۳ پاسخ

منم از ۱۱ تا یک سپهر بردم پارک بعد ناهارش نمی‌خواست بخوابه دیگه بهش گفتم بیا پاهاتو ماساژ بدم توپ بازی کردی اوف شده درد میکنه خوابیده بوده بود کف پاهاشو ماساژ دادم خوابید

نمی‌دونم چرا بچه های ما اینجوری هستن ، آرسام از اول با خواب مشکل داشت همیشه حسرت بچه های خوش خواب و میخورم

همو هانای منم اینجوره دهنممم صاف میشه تا بخابه خابشم اخرش کیپ‌نمیشه دیشب ک از ۲ تا ۵ صبح بیدار بود از ۶ ام گریه گریه

سوال های مرتبط

مامان یزدان و نیلا مامان یزدان و نیلا ۲ سالگی
امشب خیلی شب بدی بود دختر یازده ماهم شامشو خورد یه ساعت گذشت من رفتم دسشویی این نمی‌دونم چطور شد ک افتاد صدای خیلی وحشتناکی داد بدو بدو اومدم بیرون بغلش کردم انقد گریه کرد هلاک شد بعدشم بالا اورد،😭شامشو ک خورده بود همه رو بالا آورد دیگه من مردم گفتم این یه چیزیش شده خدای نکرده.ژنگ زدم شوهرم گفتم زود بیا خونه اون بنده خدا هم هرچی گفت چیزی نیست نترس گفتم باید حتما بریم بیمارستان چون بالا آورده خطرناکه می‌گفت نمیخاد خوبه گفتم اگه نیای خودم میبرمش خلاصه رفتیم بیمارستان گفتن بخش شیر بده اگه دوباره بالا بیاره باید سی تی اسکن بگیریم تا همین الان بیمارستان بودیم خداروهزاران مرتبه شکر بالا نیاورد.من تازه فهمیدم ک چقد دخترمو دوست دارم نفسم به نفسش بنده خدایا شکرت ک دخترمو بهم بخشیدی😭خدا همه ی بچه ها رو برای پدرو مادرشون حفظ کنه
گفتن باید امشب مراقبش باشی بیهوش نشه توی خواب منم ب شدت خوابم میاد خداکنه بتونم بیدار بمونم
خدایا شکرت
مامان آنیا مامان آنیا ۲ سالگی
امروز فکرم رفت ب دوسال پیش روزایی ک تازه زایمان کرده بودم چقدر منو رو سرشون میزاشتن حلوا حلوا میکردن ..،😅
اسم دختر اولم رو شوهرم انتخاب کرد گذاشت آتنا منم مقاومت نکردم خوشم اومد،🩷
دختر دومم ک اومد از اول سر اسم باهاش درگیر بودم میگفتم هانا .... اون می‌گفت آنیا ...
خلاصه از بیمارستان مرخص شدم اومدیم خونه بعد سر سفره صبحانه با مامانم و شوهرم حرف می‌زدیم هی میخواست توجیه کنه ک آنیا بهتره و... منم اصلا زیر بار نمی فتم ..
سکه آورد شیر یا خط کردیم جلو مامانم یه بار هانا اومد جِــر زنی کرد گفت نه و... دوباره انداخت بازم هانا اومد،😁😁👌🏻
گفتم حرف نزن پاشو برو شناسنامه رو بیار .. اونم خندید و منم خوشحاااال شوهرم رفت بعد چند ساعت اومد شناسنامه رو داد دستم دیدم نوشته آنیــا ،😳😳😲 خلاصه چشم تون روز بد نبینه یکم حال شو گرفتم ... اونم همش می‌خندید مسخرررره،😒😒😒😒 منم گفتم حالا از لج ات همش هانا صداش میکنم ولی نتونستم ،🤭😅😅😅 و شوهرم با پررویی اسم جفت شونو خودش انتخاب کرد کثااافت،😂😂