امروز فکرم رفت ب دوسال پیش روزایی ک تازه زایمان کرده بودم چقدر منو رو سرشون میزاشتن حلوا حلوا میکردن ..،😅
اسم دختر اولم رو شوهرم انتخاب کرد گذاشت آتنا منم مقاومت نکردم خوشم اومد،🩷
دختر دومم ک اومد از اول سر اسم باهاش درگیر بودم میگفتم هانا .... اون می‌گفت آنیا ...
خلاصه از بیمارستان مرخص شدم اومدیم خونه بعد سر سفره صبحانه با مامانم و شوهرم حرف می‌زدیم هی میخواست توجیه کنه ک آنیا بهتره و... منم اصلا زیر بار نمی فتم ..
سکه آورد شیر یا خط کردیم جلو مامانم یه بار هانا اومد جِــر زنی کرد گفت نه و... دوباره انداخت بازم هانا اومد،😁😁👌🏻
گفتم حرف نزن پاشو برو شناسنامه رو بیار .. اونم خندید و منم خوشحاااال شوهرم رفت بعد چند ساعت اومد شناسنامه رو داد دستم دیدم نوشته آنیــا ،😳😳😲 خلاصه چشم تون روز بد نبینه یکم حال شو گرفتم ... اونم همش می‌خندید مسخرررره،😒😒😒😒 منم گفتم حالا از لج ات همش هانا صداش میکنم ولی نتونستم ،🤭😅😅😅 و شوهرم با پررویی اسم جفت شونو خودش انتخاب کرد کثااافت،😂😂

تصویر
۲۳ پاسخ

اتفاقا آنیا بهتره
ولی اخیرا ک اسم رو تو بیمارستان میگن
و میره ثبت احوال
دیگ ب خونه نمی‌رسه ک بخای حالا تصمیم بگیری

من اسم پسرمو خودم انتخاب کردم شوهرم گفت هر چی خودت دوست داری بزار ولی خانوادش هی سوسه میومدن که چرا اسمشو نمیگی چی انتخاب کردی و به شوهرم میگفتن چرا به تو نمیگه چرا تو خودت انتخاب نمیکنی شوهرمم بهشون گفت فرناز که ۹ ماهه داره زحمت میکشه

من بودم روزگارشو سیا میکردم 😐

اسم دخترمو شوهرم پیشنهاد داد منم خوشم اومد
خودم اسم خاصی مدنظرم نبود

اگه من بودم…😂دیگه نگم بهتره

وای اگ من بودم شناسنامه را اتیش میکشیدم😖من حالا میگفتم نوید اون میگفت آرین بعد دوس داشتم آرینم ها ولی تو ذهنم وقلبم اخر نوید بود گفتم ارین بشه من ی پسر دیگ میارم بزارم نوید گف سختیشو توکشیدی با خودت

حالا اسم هانا رو همسرم بیشتر از من دوست داره😅

من از وقتی تصمیم گرفتم بچه دار بشم چند تا اسم دختر و چند تا اسم‌پسر انتخاب کردم به همسرم‌گفتم تو اسم دختر مشکلی نداشتیم هر دو همین اسم رو میخواستیم ولی من پسر تایماز میخواستم همسرم میگفت نه گفتم‌سایمان گفت عَی بهتر از تایماز هست خلاصه ۱۵ هفته جنسیت رو فهمیدیم دیگه کارمون راحت بود رو دختر توافق داشتیم

ولی آتنا و آنیا بیشتربهم میان خیلی قشنگتره 😍

واي چقدر كارش زشت بوده 😩من بودم جنگ جهاني ميشد ب راحتي ولش نميكردم ك
درسته اسماي قشنگي هستن ولي ب نظرت احترام نزاشته بده حسابشو برس

خدایی اسمهایی که گذاشته قشنگه و شیک هست انشالله پسر دار بشی خودت بزاری تلافی کنی

خدا حفطشون کنه اتفاقا آنیا بهتره

🤣🤣🤣🤣🤣خب پس فکنم بلایی که سرت اومده سر من بیاد صددرصد🤣🤣🤣

خیلی قشنگه اسمش

خدایی آنیا شیک تر جدیدتر نامدار باشن انشالله

باور نمیکنی کم کم داشتم اشکم و آماده میکردم که بریزه

خدا را شکر بابا همچین نوشتی حلوا حلوا میکردند آخرش و نخونده فکر کردم جدا شدی

اسم بدی انتخاب نکرده

سلام جوری متن و گفتی که فکر کردم زبونم لال جدا شدی و الان به فکرش افتادی خب دنیا همینه دیگه

ولی انیا قشنگتره😍

نامدار باشه عزیزم. ما چی بگیم که پدرشوهرمون انتخاب کرده😂 شوهرم سرش شلوغ بود ب پدرشوهرم گفتیم بره شناسنامه بگیره ایشونم از اعتمادمون سووووء استفاده رو کردن و اسم رو عوض کردن. منم دیگه روم نشد چیزی بگم. ولی الان اسمی که خودمون گذاشتیم صداش میزنیم

درخواست بده گل داشته باشمت❤️

یکی از مامان ها با شوهرش ب تفاهم نمیرسن سر انتخاب اسم تاپیک شو خوندم یاد خودم افتادم ،😅😅

سوال های مرتبط

مامان یاسمین مامان یاسمین ۲ سالگی
مامان قلبم و نفسم مامان قلبم و نفسم ۲ سالگی
شنبه شوهرم رفت برام نوبت عمل چشم بگیره
بعد ی عیبی ک داره وقتی خونه س حواسش فقط ب تلویزیونه یا تو گوشی یا خوابه
بعد خاستم باهم بریم قرار شد شوهرم لباسای پسرمو تنش کنه منم لباس بپوشم دیدم اصلا از تلویزیون در نمیاد گاهی ک میگفتم تنش کن ب بچم میگف بیا بپوش دوباره غش می‌کرد تو تلویزیون...
منم داد زدم خب تنش کن دیگه همش سرت تو تلویزیونه اه...
بعد هی غر زد ک مادرتون عین سگ پاچه میگیره اینم از خودتون هر وقت خونه م فلان بهمان...
انقد نفرین کرد الهی فلج بشی ب خودت ب ر ی ن ی
بچه م صداش می‌کرد یهو گف زهر مار هی بابا بابا
خلاصه ک بهمون ر ی د
واقعا تو خونه اخلاق نداره ها مثلا ده بار باید صداش کنم با شکلک و ادا اصول جواب میده .....
کلا دوست داره لج کنه تو خونه با اینکه من کوتاه نیام و سعی میکنم مراعات کمم باهاش ولی باز خودش کرم داره ....
حالا شنبه هم بهش تند گفتم اینجوری کرد...
ولی دلم یجوری اخه گفتم سر بچه م داد زده بعد رفته نوبت گرفته
احساس عذاب وجدان برا بچم دارم
نميدونم چرا...
کسی میفهمه حس منو ....،
مثلا میگم واس نوبت عمل من شده ک سرش داد زده شده و ناراحت شده.
بعدم تا یکی دوروز اصلا دور بچم نرف هی بچم میرف اونم میگف برو پیش،مادرت
اینم بگم همون شنبه غروب گفتم بریم دور بزنیم بعد اول گف ماشین صدا میده گفتم چطور خودت سوار میشی گفت بپوشید بریم
بعد گفتم باشه بچه رو بغل کن ببرش پایین گف ن من بغل نمیکنم
هر وقت کامل آماده شدی بگو بریم.
گفتم بغل نمیکنی بچه مو ب درک ....ب گ و ز خر
بعدم لباسامو درآوردم
مامان علی مامان علی ۳ سالگی
سلام مامانا اومدم درد و دل کنم امروز پسرم خیلی اذیتم کرد از صبح ک بیدار شد همش گریه کرد هیچ می‌گفت میخام بزنمت محکم چندتا خوابوندم تو صورتم و چشمم منم همش بغلش میکرد میگفتم چی میخوای مامان فقط می‌گفت میخام بزنمت و گیر داده بود الان باید بریم فروشگاه گفتم مامان دست و صورتمو بشورم صبحانه بخوریم میریم می‌گفت نه نمیرفت دسشویی نه یمذاتش من برم اهرم جیش کردن تو شلوارش پشت در دستشویی هم کلی گریه کرد بعد یک ساعت تمام با زور گوشی و تلویزیون ساکت شد بعدم ک بردمش بیرون کلی اذیتم کرد میخواستم خرید کنم همش می‌رفت و من دنبالش آخرم کیلی داد زدم سرش جلوی همه و زدمش زنعموش اومده بود فروشگاه رفته پیش اون میگه میخام پیش اون باشم و نمیومد با زور دیگه باهم اومدیم بعدم خونه دوباره کلی اذیت کرد شلوارش در آورده بود و لخت راه می‌رفت نمسذات بپوشونمش هی جیش میکرد دور خونه با کتم هم نپوشید منم کلی جیغ و داد کردم و گریه کردم نمیدونی. مایر کرد که اینقدر ازش بدم اومده بود ب خدا باورتون نمیشه وقتی زنعموش رو میبینم انکار اون مامانشه از این رو به اون رو میشه ب شوهرم میگم این دعا داره همش میعاد بره خونه اونا پیش اون باشه منو کلی زده و اذیتم کرده منم اعصاب ندارم دیگه زورم میاره جاریم خودش ی بچه داره جیکش در نمیاد ولی این ابرو برا من نداشت تو همسایه ها از بس جیغ و داد کردم و همش داره گریه میکنم از بچگی هم همین بود الآنم همینه ی دستشویی نمیتونم برم
مامان ߊ߬ܧߊ ܭߊ‌ܝ‌ܔ 💙 مامان ߊ߬ܧߊ ܭߊ‌ܝ‌ܔ 💙 ۲ سالگی
از صب کارن رو پوشک نکردم.
یه عروسک گاو داره خیلی دوسش داره. یکی از شورتای کارن رو ب گاو پوشوندم . ب گاوی گفتم آقا گاوی هر وقت جیش یا پی پی داشتی ب مامانی بگو ببرتت دسشویی. تو شورتت نکنی ها شورت کثیف میشه. ب کارن هم همینو گفتم بعد کارن هم ب گاوی حرف منو گفت😂
چند بار صب بردمش ک جیش کنه ولی کارن تو این چند بار بهم اطلاع نداد هر بار خودم بردمش. گاهی زیاد داشت گاهی کم.
چند بار ساکت بود ی جا خیره میشد ک من فک میکردم شاید پی پی داره چون عادتش رو میدونم. میگفتم داری؟میگفت اره خودش شورت و شلوارش رو درمی‌آورد میرفتیم دسشویی. حتی آقا گاوی هم باخودم آوردم دسشویی اون خمیر هم ک تو تاپیک قبلم بود درست کرده بودم رو آوردم گفتم آقا گاوی پی پی کرد حالا نوبت کارنه. ولی زه خیال باطل 😩😩😩 همش یا با شلنگ آب بازی می‌کرد یا با قصری. خلاصه خیلی سخت و خسته کنندس. الان هم بردمش دسشویی جیش کرد آوردم ک بخوابه‌ حالا باید پوشکش کنم موقع خواب یا یه زیر انداز پهن کنم زیرش تا شورت و شلوار بخوابه؟ بهش گفتم پوشکت نکردم وقتی تو خواب جیش داشتی ب مامان بگو گفت باشه. نمیدونم وقتی خوابید پوشک کنم یا نه😫
مامان نورا مامان نورا ۲ سالگی
نورا رو زدم

در حالی که بچم گناهی نداشت 😶


دیشب تا صبح محیا جیییغ زده مدام
هیچ جوره اروم نشد
کل شب دو ساعت نتوتستم بخوابم
نصف شب هم یهو حالم بد شد لرز گرفتم
نمیدونم پنیک بود یا ادامه سرماخوردگی هفته پیش

از ۷ صبح پاشدم نشستم

محیا همچنان جیغ حیغ کرد و بالاخره ساعت ۱۰ دسشویی کرد
در حدی که زیرپوش و شلوارشم کثیف کرد
زیرپوشو همونجوری انداختم سطل اشغال

بعدش اومدم دو دقیقه بشینم
محیا همچنان ک نق میزد و گریه میکرد
رفت پیش نورا مه داشت واس خودش بازی میکرد
اونم هی هل میداد
منم رفتم یکی زدم رو پای نورا
که این خودش داره زر میزنه دیگه ، تو چرا بدترش میکنی


هنوز وقت نکردم به نورا صبونه بدم
درگیر این زر زر خانومم
متنفرم از گریه هاش
دلم نمیسوزه براش ، عصبیم میکنه فقط

همش دارم داد میزنم
کاش همین الان یکی بود نیم ساعت اینارو نگه میداشت
محیا رو میخوابوند و ب نورا صبونه میداد 😭😭😭

شوهرم رفت حموم سر و صورتشو اصلاح کرد ، اومد دراز کشید رو مبل گوشی میبینه 😭😭