۶ پاسخ

خیلی زیبا گفتی ولی من نه دلم برااون روزای بارداری تنگ میشه نه برااین روزا.انقد پسرم از روزی ک دنیااومده چالش داشته نزاشته لذت ببرم رفلاکس کولیک ختنه زردی عفونت چشم اوهههه الانم ک یکشنبه واکسن داره خدا بخیر کنه حس میکنم بااین خستگیااخر میرم کما

خیلی قشنگ گفتی🥹🥹😍😍😍😍

منم دلم برا اون روزا که تو شکمم بود تنگ شده دوست دارم هنوز تو شکمم باشه
میدونی وقتی اولین بار دیدمش و فهمیدم یه دختر ناز این شکلی تو شکمم بوده ، خیلی بیشتر حسرت خوردم چرا اون روزا بیشتر باهاش ارتباط برقرار نکردم
مثلا میرفتم حمام دستم میگرفتم زیر شکمم میگفتم باهم صدا اب گوش بدیم
الان عاشق اب
یا ضربه میزدم رو شکمم اون جواب میداد لگد میزد

الانم قد میکشه بعد خواب یاد اون روزا تو شکمم می افتم قد میکشید دردم میاومد نفسم بند میاومد

قشنگ میتونستم دوسال تو شکمم نکهش دارم

اخی عزیزم😍♥️ولی من دلم برای این روزا تنگ نمیشه😂
و به یه چنشم به هم زدن نگذشته
انگار ۳۲ ماهه باردارم😂

ای جانممم منم ۵۱ روزه کنار دخترممم خدایا شکرت

ای جانم🥺🥺💙

سوال های مرتبط

مامان Arvin🐣🩵👼 مامان Arvin🐣🩵👼 ۴ ماهگی
مامان جوجو ممد🐣🩷 مامان جوجو ممد🐣🩷 روزهای ابتدایی تولد
امشب… آخرین شبیه که توی دلمی، قشنگِ مامان… 🥹🤍

نه ماهه که خونه‌ات قلب منه؛
نه ماهه که هر شب با فکر تو چشمامو می‌بندم و هر صبح با خیال تو بیدار می‌شم.
نه ماهه که قبل از اینکه ببینمت، عاشقت شدم…
عشقی که هیچ‌وقت نفهمیدم چطور و از کِی این‌قدر بزرگ شد.

امشب دستم رو روی شکمم میزارم و برای آخرین بار با خودم می‌گم:
«عزیزِ مامان، هنوز توی دلمی…»

فردا دیگه صدای قلبت رو از توی شکمم نمی‌شنوم؛
فردا صدای گریه‌ات قراره قشنگ‌ترین صدای دنیا برای من باشه.
فردا دیگه دستم روی شکمم دنبال تکون‌هات نمی‌گرده،
چون خودت رو میزارن توی آغوشم و برای اولین بار لمسِت می‌کنم… 🥹

چه حس عجیبیه…
هم دلم می‌خواد هرچه زودتر ببینمت،
هم دلم برای همین روزهایی که فقط مال من بودی تنگ میشه.

امشب آخرین شبِ نه ماه انتظاره…
آخرین شبِ تو در دلِ منه،
و اولین شبِ دلتنگی برای روزهایی که تو رو هنوز ندیده بودم.

فردا که بیای، دیگه فقط «مامان» نیستم…
من زنی می‌شم که قلبش بیرون از بدنش نفس می‌کشه.

بیا عشقِ کوچولوی من… 🤍
بیا و تمام خستگی‌های این نه ماه رو با یک نگاهت از یادم ببر.

امشب تو آخرین شب مهمونِ دلمی؛
فردا برای همیشه مهمونِ قلب و آغوش منی.

دوستت دارم، قبل از دیدنت…
قبل از شنیدن صدات…
قبل از لمس کردنت…
مادرانه، بی‌انتها، برای تمام عمر. 🤍🫀🥹
مامان 😍نفس 😍 مامان 😍نفس 😍 روزهای ابتدایی تولد
دختر قشنگم به دیدارمون فقط ۱۵ روز مونده 🥰😍
توی این سفر ۹ ماهه خیلی حس قشنگی رو باهم تجربه کردیم .....
مثل اولین بار که توی مانیتور دیدمت اندازه یه نخود بودی 😻
اولین باری که صدای قلبتو شنیدم که چه حس عجیبی داشتم اون لحظه 😍
اولین باری که دستور پای کوچولوتو توی سونو دیدم وقتی هنوز حرکاتتو حس نمی‌کردم ولی با این حال انقد بانمک بودی بار ها و بارها فیلم حرکاتتو نگاه میکردم و عشق میکردم 🤰
اون لحظه شیرینی که بهم گفتن تو دختری حاضر بودم کل دنیا رو شیرینی بدم 😍 از خوشحالی منو بابات رو زمین بند نبودیم چون قرار بود خدا یه فرشته کوچولو برامون بفرسته که مونس و همدممون بشه 🥰😍🥲
و اما لحظه شیرین حس کردن حرکاتت 😍🥰😻
حس بال زدن پروانه ای رو داشتم توی دلم که لحظه بزرگتر میشد و حرکاتت محکم تر میشد و از همه شیرین تر لحظه ای که بابایی هم میتونید شیطونیاتو حس کنه و باهات حرف بزنه 🥰😍
این نه ماه سر تا سرش عشق بود و عشق بود و عشق بود .....
امیدوارم این چند روزمه زودی تموم بشه بتونم روی مانتو ببینم .... بوت کنم ... بغلت کنم جان مادر 🤰🥰💗