جونم بگه براتون که:

من نرفتم..صبح همسرم اومدبیدارم کرد که بیا بریم برگشتنی تنها برمیگردیم... منم گفتم نمیام بذار مادرت یادبگیره تا مناسبتی میشه بهت زنگ نزنه فلانیارو هم بیار...

الان زنگ زدم بهش وگفت:جانم؟
گفتم:جانت؟جانت الان باید بغل دستت بود نه اینجا توی خونه😂
میخندید...
گفتم:آره یادم می مونه
گفت: بله،بله شماره کارت بفرست..(نمیتونست پیش اونا حرف بزنه میخواست اونا فکرکنن مشتریه)

منم گفتم شماره کارتمو دارییییی بفرست😂



اینارو هم میبینید بسته بندی کردم مثلا قراربود خریدام باشه..صبح پستچی آورد وباز کردم دیدم پارست به خانومه گفتم اونم گفت شماره کارت بده پولتو واریزکنم.واریز کرد..حالا هی پیام میدم مشخصاتتو بفرست برات فرداارسال کنم، جواب نمیده ،فقط یکبار گفت اونا مال خودت نمیخواد پس بدی عزیزم..
منم هی پیام میدم اصلا قبول نمیکنم ،دوست ندارم امانت دستم بمونه...جواب نمیده انگار ناراحته..
لاندری باکس لباس بود که تا باز کردم پاره بود چندجاش ..

تصویر
۵ پاسخ

سلام ،تاپیک قبلیت که چیزی نگفتی کجا قرار بود برید که نرفتی؟

وااای منم همیشه همین مکافاتو با مادر شوهرم دارم
یا کسیو با ما میفرسته یا خودش میاد
دو تا هم ماشین دارن ، پدرشوهرمم جوونه
نمدونم ماشینارو برا سر قبرشون نگه داشتن
همیشه آویزون ماین
منکه داغ میکنم هیچجوره آروم نمیشم 😪

مگه با کیا کجا رفته؟😅

😂😂فقط جواب جان گفتنش

دیگه پاره بود به دردش نمیخوره. نمی ارزه پول پست بدی عزیزم

سوال های مرتبط

مامان omide zendegim مامان omide zendegim ۲ سالگی
قسمت دو
شب اول تموم شد و من شب براش پوشک شورتی پوشوندم باز( دخترم حس می کنه اونا شورت هستن پوشک نیستن)
اما صب پنجشنبه که بیدار شدیم دیگه حتی یک خطا هم نداشت همه دسشویی هارو اعلام کرد( البته همه دسشوییشام تو شرتش یه کوچولو خیس بود) ولی میگف جیش دارم میرفتیم میدیم که لباس زیرش یکم کثیف شده ولی در حدی که شلوارش خیس نمیشد.
شب رفتیم خونه مادرشوهرم راحت دوبار جیش اعلام کرد یبارم گف پی پی دارم رفتیم و کارشو کرد( خونه مادر شوهرمم پوشک شورتی پاش بود ولی تو اون نمیکرد)
امروز جمعه با اینکه سرما هم خورده از دیروز
اصلا خطا نداشت
همه رو گفت ولی چن بتر باز لباس زیرش یکمی خیسی داشت که به روش نیاوردم.
حتی من عصری کلاس بودم راحت با باباش دوبار رفته دسشویی.
اها ولی پی پی رو با هم اتاق بودیم نمیدونم میخواست بگه یا نه من حالتشو دیدم گفتم بریم دسشویی پی پی داری
گف اره و رفتیم راحت نشست رو قصری کارشو کرد.

روز اول فک کنم من خیلی مضطرب بودم هی می گفتم بریم بریم بچه هم اصطراب گرفته بود. از روز دوم خیلی کم یاد اوری کردم.
مامان Aron مامان Aron ۳ سالگی