۴ پاسخ

دقیقا منم ب همین روش گرفتم هم پسرم عادت کرد هم سینه هام عادت کردن ک کمتر ب مرور شیر تولید کنن و درد سینه نداشتم الان شیرم خشک شده پسرمم وقتی میبینه میگه اه😂

به به افرین ب تو. خدارو شکر عزیزم

درطول روز بهش شیر پاستوریزه میدی؟منم دارم تدریجی کم میکنم هدفم اینه تا دوسالگی بگیرم اما خیلی استرس دارم چون پسرم هیچ مدل شیری نمیخوره عوق میزنه همینم ک میخوره الان توی خواب عمیق فقط،پنیر و ماستم زیاد دوس نداره

چطوری راحت گرفتین میشه منو راهنمایی کنید من خیلی نگران شیر گرفتن بچمم

سوال های مرتبط

مامان هلین مامان هلین ۲ سالگی
مامان آنیسا 🌸 مامان آنیسا 🌸 ۲ سالگی
اگه خدا بخواد فردا میخوام دخترمو از شیر بگیرم خیلی به سینه وابسته هست استرس دارم میترسم اذیت بشه ترس اصلیم هم شب واسه خوابه چون کاملا با سینه می‌خوابه و نصف شبا هم حداقل ۴ ، ۵ بار بیدار میشه شیر میخوره می‌خوابه با اینکه قبل از خواب هم بهش غذا میدم باز هم واسه شیر بیدار میشه خیلی سعی کردم شیر شب رو قطع کنم ولی اصلا نتونستم هر کاری هم کردم تدریجی ازرشیر بگیرمش باهام همکاری نکرد چند ماهه میخوام شیرشو کم کنم ولی اینقدر گریه میکرد تا بهش ممه بدم . بعد اینکه دخترم خیلی کم غذا هست بزور و به سختی بهش غذا میدم اگه یکم بخوره بعد از شب یلدا میخواستم از شیر بگیرمش که مریض شد توی دی ماه هم میخواستم بگیرمش باز مریض شد نتونستم خدا کنه این دفعه دیگه مشکلی پیش نیاد البته توی همین چند ماه هم هرکاری کردم شیرشو کم کنم آروم آروم قطع کنم نشد اصلا باهام همکاری نکرد مجبورم یک دفعه ازش بگیرم .
برام دعا کنین بچم اذیت نشه همکاری کنه از شیر بگیرمش خودمم خیلی خسته شدم خدایا کمکم کن
مامان 🥰mahlin🥰 مامان 🥰mahlin🥰 ۲ سالگی
امروز دهمین روزیه که دخترمو از شیر مادر گرفتم
اگه بخوام از تجربه ام بگم ، باید بگم که اصلا اونجوری که فکر میکردم سخت نبود و خیلی راحت این مرحله رو رد کردیم خداروشکر
دختر من از صبح تا شب شیر میخورد و وابسته بود فکر نمیکردم بتونم راحت بگیرمش اهل شیر خشک و پستونک هم نبود از همون اول فقط شیر خودمو خورده
روشی که از شیر گرفتم هم اینه : من کاملا یهویی گرفتم
به سینه هام چسب زخم و رژلب و لاک قرمز بصورت ضربدری زدم و هروقت ممه خواست بهش نشون دادم گفتم ممه اوف شده اه اه شده ، رفت دوباره یه ساعت بعد اومد بازم همینکارو کردم ، هروقت بهونه گرفت بهش خوراکی دادم و سرشو گرم کردم ، مدام بهش غذا و خوراکی و میوه دادم که کاملا سیر باشه
بردمش پارک و سرشو گرم کردم و اینم بگم که خداییش خودشم خوب همکاری کرد ، فقط شب سوم خیلی گریه کرد دلم براش کباب شد گذاشتم رو پاهام و خابوندمش و اینطوری شد که الان ده روزه گرفتمش هفته اول زیاد یادش میفتاد ولی هرچی میگذره کمتر یادش میفته
خلاصه از شیر گرفتن ماهلین خانومم بخوبی و خوشی انجام شد خداروشکر🥰
#شیرمادر#فرزند_پروری_#کودک#شیر#از_شیر_گرفتن