وایییی دیگه رد دادم از صبح که بیدار میشم تا خود شب در حال گفتن نکن بشین نکن بشین هسم پسر بزرگم خیلی زود رنج شده تا میگی این کارو نکن قهر میکنه میگه منو دوسسم ندارین یعنی اذیت اون از کوچیکه که یک سال و سه ماهشه بیشتره یا مدام در حال نق زدن سر اینکه داداش نمیذراه بازی کنم بازی منو خراب میکنه یا کوچیکه میره با یه اسباب بازی میزنه تو سرش اونم یا بدتر میگیره اینو میزنه یا گریهههه که چرا منو زد این وسط شوهرمم بعضی وقتا عصبی میشه که اون کوچیکتره از توعه نمیفهمه سر بزرگه داد میزنه منم نمیتونم تحمل کنم سر شوهرم داد میزنم که بسه اینا با هم کنار میان یعنییی یه جو بدی تو خونمونه این روزا همه اینا بکنار من نگار پسر بزرگمم خیلی زود قهر میکنه زودم آشتی میکمه خودش دوباره نمیدونم چجور بفهمونمش که اون کوچکتره نباید بزنه اونو سعی میکنم به حرفش گوش کنم باهاش بازی میکنم بعضی وقتا این روزام که هوا خوبه بعد مدرسه میره پارک با دوستاش باززی میکنن ولی تو خونه همش در حال دعوا یا باپدرش یا با برادرش موندم دیگه چیکار کنم انقد سرم درد میکنه خسته شدم از بس بینشون موندم
تب استامینوفن

۶ پاسخ

والله میگن بچه دشمن شیرینیه ،یعنی همین

خدا وکیلی چقدر شما مثل منه شرایطط انگار منو توضیح دادی ..بخدا منم همینم هر دوتا هم پسرن ماشاءالله شیطون. انگار دشمنه قسم خورده ی همن از من که گاهی توی ماشینم هستن میریم بیروم با هم درگیر میشن بزرگه میره کلاس کاراته رو کوچیکه پیاده میکنه..بخدا خسته ترینم🥺

منم بخدا دقیقا همینم ولی شوهرم میگه مقصر تویی چون ای وسط گیر می‌کنه شوهرم نمیدونه طرف کدومو بگیره به من گیر میده

دقیقا منم اینطورم دختر بزرگم با کوچیکه لج میکنه یا اذیتش میکنه یا بازیش خراب میکنه تا اون گریش بگیره . اینروزا هم بقول شما خیلی زود رنجه تا بهش چیزی میگیم گریه میکنه میگه تو منو دوس نداری بهم نمیگی دخترم یا بوسم نمیکنی یا قربون صدقم نمیری با اینکه من روزی صدبار بغلش میکنم بوسش میکنم منم اینقدر اعصابم ضعیف شده همش درحال سرکله باشونم هرشب قرص سردرد معده درد میگیرم میخورم

عین منی 😂منم ب شوهرم میگم دخالت نکن چرا بزرگه رو میندازی گریه 😑

ببخشید
خنده م گرفت 😁

سوال های مرتبط

مامان عشق مامان عشق ۷ سالگی
این خونه ای ک هستیم با مدرسه پسرونه خیلی فاصله داره ...امسال پیش پسرم سه روز درهفته بود و من خیلی اذیت شدم مجبوری تا اول اسفند بردم دیگه نبردم ...مطمعنم امسال هم همین خونه هستیم .همسرم آدم بیخیال و میگه سرویس میگیریم.اما آخه پسر کلاس اول و سرویس!!!!!من خیلی برام مهمه ک کنار پسرم باشم تا وارد مدرسه بشه و ببینم کیفشو‌گذاشته و اومده تو حیاط برای صف صبحگاهی،چون مدرسه پسرونه خیلی دعوا و بزن بزن دارن و فکرم هزار جا میره .پسرمم خیلی کنجکاو و شیطونه ...میخوام قبل اینکه زنگ بخوره من پشت در باشم اما با سرویس میگم نکنه بچه ای ک از خودش بزرگتره اذیتش کنن یا بلای سرش بیارن .یا نکنه در دستشویی ها رو هل بدن ...
اگه کلاس دوم ،سوم بود هیچ مشکلی نبود ....اما احساس میکنم برا کلاس اول سرویس زوده و مادر دور آدور مواظب باید باشه ...اینم یادم رفت ک من ی دختر ۱سال و نیمه هم دارم ...ک امسال با کالسکه برای پیش پوستم کنده شده و خونمم طبقه سوم بدون آسانسور هست .یعنی روز دوبار پله ها رو پایین میرفتم دو بار هم بالا میومدم