۵ پاسخ

وا 😑
مقصر ۱۰۰ درصد شمایی عزیزم
بچه رفته داره با ادمای جدید معاشرت میکنه کنجکاوی میکنه ، شما هم داری نگاه میکنی مراقبش هستی ، هیچ ایرادی نداشت که رفتی دعواش کردی !
بعدم بچه ها شیرینن آدما همیشه یه چیزی میدن دست بچه ها ، من هروقت پسرمو میبرم بیرون همیشه چهار پنجتا شکلات و بیسکوییت جمع میکنه ! حالا اون پیرمرد شکلات نداشته پول داده !
واقعا اتفاقات بدی نیفتاده شما خیلی سخت گرفتی الکی !

بندازش صدقه پول رو منم یه پسر ۳ ساله دارم درکت میکنم دقیق میدونم چی میگی😂

بنظرم زیادی سختش کردی...بوت کاری نکرده حتما حس خوب گرفته رفت پیششون نشسته. بعد اون بنده خدا کاری نکرده خاسته ب محبت ب بوت چیزی بده حتما شکلاتی چیزی پیشش نبوده‌ زیادی گندش کردی.برای خودت. الانم اگر حس خوب نداری بندازش صندوق صدقات

َوالا بچه کاره عجیبی نکرده ک حالا ده تومن ام دادن بهش مگه چی شده اخه بخوای بچه رو بزنی

بالاخره پسره شیطونه پول بزار صندوق صدقه ربطی نداره ک...ولی باید دستشو محکم بگیزی نزاری بره

سوال های مرتبط

مامان م سهیل مامان م سهیل ۴ سالگی
امروز بدترین روز زندگیم بود حالم انقدر بده که نه چیزی میتونم بخورم نه میتونم بخوابم پا پسرم از خونه ی مادرم داشتم میومدم پسرم گریه کرد گفت سر سره گفتم باشه چندتا سر بخور بریم یه مادری بود بچش خیلی و. ح ش ی بود با اینکه از پسر من چند ماهی ک چک تر بود اینا داشتن بازی میکردن من به پسرم گفتم مامان اروم بازی کن حواست باشه بعد اون پسره اومد پسر منو چنگ انداخت مادرشم پیشش بود من زود پسرم رو کشیدم کنار گفتم مامان عیلی ندا ه اونم نی نیه برو بازی کن پسرم رفت دوباره اون اومد تو سر سره دستشو انداخت صورت پسرم بعد سرش داد زد پسرم دستشو زد اون ور گفت چرا چنگ میندازی مادرش فکر کرد پسر من اونو زد گفت اقا پسر چرا میزنی داد زد سر بچم یدونه زد یهش من بهش گفتم پسرم نزد بچت داشت چنگ مینداخت دستشد زد اونور بعدشم اینا دوتا بچن چند بار من بچه ی خودمو کشیدم اوردم اینور دوباره این بچه اومد پسر منو زد بعد پسرم بلند سرش داد زد گفت نکن مادر احمقش عوض اینکه بچش رو ببره کنار اومد پسر منو زد که چرا داد میزنی گفتم خانم محترم پسر شما زد پسر منم سرش داد زد مادره ی احمق برگشت فحش خیلی بدی بهم داد اونجا همه داشتن بهش میگفتن خانم چه خبره بچه شما داره اذیت میکنه تازه طلب کارم هستی منم چند تا بارش کردم بچم رو برداشتم اومدم نصف راه بودم دیدم یکی همچین زد تو گوشم که سرم سوت کشید برگشتم ببینم کیه یکیم زد تو گوشم نگو برادر زنه بوده ۱۲ یا ۱۳ سالش بود انقدر غافلگیر شدم زبونم بند اومد پسره فرار کرد
مامان آرسام مامان آرسام ۴ سالگی
سلام مامانا پسرمو سه ساعت گذاشته بودم پیش کسی برای انجام یکاری اونم داخل گوشیش ماشین بازی دانلود کرده بود داده بود پسرم بازی کرده بود ازون به بعد پسرم همش میگفت مهسا برام داخل گوشیش ماشین تصادف گذاشته توم بزار منم ب اصرار پسرم بازار دانلود کردم چندتا بازی دانلود کردم نمیدونستم پسرم اینقدر وابسته به گوشی و بازی میشه یعنی توی این یک هفته دهتاا بازی دانلود کرده صبح که چشمش رو باز میکرد گوشی بده بازی تا شب. منم الان با مامانم صحبت میکردم پسرم لج گرفت گوشی بده بازی کنم بازی کنم نذاشت با مامانم صحبت کنم منم بهش گفتم همه بازیارو پاک کردم نیم ساعت بغلم گریه کرد خوابش برد واقعا نمیدونم باید چیکار کنم بنظر تون همه رو پاک کنم از فردا عادتشو ترک بدم؟؟؟همش یک هفته بعد هم نمیشه ولی خیلی وابسته شده بود به بازی اصلا دوست ندارم نصف روز مهد می‌ره نصف روز هم خودش تنهایی یا با من یا روزی یکی دوساعت برنامه کودک میگذروند ولی چند روزه سرش همش تو گوشی بود