر اومد باز معاینه کرد شده بودم ۴ سانت کیسع آبمو ترکوند دردام شدید شد، تا ساعت ۱۲ من دیگه داشتم هوار میزدم گلوم خشک میشد پرستارا یه لیوان اب دستم نمیدادن تا ۱۲:۳۰ که ماما همراهم اومد یکم بهم رسید ولی من باز از درد داشتم میمردم
ماما همراهم منو ب حالت سجده دراورد تا ساعت ۱:۳۰ من سجده بودم با اون اکسیژن مثل گاز بود بهم میداد ک دردم کمتر بشه
اونم گیجم میکرد انگار ک بیهوش میشدم، دردام شد هر دودیقه خیلی شدید ک باید با هردردی من زور میدادم😩🥴
مامان اوین مامان اوین ۱۱ ماهگی
پارت دوم زایمان طبیعی
رفتم روی تخت که بخوابم سرم سنگین بود فکر میکردم طولانیه اما به 10دقیقه نکشید ک مثل روال قبل شدم و بلندشدم شروع ب ورزش کردن. کردم و ماما هر نیم ساعت ی بار میومد معاینه میکرد چ من هیچی حس نمی‌کردم ک داره منو معاینه می‌کنه و اصلا درد نداشتم بجز معاینه دوم ک قبل بیحسی اپیدورال بود واااای نگم نگم از دردش ک چقدر وحشت ناک بود اون لحظه کلا از زایمان طبیعی ناامید شدم و فکر میکردم قرار همین دردا ادامه دار باشه اما خداروشکر با اپیدورال همه دردا تموم شد و من شدم 7ی۸سانت که کم کم انقباض هارو حس میکردم و دارو اپیدورال داشت تموم میشد که دکتر بیهوشی اومد و از پرسید هروقت درد داشتی بگو ک من اپیدورال تو برات شارژ کنم و منم چون دردارو داشتم حس میکردم گفتم درباره برام. بزنن و دوباره ورزش هارو شروع کردم گربه ای اسکات اردکی انجام میدادم و استرسم نسبت ب چند ساعت اول خیییلی کم شد و ساعت شد 2نیم 3ظهر ک ماما معاینه کرد و گفت ک هروقت احساس فشار کردم زور بزنم تا فول شم منم انجام دادم و فول شدم
مامان رادوین مامان رادوین ۸ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی ۲

تا رفتیم بیمارستان ساعت ۴ بود
معاینه کرد منو دیدم اب گرم ازم خالی شد گفت ۴ سانت کیسه اب پاره شد
بستریم کردن
لباسامو عوض کردم رفتم‌تو زایشگاه منو خوابوندن رو تخت نذاشتن بیام پایین راه برم ورزش کنم اونطوری ک ثابت ی جا میموندم خیلی بیشتر درد میکشیدم و نمیتونستم کنترل زیادی بهشون داشته باشم گاهی ب بهانه سرویس میرفتم راه میرفتم و تو سرویس ورزش میکردم تا اینکه مامام اومد گفتم من بی دردی میخوام خیلی اذیتم گفت باید ۵ ۶ سانت بشی بعد بهت میزنن
دیگه شروع کردیم ب ورزش کردن هی شدت دردا بیشتر میشد و کلافه تر میشدم دیگه اومدن معاینه کردن دیدن ۷ سانتم سریع اپیدورال تزریق کردن بهم بعدشم باز شروع کردیم ب ورزش تا نزدیک ۸ ک معاینه کردن فول شدم رفتیم تو فاز زورزدن واسه پایین اومدن سر بچه
با هر انقباض زور میزدم تو حالت سجده هم زور میزدم تا اینکه گفتن بریم زایشگاه
وارد اتاق زايمان ک شدیم چنباتمه چنتا زورزدم رفتم تو تخت زایمان با سه تا زور بچه اومد و تمام اون دردا فراموش شد
جفتمم ب دقیقه نرسید خارج شد و ۶ تا بخیه خوردم کلا
مامان آراد جون مامان آراد جون ۴ ماهگی
#پارت اول

از اونجایی ک من از اول تحت مراقب بهداشت هم بودم همش بهم میگفتن لگنت مناسبه زایمان طبیعی و دیگران هم تشویق میکردن ب زایمان طبیعی تصمیم من شد زایمان طبیعی چون من دیده بودم اونایی ک دور اطرافم زایمان سزارین کردن شاید حین زایمان چیزی حس نکردن ولی همین ک زایمان تموم شده چقد بعدش دچار درد و عوارض بعد از سزارین شدن خلاصه ک من از ۳۶ هفته دنبال پیدا کردن ماما همراه شدم رفتم ی کلینیک قرار بستم و قرار شد چهار جلسه فشرده برم ورزش کنم کنارش ورزش تو خونه و تغذیه مناسب و رابطه بدون جلوگیری پله و پیاده روی و شیاف گل مغربی هم داشته باشم
۳۷ هفته و ۲ روز بودم ک قرار شد برم جای دکترم برای معاینه لگنی
اینم بگم قبل رفتن ب معاینه دوسه روز بود هم زیاد ورزش میکردم هم پیاده روی نیم ساعت داشتم هرروز
هم اینکه ورزش های لگنی تو خونه و پله هم میرفتم چون خونمون پله زیاد داره
خلاصه شب شد رفتم دکتر تنها شوهرم نیومد چون سرکار بود منم دیگه از اونجایی ک فعالیت و تحرک و پیاده روی برام خوب بود از خدا خواسته بودم خودم رفتم معاینه ک کرد دکترم گف خیلی خوبه لگنت برای زایمان طبیعی دهانه رحمت بسته اس تا دوهفته دیگه هم زایمان نمیکنی سر بچه هم هنوز تو لگن نیومده منم باخیال راحت اومدم خونه البته بازم پیاده روی کردم بعداز مطب رفتن اومدم خونه و مشغول پختن شام شدم....
مامان هیرا🧸 مامان هیرا🧸 ۲ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی ۲💢
کیسه ابم ک ترکید انقباظ ها و دردام بیشتر شد منو روی تخت خابوندن اما بعد نیم ساعت دردام کلا قطع شد
دوباره از تخت رفتم پایین و ورزشو ادامه دادم سر بچه کامل توی لگنم نبود ک با ورزش ها کامل اومد پایین
ماما همراه با روغن بچه کمرم رو ماساژ میداد ک خیلی دردام رو کم میکرد
بهم گاز برای بی دردی هم میدادن ک خیلی تاثیری نداشت فقط منو بیحال کرد باعث شد نتونم خوب ورزش هام رو ادامه بدم
دکترم هم یک از ۸ سانت روی سرم بود و با ماما همراه ورزش میکردم ک ساعت ۲ فول شدم و با ستا زور بچه ب دنیا اومد و بعد از ب دنیا اومدنش کل دردام تموم شد
برش رو ک اصلا احساس نکردم و برای زدن بخیه ها هم بهم امپول بی حسی زدن و امپول بی حسی رو احساس کردم اما درد زیادی نداشت و قابل تحمل بود
من تا وقتی ک ب ۹ سانت نرسیدم روی تخت نبودم و همش داشتم ورزش میکردم ک باعث شد سر بچه بیاد توی لگن و موقعه زور زدن زودتر ب دنیا بیاد
و اینکه چون از سزارین میترسم باعث شد با ماما و دکترم همکاری کنم و موقعه زور زدن بجای اینکه جیغ بزنم فقط زور میزدم و سریع بچه ب دنیا اومد
نفس گیری درست و ورزش و البته ماما همراه خوب خیلی توی زایمان ب من کمک کرد و گاز بی حسی تاثیری روم نداشت فقط باعث شد بیحال بشم و سرگیجه بگیرم
بعد از زایمان هم منو بردن حموم و از کمر ب پایینم رو کامل شستن بعدش یکم لرز داشتم ولی رفتم زیر پتو و خوب شدم توی اتاقم هم حموم بود ولی ترسیدم دوباره لرز کنم و اونجا حموم نرفتم بعد از ۲۴ ساعت هم ترخیس شدم
درکل حین زایمان درد زیاد داشتم ولی هیرا ارزشش رو داشت🙂💛اگه برگردم عقب قطعاااا دوباره انتخابم زایمان طبیعیه
مامان آیلین🩷 مامان آیلین🩷 ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
من از روز اول ک باردار شدم میگفتم باید طبیعی زایمان کنم و همونطور بود ک بچم سفالیک بود و لگنمم برای زایمان طبیعی خوب بود روز جمعه با درد از خواب بیدار شدم فهمیدم دردام مث دردای قبلا نیست زیر شکمم درد داشتم بیدار شدم رفتم دوش گرفتم وقتی از حموم اومدم بیرون ترشح خونی ازم اومد مطمئن شدم دیگه باید برم بیمارستان ساعت ۳بعدازظهر بود ک رفتم بیمارستان وقتی معاینه داخلی کردن گفتن دردت درد زایمان ولی فعلا دو سانت رحمت بازه برو بگرد راه برو دو ساعت دیگه بیا منم رفتم بعد دو ساعت ک اومدم هنوز دو سانت بودم و دردام شدیدتر میشدن فاصله بین دردام هم کم تر میشد ولی هربار معاینه میشدم فقط دو سانت بودم اخرش دیگه به گریه افتادم من درد شدید داشتم ولی اینا میگفتن ما با این دردا بستری نمی‌کنیم حداقل باید ۴یا۵سانت رحمت باز بشه ک بستریت کنیم خلاصه ساعت ۱۱ شب بود ک با درد زیاد رفتم واسه معاینه گفت تازه رحمت ۳ سانت باز شده گفت برو بگردم رفتم دو ساعت دیگه گشتم وقتی اومدم هنوزم سه سانت بود با درد های شدیدتر بلاخره ساعت ۳شب یکی از ماماها گفت من معاینه تحریکی میکنم تا ۳ سانتت حداقل یشه ۴سانت ک بستری بشی بعد معاینه تحریکی شدم ۴ سانت کیسه آبمم پاره کرد و لباس تنم کردم رفتم تو یکی از اتاق های زایمان از ساعت ۴تا ۶ صبح همون ۴سانت بودم بعد ساعت ۶با معاینه های تحریکی شدم ۷سانت دیگه از درد زیاد به هیچ جا بند نبودم اینقد حالم بد بود ن میتونستم بشینم ن پاشم ن دراز بکشم فقط همه جا رو چنگ مینداختم