واقعا دلم شکسته خیلی ناراحتم من ۱۸ سالگلی با اولین خواستگارم ازدواج کردم خواهرشوهرم مویع خواستگاری کلی دروغگو گفته بود در مورد شغل همسرم و خونه خریدن بعد ازدواج بعد من پدرمم وضع مالیش خیلی بالاتر از خانواده همسرم هست و من اصلابرام مهم نبود ک همسرم پولدار باشه یا ن فقط دوست داشتم ک ادم خوب و تمیزی باشه بخاطر همونم بله رو دادیم و بعدددددد فهمیدم چ اشتباهییی کردم خانواده ب شدت مذهبی و پررو منو بعد ازدواج اوردن طبقه بالای خونشون ک کلی اذیت هستم چون بازاری هستن و جمال مال بودن بعد ازدواج چند بار مارو ب صفر رسوندن و بابام پشتمون دراومد همسرم دوباره از اول شروع ‌کرد خیلی سختی کشیدم بعد فهمیدم همسرم مشکل قلبی خیلی شدیدی داشته و نگفتن ولی من چون همسرم
خیلی ادم خوبی هست و اصلا قابل مقایسه باحانوادش نیست دووم اوردم و اصلا راضی نیستم بهش چیزی بشه چند ماه پیش خیلی خانواده شوهر اذیتم کردن دیگه باهاشون بعد چند سال قطع ارتباط کردم و دنبال خونه هستیم ک بخریم و از اینجا بریم ولی بخاطر وضعیت فعلی خونه خوبی گیرمون نیومده امروز دیدم خواهرشوهر استوری کرده هرکی اه مادرش دامنشو بگیره کارش جور نمیشه و این دنیا و اون دنیا جایی نداره خیلی اعشابم خورده چرا پس اینجور ادما نابود نمیشن چرا خدایی نیست خونه جور بیاد اینجور ادما جرعت نکنن دهنشونو باز کنن واقعا چرا ؟

۳ پاسخ

قطع ارتباط بهترین کاره
امیدوارم هر چه زودتر زندگیت بشه همونجوری که دوست داری ❤🫂

عزیزم ناراحت نباش هممون ضربه خوردیم منم زخم خوردم ولی با قطع ارتباط حالمون خوب شد و‌کسی دخالت نمیکنه،انشالله شماهم زودتر خونه بخرید و راحت بشید

بیخیال ابجی همیت نده بخدا ارزش ندارن ک خودخوری کنید بخاطرشون

سوال های مرتبط

مامان رها مامان رها ۲ سالگی
بچه ها سلام
بیاین یه لحظه ....








من و همسرم موقع آزمایش ازدواج گفتن با رضایت خودتون میتونید ازدواج کنید چون کم خون بودیم
و ما هم چون همو دوست داشتیم ازدواج کردیم
و قرار شد بعد عروسی بریم آزمایش ژنتیک
بعد عروسی هم یهو حامله شدم فوری اقدام کردیم و رفتیم واسه آزمایش ژنتیک در تهران و بعد از چند تا آزمایش ک پر از استرس و نگرانی بود گذشت
چون دیگه من حامله بودم و خیلی نگران کار از کار گذشته بود
دیگه سپردیم دست خدا
بعد از یکماه زنگ زدن و گفتن ک هیچ مشکلی برای شما و بچتون وجود نداره
نگران هیچی نباشید بچتون سالم دنیا میاد
و خدارو شکر الان یه دختر شرو شیطون و باهوش و خوش زبون دارم
میخام سال دیگه وقتی بچم ۳ ساله شد اقدام کنم بازم باید بریم آزمایش ژنتیک بدیم؟؟
آخه رفته بودیم تهران خانوم دکتر گفت ک اصلا نگران هیچی نباشید شما رو الکی نگران کردن ایشالا بچه سالمه و هیچ مشکلی ندارید
و همونم شد حالا چیکار کنم
برای بچه ی بعدی ؟برم یا نرم؟؟
خودم میگم برم خیالم راحتهشما تاحالا شده اینجوری باشید؟؟
به ما گفته بودن تالاسمی هستیم وولی خدارو شکر با آزمایش فهمیدیم مشکلی نیست
مامان پسری مامان پسری ۳ سالگی
مامانا خیلی دلم گرفته ...من اصلا نوزادی پسرم ، چند ماهگیش ، زیر دوسالگیش یادم نمیاد ...اصلا نمیدونم چی شد ...عکس هاش رو که نگاه میکنم دلم میسوزه فکر میکنم مادر بدی بودم بهش نرسیدم ...من افسردگی بعد از زایمان گرفتم و دارو میخوردم پسرم هم خیلی بد قلق بود اینکه میگم بد قلق تا کسی بچه بدقلق نداشته باشه متوجه نمیشه چی میگم ...هیچوقت هم به من وابسته نبود انگار من مامانش نبودم نمیدونم چرا عاشق باباش بود ، بعد بابای من ، بعد مامانم ...بعد من ...نمیدونم چرا دوسم نداشت ...چند بار کتکش زدم فقط همونا تو ذهنم مونده ...سعی میکردم باهاش بازی کنم ، براش کتاب میخوندم ، میبردمش بیرون ولی همیشه رفتن و امدن به گریه و شیون ختم میشد ‌...من قبلا سرکار میرفتم الان کاملا خونه نشین شدم من و پسرم از صبح تا شب تنهاییم تا شوهرم بیاد دلم میخواد باهم بریم بیرون ولی نمیتونم تنها کنترلش کنم ...دلم براش میسوزه ...دلم برای خودمم میسوزه ...اینروزا خیلی باهم بازی میکنیم ، کاردستی درست میکنیم ، نقاشی میکنیم بالاخره همش خونه ایم ولی نمیدونم مامان خوبی هستم یا نه ...بازم حس میکنم دوسم نداره