۱۴ پاسخ

لباسش من تو آیچی چک دیدم از رو به رو عکس میدی بهم

خدارو شکر به سلامتی این مرحله گذشت
انشالله یه روز منم بیام بگم تونستم جداش کنم
از هفته دیگه میخوام شروع کنم منم

ایول مرسی قربونت
منم از فردا می‌خوام از شیر بگیرمش شیر خودمو میخوره

فقط یچیزی چه خوراکی هایی بخرم که سرگرم شه

چقدر خوب 😍

دعا کن دختر منم راحت بخوابه من همچنان شیر شب میدم و نصفشبم بیدار میشه .روش تدریجی خیر سرم گرفتم ولی متاسفانه مریض شد نشد دیگه بگیرم همین الانم مریضه

مامان پانیا میشه تجربه از پوشک گرفتنو بگی

ای جانم
چ جالب ک پارسا منم دقیقا ۵ روزه جی جی نخورده
منم یهویی قطع کردم من رژ لب زدم و گفتم آخ شده
و واقعا راضی ام‌
دو شب اول خیلی گریه کرد چون پسر من شدیدا وابسته ب شیر شب بود و فقط با اون می‌خوابید الان خداروشکر کنارم دراز میکشه چشاشو میبنده موهاشو ناز میکنم میخوابه
ماشالله غذاخوردنشم بهتر شده

من باز راحت از شیر گرفتم دقیقا یک سال و یازده ماهش بود ولی الان نمی‌ذاره پوشک کنمش غول مرحله آخرو دارم رد میکنم و خیلی سخته

خداروشکر عزیزم من تدریجی گرفتم از شیرخشک راحت بود اما حس میکنم حالا حالاها با پوشک کار داربم هیچچچچچ تلاشی نمیکنه اصن

اوف کابوس من از پستونک گرفتنه😭

خداروشکر. دقیقا برای منم تدریجی خیلی سخت بود ی دفه راحت گرفتمو تمام

لباسش رو ازکجاخریدی مامان 😍

چ عالی منم باید پسرمو از شیر بگیرم خیلی اذیتم و اینکه دندونش داره خراب میشه

خدادوشکرخوشبحالت😍 برامنم دعاکن راحت بتونم پسرمو از شیربگیرم بزرگترین ترسمه😩

سوال های مرتبط

مامان آنیتا🐣 مامان آنیتا🐣 ۳ سالگی
❤سلام دوستان من اومدم با نجربه از شیر گرفتن دخترکم❤
امروز شد یکماه که دختر قشنگمو از شیر گرفتم .....
قبلش روش های تدریجی رو زیاد امتحان کرده بود ولی نشد که نشد ...
دخترم به شددددت واابستا بود به شیرم
یه روز صبح انقد شبش دختم شیر خورده بود تا صبح ،صبحش که بیدار شدم سردرد افت فشار دلدرد شدید گرفتم و اونروز دوبار سرم خوردم ...
از شدت فشار شیردهی همیشه ضعف و بیحالی داشتم البته نووووش جاااانش❤ با اینکه از نظر غذا و مکمل خیلی میرسیدم به خودم ولی نه خودش خواب داشت نه من همش تا صبح ممه دهنش بود
سرتونو درد نیارم،فردای روزی که سرم خوردم از خواب که بیدار شدم چسب برق زدم به سینم و تصمیم گرفتم که دیگه شیرررر تمامممممم...و باهاش حرف زدم .توضیح دادم که دیگه نمیتونه شیر بخوره .سرگرمش کردم .غذا و میناوعده هایی که دوست داشتو درست کردم و حواسشو پرت کردم تا شب .شب اول چند بار بیدار شد بغل کردم آب دادم بهش رو پا گذاشتم لالایی گذاشتم براش .شب دوم هم همینطور و اینکه دیگه از شب سوم یه بار بیدار شد اونم ماساژ دادم کمرشو خوابش برد .کلا سختیش سه روز بود هم واسه خودم هم واسه بچه ،من تو اون سه روز اصصصصلا حتی تو خواب شیر ندادم شیرمم ندوشیدم به شدت سینم سفت و درد ناک شد ولی کوتاه نیومدم ،از روز چهارم پنجم کم کم سینم شل شد دردش کم شد و تقریبا اوکی شدم دخترمم غذا خوردنش بهتر شد خداروشکر 🥲❤
مامان علی آقا مامان علی آقا ۲ سالگی
پارت اول :تجربه من در گرفتن شیر از پسرکم
علی شیر خودمو خورده و حالا میخوام بگم چجوری پسرم از شیر گرفتم واسه مامانا که ایده بگیرن
من از یکسالگی به بعد شیر رو بردم روی روزی سه بار قبل خواب شب و ظهر و صبح زود توی خواب یعنی بعد که از خواب بیدار میشد دیگه شیر نمیدادم صبحانه میدادم تا ۱۸ ماهگی
از ۱۸ ماهگی به بعد اول فقط قبل خواب شب و ظهر شیر میدادم بعد وقتی که دیگه میخواست خوابش ببره سیر شده بود ازش سینه رو میگیرفتم میذاشتم روی پام گاهی بیدار میشد دوباره شیر میخورد گاهی هم راضی میشد بخوابه
گاهی هم توی خواب اب یا در حد ۲۰ سیسی اب قند میدادم که دلش اروم بشه یا تشنگیش رفع بشه
بعد که عادت کرد به روی پا خوابیدن اومدم موقع خواب ظهر شیر ندادم ، باهاش حرف میزدم بازی میکردم گاهی بهونه میگیرفت میذاشتم کمی شیر بخوره اما بازم توی هوشیاری ازش میگیرفتم و رو‌پا میخوابوندم بعد که کلا به نخوردن شیر برای خواب ظهر عادت کرد اومدم برای خواب شب هم همین کار رو کردم و همین پروسه رو طی کردم
مامان هلین مامان هلین ۲ سالگی
مامان 🥰mahlin🥰 مامان 🥰mahlin🥰 ۲ سالگی
امروز دهمین روزیه که دخترمو از شیر مادر گرفتم
اگه بخوام از تجربه ام بگم ، باید بگم که اصلا اونجوری که فکر میکردم سخت نبود و خیلی راحت این مرحله رو رد کردیم خداروشکر
دختر من از صبح تا شب شیر میخورد و وابسته بود فکر نمیکردم بتونم راحت بگیرمش اهل شیر خشک و پستونک هم نبود از همون اول فقط شیر خودمو خورده
روشی که از شیر گرفتم هم اینه : من کاملا یهویی گرفتم
به سینه هام چسب زخم و رژلب و لاک قرمز بصورت ضربدری زدم و هروقت ممه خواست بهش نشون دادم گفتم ممه اوف شده اه اه شده ، رفت دوباره یه ساعت بعد اومد بازم همینکارو کردم ، هروقت بهونه گرفت بهش خوراکی دادم و سرشو گرم کردم ، مدام بهش غذا و خوراکی و میوه دادم که کاملا سیر باشه
بردمش پارک و سرشو گرم کردم و اینم بگم که خداییش خودشم خوب همکاری کرد ، فقط شب سوم خیلی گریه کرد دلم براش کباب شد گذاشتم رو پاهام و خابوندمش و اینطوری شد که الان ده روزه گرفتمش هفته اول زیاد یادش میفتاد ولی هرچی میگذره کمتر یادش میفته
خلاصه از شیر گرفتن ماهلین خانومم بخوبی و خوشی انجام شد خداروشکر🥰
#شیرمادر#فرزند_پروری_#کودک#شیر#از_شیر_گرفتن
مامان راحیل خانم❤👸 مامان راحیل خانم❤👸 ۲ سالگی
اینجا مینویسم چون همه ی شما مامان هستین و منو درک میکنین.🤗
چند روزه که تصمیم گرفتم شیر راحیل جونم رو بگیرم.
روز دو بار میخورد شاید ۳ بار
ولی شب وابسته بود و هی بیدار میشد براش.
تصمیم گرفتم که آروم آروم کم کنم ولی راحیل خیلی خیلی مقاومت میکرد. جوری شده بود که ۵ دقیقه می‌خوابید و بیدار میشد میگفت ممه.
خیلی هم خودش اذیت شد هم من بیشتر اون....😔
دیشب تصمیم گرفتم بدون ممه بخوابه خیلی بهونه گرفت خیلی هم خسته بود ۲۴ ساعت درست نخوابیده بود....
یکم گریه کرد
بردمش توی اتاقش یکم بغلش کردم قصه راحیل رو گفتم که توی اتاقش فیل داره...
آوردمش روی پام خوابید
خیلی خوب خوابید تا ۴ خوابید ؛ ۴ یکمی ممه خورد خوابید تا ۸
الان لالا داشت با مقاومت شدید که برای خودم خیلی سخت بود ممه ندادمش گریه کرد آبش دادم بغل کردم میخواست ممه بخوره ولی الان روی پام لالا کرد🙂‍↕️
چقدر سخته مادر شدن😭😭😭😭😭🥺🥺🥺🥺
دو سه روزه که ممه کم شده لباش خشکه
همه چیز هم بهش میدم نمیذارم دلش خالی بشه
ولی لباش خشکه😭😭😭😭😭
مامان محیا مامان محیا ۲ سالگی
همیشه دوس دارم هر تجربه ای رو کسب کردم باهاتون در میون بزارم .شاید به درد یک نفر خورد
برای گرفتن شیر خشک از محیا اول خیلی دغدغه داشتم .چون محیااوایل خیلی خوب بود شیر شب نمی‌خورد. اما بعد ۱۵ ماهگی بیشتر وابسته شد .در شب چند بار بیدار میشد.اگه نمیدادم چنان جیغ میزد .دیگه خیلی کم آورده بودم ...شروع کردم در روز ازش گرفتن.. یکدفعه تو یه روز .جایگزین شیر کاکائو دادم .با درصد خیلی پایین.پسته .بستنی .فرینی باغذاهای اصلی .یک هفته بعد شروع کردم شب رو شیرش رو مقدارش رو کم کردن .بجای ۱۵۰ کردم ۱۲۰ .مقدار شیر رو کمتر ریختن.بجای ۴ تا دو تا و نیم .و هی اون رو هم کردم ..(ممکنه بعضی ها بگن نباید مقدار روتغییر داد.اما باید بگم این برای بچه هایی که فقط شیر خشک میخورن و کوچیکترن برای این سن هیچ اتفاق نمیفته در تجربه من که نیفتاد حداقل )محیا بار اول فهمید .اما دفعه بعد تو خواب دادم و یکم بهونه میگرفت اما خودم رو میزدم به اون راه .براش هی تکون میدادم .و میزاشتم دهنش.که مثلا خوب بهم نخورده بود .بعد خودش کم کم تقاضای و دفعاتش کم شد .شد ۶۰ تا با نیم پیمانه .اونم یک هفته ادامه داد و دیگه دید مزه نمیده .نخواست .تو این وسط شد که حتی یبار بیدار شد منو کلافه کرد اما شیر ندادم و رفتم فرینی درست کردم .میخوام بگم اصلا نباید کم بیارین و تغییر بدین رویه رو...ان شا الله موفق باشین.
و اینکه بعد شیر خیلی بهتر غذا می‌خوره و وقتی شیر می‌خورد اصلا غذا نمی‌خورد. منم بجای به غذا متوسل شدن به میان وعده ها متوسل شدم که براش جذاب بود