۱۵ پاسخ

۱۰ روزگی تنها شدم

من بعد 7روز تنها شدم

من حتی بلد نبودم بچه بغلم بگیرم یا شیرش بدم نوک سینم جوری بود که سه نفر کمکم میکردن دو نفر سینم نگه میداشت یک نفرم مواظب بچم بود ک از دستم نیوفته🤦‍♀️تا این حد بگم سخت بود جوری ک نمیتونستم بچه دکتر ببرم باید اون تعداد باهام میومدن چون اگر نمیومدن بچم گرسنه میموند خلاصه من ۱۸ روز خونه مامانم موندم ابجی هام نوبتی میومدن با مامانم تا من یاد بگیرم سر روز ۱۹ م اومدم خونه جوری ک دو روز میموندم ۳ روز خونه مامانم دو روز خونه خودم یه روز خونه مادرشوهرم یکمم اینجوری گذشت اما الان حرفه ای شدم😎😎😎اینارو گفتم تا بگم نترس عزیزم هممممه ما موقعیت تورو داشتیم یه کوچولو ب خودت فرصت بده برو پیش کسی بمون یاد بگیر وقت زیاده بعد برو خونت❤️یادمه من ۱۰ روز مامانم و مادرشوهرم و خواهرم اومدن خونم موندن من اینقد گریه میکردم میگفتم اگر شما برین من چطوری شکم بچم سیر کنم منکه نمیتونم بهش شیر بدم خدا خیرشون بده اینقد هوامو داشتن تا قشنگ یاد گرفتم

من ۳ روزگی تنها شدم هر چند اون ۲ شب قبل هم باز بیشتر خودم بالا سر بچه بودم...مادرشوهرم توان نگه داری نداشت خسته میشد دیگه بش گفتم برو..ولی شوهرم کنارم بود.

منم ۹ روزگی تنها شدم ب حدی خوابم سنگین بود ک شوهرم بیدارم میکرد یا بیدار نمیشدم یا جوابشو میدادم باز خابم می‌برده خدم نمیفهمیدم ولی عادت کردم تو اون ۹ روز ب صداش و آنقدر ابجیام حرف زدن بخاطر خاب سنگینم و ترسوندنم‌ ک قند بچه میوفته نمیری باز گریه بچه رو نفمی ک خابم ب صداش بستگی دره

دوروزه تک و تنهایی بچه رو نگه داشتم حتی فکر نمی کردم بتونم

تا ۴۰‌روز مامانم بود

ب نظرم ی چهار روز دیگه هم بمون خونه مامانت

نترس با کوچک ترین صدا بیدار میشی ادم ک خودش تنها باشه خیلی حواس جمع تره

من مامانم رو خوابش حساس بود 🤣یه شب فقط بیدار بود شب بعد تا نماز صبح خوابید اصلا ترس نداره 😂

بابا یه شب اولش سخته نگران نباش منم همین حال داشتم

۹ روزگی بعد این که همه رفتن
شوهرمم خونه نبود میخواستم گریه کنم 🤦‍♂️🤣
نمدونم ولی چجوریه به کوچیک ترین صدا بچه بیدار میشی نترس عزیزم

من ۱۰روزگی تنها شدم سخت دیگ باید باهاش روبرو شی هرچی زودتر بهتر

امشب اولین شبیه ک تنها شدم منم خیلیییی استرس دارم

من ۹ روزگی تنها شدم

سوال های مرتبط