۸ پاسخ

سعی کن باهاش وقت بیشتر بگذرونی
من حس میکنم ی نفر این حرفو یادش داده
اگه مطمئنی ک کسی یادش نداده شاید حس خوب از بیرون بودن مادرش نمیگیره.
ببرش کتابخونه ی داستان راجب همین موضوع براش بخون و از خودت ی نتیجه خوب ارائه بده
شبا زیر بالشش جایزه بذار بخاطر حرفای خوبی ک اون روز بهت زده و از این کارا

چون نیاز داره ب شما شما شاغل هستی این باعث ناراحتیش شده

کارت چیه

از نبودنت ناراحت بوده اینا گفته تو یه کتابی می‌خوندم
نوشته بود وقتی شما بچه رو برای ساعتی تنها می‌زاری و برمی‌گردی ممکنه با پرخاشگری روبرو بشی و این از دلتنگیشه
بهش فضا بده بعد بگو می‌دونم ناراحتی که نبودم میخوای بغلت کنم تا آروم بشیم
یا هرچی که ناراحتت کرده رو بهم بگو

ن تاحالا نشده پسر من خیلی مامانیه حتا ب باباش میگ نبینم ب مامانم چیزی بگی باید مامانم هر۰ی دوس داره بخره خونه رو هرجور میخاد بچینه درصورتی شوهرم دخالت نمیکنه طفلک ولی کلا طرف منه همه جا

عادیه این رفتارا بخاطر سر کار رفتنته ب دل نگیر اونا ک درک سر کار رفتن و مشکلات اقتصادی و اینا ندارن فقط تو ذهنشون اینه مامانم تنهام گذاشته کم کم اوکی میشه دوستمم همینطوره بچه اش میگه چاره چیه مجبورم برم سرکار از اون ورم بچم انگار دوستم نداره
باید بیشتر براش وقت بذاری بعد سر کارت ببرش خانه بازی پارک خرید ..باهم ک وقت بگذرونی کم رنگ میشه حسش

نه خواهر من مگه میشه دوست نداشته باشه دختر من تا یه کار بدی میکنه چیزی بهش بگم بهم میگه میدم بابام بزنتت در صورتی که باباش جلو بچه ها خیلی حرمت و احتراممو داره

حرفای بچه هارو زیاد به دل نگیر اونا نمیفهمن چی دارن میگن ولی این حرفش که میدمت پلیس حتما از ی جایی یاد گرفته

سوال های مرتبط

مامان گیلاس🍒 مامان گیلاس🍒 ۵ سالگی
سلام مامانا خونه داداشم با خونه مامانم کنار همه آپارتمانیه بعد دخترم خیلی دوس بچه داره و به کسی نمیزنه دختر داداشم میاد خونه مامانم باهم بازی می‌کنن و مثل خیلی از بچه های دیگه دعوا هایی هم دارن ما داداشمو و زن داداشم میگن بچمون اصلا گریه نکنن و حساسیت نشون میدن هی به دخترم میگن نکن بکن یا اسباب بازی ها و بده دستش نمیزارن خودشون بازی کنن بچه و بچه خودشون میدن البته زنش داداشم این وسط زیاد میونمون یا زن دادشم خوب نیست پس زیاد پر داداشم و بچش میکنه من اصلان دخالت نمیکنم میگم بچه بچه خودشون میدونن حتی اگ بزنن بهم هم فقط باهم آشتیشون میدم ولی خب من تا جایی ک بتونم وقتی اینا هستن کم میرم ک کمتر باهم رو به رو بشن خاله دیشب زنگ زد ک بیاین خونه همه مون دعوت کرد منم اول قبول نکرد ک ای کاش اصلا قبول نمیکردم ک اصرار کرد رفتیم اونام آمدن اول بچه ها بازی کردن بعد یه ماشین حساب بود دخترم نمی‌داد دست دختر دادشم ایناهم یه تیکه میگن بده یا همش به بچه من میگن نکن بشین بدش بغبش نکن در صورتی ک دختر خیلی دوست دختر داداشم داره وقتی اینا اینجور عکس العمل نشون میدن دختر منم لج میکنه وسایلا و نمیده گاهی اوقات یعنی تو خونه خالم یتکه میگفتن بدش نکن منم اعصاب نکشید زنگ زدم باباش امد دنبالش رفتیم گفتم تا بحثی پیش نیومده آخه نمیگن ولشون کنیم بچه بچه خودشون میدونن بزرگتر نباید بره تو بحث بچه بنظرتون کارم اشتباه بود خالم امروز زنگ مامانم زده ک من نباید اینجور عکس العمل نشون میدادم باید بیخیال باشم راستی دادشمم امد در گفت این دوتا نباید کنار هم باشن باهم نمیسازن من باید چیکار کنم بنظرتون زیادی عکس العمل نشون دادم البته این مورد زیاده ها من یدونش تعریف کردم .. شما بودین چیکار میکردین؟
مامان گل پسر مامان گل پسر ۴ سالگی
شیشه شیر پوشک
شیر خشک
سلام مامانا خوبین
میشه بگین شما بودین چیکار میکردین من دوهفتس عمل کردم ۵روزی خونه مامانم بودم و بعد با هزار زور اومدم خونه میگف تو خونت اذیت میشی هی کار کنی. با مادرشوهرم تو یه ساختمون هستیم من براشون عروس خوبی بودم تا الان. وقتی اومدم خونه خیلی درد داشتم اصلا سرپا نبودم به مامانم گفتم نمیخواد بمونه و مادرشوهرم اینا هستن اونم قبول کرد ولی حتی مادرشوهرم یه بار زنگ نزد بگه ناهار من درست میکنم تو اذیت نکن خودت رو شوهرم هم اصلا نبودش کارش جوری که شیفت داره روز عید شوهرم نبودش من و پسرم تنها بودیم بعد ساعت ۱ظهر پسر خواهرشوهرم اومد خونمون من فهمیدم اومدن اونجا حتی یه زنگ نزد بگه ناهار بیا پایین خیلی دلخور شدم .حتی خود خواهرشوهرم نیومد یه سر بهم بزنه من وقتی زایمان کرد رفتم بیمارستان پیشش .ولی خیلی نارحت شدم حتی یه سر نیومد بهم بزنه .خیلی از دستشون عصبانی هستم منم به پسرش گفتم برو پایین میخوایم غذا بخوریم .ولی دلم خیلی گرفته به بعضی آدما نباید خوبی کرد مثل خانواده شوهر من