۸ پاسخ

هرموقع اینجوری گفت بگو مهم شوهرمه که همینجوری حال می‌کنه گفته اصن دوس ندارم تغییری کنی همینجوری که هستی خیلی دوست دارم اگه بفهمه از خودش دیگع حرفی نمیزنه

چقدر خاله زنکه🫥 خوشم نیومد .دلیلی برای تکرار و یاداوری نبود
بگو خوشحالم ک خواهرم حداقل همسر خوب داره جوون مونده ...

خوب جواب دادی ک

چقدر مادر شوهرت بچه ست می‌ره مسجد عبادت کنه یا حرف بیاره و ببره

میگفتی یه کیلو اسپند دارم برم بسوزونم تاا از چشم ید به دور باشه

بگو خداروشکر برای خواهرم خوشحالم .

خوب گفتی
جوابشو گرفت
توهم دیگه بهش فکر نکن

وای مگ میشه مادرشوهر ادم اینجوری ب ادم‌ بگه

سوال های مرتبط

مامان سامیار مامان سامیار ۶ سالگی
فرزند پروری فرزند پروری تب استامینوفن استامینوفن سلام عزیزان یه مشورت خواستم من فردا تولد دخترمه چهارسالش میشه ،پیر داداشم هم فردا تولدشه فقط همین دوتایم تو این شهر ،دیروز زن داداشم پیام داده من رفتم پسرمو واسه تولدش بردم بیرون رستوران اینا هدیه گرفتم براش تموم قراره برا تولد دخترم بابام مامانم از شهرستان بیان گفتن با هم بگیرین منم گفتم باشه بهش گفتم تو هم یه کیک بیا با هم باشن گف نه من گرفتم اینم بگم من همیشه تولد اینا مناسبت میکیرم وچدعوت میکنم ولی اونا نه همیشه تک خوری میکنن وکادو هم مثلا یه وسیله کو چکی میگیره که رو هم صد تومنی نمیشه حالا شوهرم میگه نه میان مفت خوری تازه اونا هیچ دعوت نمیکنن خودمم قبول دارم ناراحت هم هستم با این رفتارشون خودمم قصدم دعوت نکردنشونه ،بچه های منم یبار دوست دارن برن تولد اونا ولی اونا دعوت نمیکنن چن بار به زن داداشم گفتم خودشو زد به یه راه دیگه ،نظر شما کار درستی میکنم دعوت نکنم با هرکس مثل خودش رفتار کنیم؟؟؟