۹ پاسخ

آره به همین خیال باش زایمان راحت همون تو خواب باید دید یه دردایی میاد سراغت که هزار بار به خودت میگی غلت کردم 😆😆😆

فک کردم فقط خودم خواب زایمان میبینم 😂🤦🏻‍♀️

من از ۱۰ هفتگی هر شب دارم میزام تو خواب😂

هخخخخخ عجب خوابی

این خواب ها از افکار روزانه است این اخرا اینقدر به زایمان فکر میکنیم اینجوری میشه
من مامانمم بنده خدا همش خواب زایمان من میبینه

ای جونم خیره ان‌شاءالله،منم دیشب خواب دیدم افتادم رو خون‌ریزی و بچمو۳۰ هفته داشتم‌بدنیا میاوردم خیلی برام ترسناک بود برعکس شما از خواب بیدار شدم تا یک ساعت وحشت خواب داشتم🥺🤣⚘️

منم خواب دیدم خیلی شیک و مجلسی بدنیا اومد بدون هیچ دردی😶 بقیه شو یادم نیس

موفق باشی 😅😅

😂😬جوووون

سوال های مرتبط

مامان کارن مامان کارن روزهای ابتدایی تولد
بعد کلی فشار گفت پاشو بچه سرش داره میاد بلندم کردن رفتم تو ی اتاقی پاهامو. گذاشتن رو. ی دوتا دسته باز کردن و سوزن اورد زد ب واژنم هیچ درد نداشت اونقدری سر میشی ک اصلا دردشو نمیفهمی بعد گفت ده سانتی فشار بدع منم با توان اخر فشار میدادم بیرون و مامانمو. صدا میزدم و دیه هیچ جیغی ازم بیرون نیومد فقط خیلی اروم فشار میدادم بیرون بدون هیچ سر صدایی تا یهم ی چیزی ازم بیرون اوند سرش بود یهو تیغم زدن اصلا نفهمیدم بچه اومد بیرون یهو. رفتن همه بالا سرش ترسیدع بودم گفتم نکنه چیزیش شدع باشه خیلی کبود بود بعد یهو. صداش اومد منم گفتم درد صدات ب کل زندگیم و ی نفس اروم کشیدم و خودمو. شل کردم و بخیه زد اصلا نفهیدم چطوری بخیه میزد اون سوزن سر میکنع بعد فشار میدادن ب شکمم چ. تو. طبیعی چ سز فشار میدن خون بیاد بیرون اونجا یکم. اذیت شدم ولی اصلا الن نمیدونم دردش چطوره و بخیه ام کردن و منم دلم میخاست زود شوهرمو ببینم بعد لباس های بچمو. پوشیدن و. بردنش پیش باباش و گذشت دیه بخیمو. زدن بیا پارت بعد
مامان نفس و پارسا مامان نفس و پارسا ۲ ماهگی
سلام مامانا اومدم تجربه زایمان طبیعی براتون بگم
پارت ۱ـ

بالاخره منم زایمان کردم و واقعا به کائنات ایمان آوردم
چون دلم میخواست ۰۳/۳۰زایمان کنم ولی تا شب قبلش هیچ دردی نداشتم
خب بریم براتون کامل بگم بقیه هم تو تایپ میگم
من شب قبل کل خونه رو با همسرم ریختم بیرون تمیز کاری
از قصد به خودم فشار آوردم ک دیگ کم کم زایمان کنم
چون هیچ درد و انقباضی نداشتم ۳۸ هفته بودم
کارام ک تموم شد دیدم هیچ دردی ندارم فقط شکمم سفت شده دوش گرفتم و خوابیدم
صبح ساعت پنج حس کردم یه کوچولو بین پاهام خیس شده
چون همیشه اون تایم دسشویی میگیره اهمیت ندادم خیلی خسته بودم بعد دوباره دیدم یکم دیگ خیس شدم
گفتم ازم در رفته پاشم برم دسشویی تا رسیدم دسشویی یکم بیشتر خیس شدم
حس کردم شاید کیسه آب باشه سریع شلوارمو در آوردم یه زور کوچیک زدم یه فنجون آب ازم اومد تقریبا زرد بود ولی بیشتر سفید یه بویی هم داشت من گفتم جیشه دیگ ولش اومدم خابیدم
دوباره خس کردم خیس میشه بین پام بلند شدم راه رفتم خبری نبود سرفه کردم چیزی نبود دراز کشیدم دوباره دیدم یکم خیس میشه
باز پاشدم راه رفتم اینجا به شما ها گفتم همه گفتین احتمالا کیسه هستش برو بیمارستان بازم من نرفتم چون درد نداشتم فقط خیس میشدم کم کم