سلام عزیزموقتی میبینید اینجوره خیلی با خانواده شوهر صمیمی نشید خیلی رفت و آمد نکنید که روشون باز بشه تو همه چیزتون دخالت کنن .من اصلا با خانواده شوهرم رفت و آمد نمیکنم که بخان برام نظر بدن چیکار کن چیکار نکن
وایی نگو من که هر روز از حرص چشم گچ میشه یه روز میاد میگه دخترم جاریت میگه نوه ی داییم تازه بدنیا اونده ۵ کیلوعه چرا بچه ی تو ۳و نیمه یه روز میاد میگه چرا این بچه رشد نداره ببر دکتر یروز گیاه دارویی میاره میگه اینو بمال روشکمش بریز تو گوشش بچه آروم بخوابه
من شوهرم یه روز شیفت میشه یه روز خونس اون یکروزی که شیفته پسرمم شبا زیاد گریه میکنه منم هیچ جوره نمیتونم آرومش کنم
صبح که شوهرم از سر کارمیاد خونه زود خودشو میرسونه پایین شوهرم میپرسه شاهان امشبو گریه نکرد من دهنمو باز میکنم بگم این زود جواب میده نه خداروشکر امشب زنت خوب خوابیده صداشون نمی اومد بالا
منم چی بگم آخه اون روزم
مثل سگ تا خود صبح چشامو نبستم بچه تو بغلم بود تا صبح توی حال قدم میزدم که آروم بشه دیونه شدم بخدا شوهرمم حرف اونو باور میکنه میگه مامانم راست میگه
باور کن منم مشکل داشتم شاید بدتر از تو
باز خوبه همسرت فهمیده هستش ازت طرف داری میکنه ولی من تنها هستم بودم
۱۰۰سال اول سخته میگزره بقیش درست میشه ناراحت نشو
به هیچ عنوان بچت رو از خودت دور نکن
حتی اگه بحث و دعوا بشه چون روح و روان بچت خیلی مهم تره. درسته که اوناهم حقشونه نوه شون رو دوست داشته باشن ولی این بی فرهنگ بازیا چیه اخه. من جای تو بودم رابطه رو خیلی خیلی کم میکردم و هر سری ی بهونه میاوردم که کمتر ببینمشون. با همسرتم حرف بزن با ارامش و مخش رو بزن که ازشون دورتر باشه فعلا. امیدوارم یکمی سر عقل بیان
وا بدونه اجازه مگه چندسالشون هست که این کارا رو انجام میدن
توی خونه اگه داری دستگاه بخور روشن کن
نداری یه کتری یاقبلمه آب کن بزار بجوشه بعد بزار بالای بخاری که خونه نم دار باشه دماغش اگه کیپ هست بازبشه
کاریش نمیشه کرد اونایم حق دارم دوستش دارن ولی دوستیه خاله خیریه میشه
انشاالله هرچه زودتر خوب بشه نی نی قشنگت
باید بهشون بگی گو. ه نخرید که حساب کار دستشون بیاد بگو خودت بچه بزرگ کردی حالا نوبت منه میخواد پیش مادرش باشه
یا مثلاً خونه ک ما توش هستیم از مامانم ب اسم من شده و ی حقوق از منه یعنی پول و خونه از منه شوهرم دوران مجردی همش ی اینا پول میداده الان عادت کردن چپ و راست توقع دارن بهشون پول بدی آخر شوهرم عصبانی میشه میگه اگپول من بود اینا چیکار میکردن جرات نداریم چیزی بخریم توقع دارن فقط ب اینا بدیم پسرم ب دنیا اومدم مادر شوهرم هیچی نخریده حقوقش ۳۰تومنه اومده ب من میگه پسرت دنیا اومد شیرینی ندادی حالا چون دلش کشیده میگه بعد دقیقا زمانی ک پسرم اوج گریه های کولیکیش هست میگم چه دل شادی دارین در ضمن توقع داره بعدها ارث اگ رسید بهم ی دوطبقه بگیرم بیاد طبقه اول خونه بشینه مجانی من میگم اگه بگیرم اجاره میدم پول لازمم اون توقع داره همچی ب پاش بریزی
کاملا درکت میکنم
بچه ی منم همینطوری سرما خورد و بعد ده روز هنوز خوب نشده و سرفه داره
خودم هزار جور رعایت میکنم اما اطرافیان متاسفانه رعایت نمیکنن، اخرشم میگن تو حساسی و مگه ما بچه بزرگ نکردیم!
اینقدر کبیشعورن من پسرم کولیک داره و رفلاکس وقتی گریه هاش کولیک شروع میشه چند تا قطره باید بدم کاروم شع میگه دارو ندیدبچه نباید دارو خور بشه آخه یکی نیست بگه تو ک نمیفهمی حرف نزن مگه میشه بدون دارو به درک دارو خور شه حداقل تا چند ماه میخوره بعد خوب کشد دارو نمیدیم دیگه ب جاهای جاها آبرومو برده ک دارو میریزه تو حلق بچه تا بچه گربه میکنه میگه داروهای تو بد افتاده روش!!!! میگه بچه تا دلدرد نبود دارو نده بعد گفتم اگر بچه کدل درد نباشه مرض دارم دارو بدم!!!!؟یبار میگه نه میگم پس حرف نزن
از دست این مادر شوهرا همیشه قیافه حق ب جانب گرفتن
بچه ات بزار بیشتر بغل خودت باشه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.