۲۵ پاسخ

دقیقا منم دیشب با همسرم صحبتمون همین بود خیلی اصرار داره واسه بچه دوم و مخالف با تک فرزندی هست منم پیشنهاد دادم یه بچه به سرپرستی بگیریم اونم گفت باید تحقیق کنم و فکر کنم

منم واقعن خوشم میاد ولی فکر میکنم اینقد دلم بزرگ نیس که اینکارو انجام بدم. واقعن خیلی توانایی بالایی میخاد که یه بچه داشته باشی یکی به فرزندی برداری و بینشون فرق نذاری. دمشون گرم افرادی که این شهامت و تفکر رو دارن💖

منم همیشه آرزوم همین بوده

من وقتی پسرم تکدفرزند بودو کوچیک بود اقدام کردم ، منتها گفتن بایستی تو صف بمونم اما کودکی که مشکل جسمی داره رو راحت تر میدن، اما بعد یه مدت دیدم پدر بزرگ مادربزرگا و عمو دایی و .. بقیه بین نوه های خونیشون فرق میذارن، چه برسه به یه غریبه ، به این نتیجه رسیدم ،نیارم چون ما خیلی رفت و آمد داشتیم اونموقع، و دوست نداشتم اون کودک مهر کمتری نصیبش بشه

صدف جون چرا دیگ بچه نمیخوای البته فضولیه🤪

چقد مهربونی توی تک تک تاپیک هات میبینم...❤

از خدا میخوام به حق این سحر و به حق اذان صبح به همه خواسته هات برسی مهربون
شنبه بابام سونو داره صدف جان میشه از ته دلت براش دعا کنی

چه آرزوی قشنگی
امیدوارم آدمای مهربونی مثل شما ارزوشون تحقق پیدا کنه و امثال آدمایی چون شما تکثیر بشه 🫂

چقد شما دلت پاک و بزرگه عزیزم💗

وای چقد خوب به جای اینکه یه بچه دیگه به دنیا بیاری مامان و حامی یه فرشته ی بی سرپرست شی خداکنه بتونی سرپرستی یه بچه رو قبول کنی خدا خیرت بده کار خداپسندانه ای🙏

عه اروپا زندگی میکنی😍
میشه منو ب فرزندی قبول کنی.قول میدم دختر خوبی باشم 😂

عزیزم شرایطش چجوریه

نگو که اینا عکس برفه؟❄️🥺🥺

انشالله به خواسته دلت برسی آبجی

من وقتی بهش فکرمیکنم که میتونم با انتخاب خودم به یه بچه حس امنیت در خانواده و آغوش و هویت بدم اشکام سرازیر میشه🥹❤️کاش شرایطشو داشتم

کجایی من تو ایران از شهرم اومدم تهران دارم خفه میشم شما چطور میگذرونین

ااااخی چقد قشنگ 🤍
ان شاالله که بشه براتون

البته اگه شخصی نیست دوسدارم بدونم از چه نظر بچه نمیخواید ؟

مثلا من خودم با شرایط مالی جامعه ی ایران کلا نمیخام

عزیزم میشه بپرسم شما چرا دیگه فرزند نمیخوایین؟

منم فکرم مثل شماست

کجایی گلم

وای...منم🥺

خیلی تصمیم خوبیه اتفاقا من پیگیرشم و قصد دارم بیارم🥰

فدای دل پاکتون بشم انشالله که بحق حضرت زهرا خیر ببینید که دست بقیه رو میگیری خدادازتون راضی باش

یعنی خودتون دیگ بچه نمیخاین؟

خدارو چه دیدی

سوال های مرتبط

مامان دوتاتوت فرنگی🍓 مامان دوتاتوت فرنگی🍓 ۲ سالگی
مامان شما هم مثل منید؟
نسبت به دخترم حس خاصی دارم حس میکنم واقعا ناز و دلربا هست
پسرم و دخترم رو به یک اندازه دوست دارما هر کدوم یه شیرینی دارن اما دخترم واقعا یچیز دیگه هست
وقتی می‌خوام کاری کنم بدو بدو میاد تا کمکم کنه خیلی با ناز حرف میزنه با سلیقه هست با آرامش کارارو انجام میده قربونش برم
کاش میتونستم یه دختر دیگه داشته باشم غیر این دوتا ..... خیلی خیلی دوست داشتم قبلا .... ولی چند ماهه با توجه به شرایطم خیلی ناراحتم که دیگه نمیتونم بذارم بچه دار شم ..... کلا از اول دوس داشتم دختر داشته باشم قبل بارداری رفتم کارشناس تغذیه و به پزشک زنان هم گفتم چیکار کنم دختر دار شم اونم یه سری دارو داد و بهم زمان هایی که رحم اماده تخمک گذاری به نفع جنس دختر هست رو می‌گفت و کارهایی که باید انجام بدم.... خدا مهربونیش رو بهم ثابت کرد و از هر دو جنس بهم داد....اونموقع هم هرکی میفهمید یه دختر یه پسر باردارم بهم می‌گفت خدا خیلی دوستت داره.... یادمه هفته دوم بارداری رفتم سونو دکترم گفت دوتا کیسه هست و دوقلوعه بهش گفتم چیکار کنم دوتاشم دختر شه خندید.....الان خداروشکر میکنم بخاطر هر دوتاشون که هر کدوم یه شیرینی خاصی دارن..... کاش باز می‌تونستم دختر دار شم خودم خواهر ندارم حس میکنم خیلی تنهام.... خاله هم ندارم مامانم و من جز همدیگه کسی رو نداریم 🥺 کاش زندگیم از این رو به اون رو شه و چندسال دیگه بتونم یه دختر بیارم ....
مامان امیرعلی و آریا مامان امیرعلی و آریا ۲ سالگی
سلام میخواستم یه تجربه مهم باهاشون به اشتراک بذارم که بیشتر از مامانت به بدرد اونایی میخوره که اقدام به بارداری هستند


من در این روزای گذشته با پسرا بویژه امیرعلی دچار یه سری چالش ها شدیم امیرعلی بشدت عصبانی شده بوده سر همه داد میزنم همش غر غر گریه میکرد

دیگه رفتم پیش مشاور باهاش صحبت کردم مشاور خواست که امیرعلی بره جلسات بازی درمانی و منم برم برای مشاوره برای یادگیری روابط فرزند پروری بهتر

جلسه اول که باهاش داشتم فهمید که من یه سری مشکلات حل نشده در گذشته و حال دارم که باعث حال بد من و انتقال اون به بچه ها میشه و باید درمان بشه

می‌خوام بگم قبل از بچه دار شدن ای کاش یه سری از مشکلات مثل خشم و استرس و اضطراب و مشکلات که با همسرمون داریم حل کنیم به کمک یه مشاور بعد بریم سراغ بچه دار شدن چونکه بزرگ کردن یه بچه خیلی مهمه پر از چالشه

رفتن پیش مشاوره اگه احتمالأ یه مشکل کوچولو هست بهتون پیشنهاد میکنم

من بعد از گذشت چهار جلسه که حدودا یک ماه شده حال خودم خیلی بهتره و این حس به امیر علی و آریا هم دادم


گرچه هنوز جلسات تموم نشده راه دور و درازی دارم ازتون می‌خوام برای اینکه بتونم این مشکلات حل کنم برام دعا کنید چون راه خیلی سختی اما خوبی انتخاب کردم من باید عوض بشم چونکه دیگه یه مامانم
مامان پسرم مامان پسرم ۲ سالگی
مامان هیراد 🩵 مامان هیراد 🩵 ۲ سالگی
از وقتی که خودمو شناختم و فهمیدم دخترم از دخترا بدم اومد
از بس خانوادم دختر دوست نداشتن مخصوصا پدرم
مادرمم دست کمی از اون نداشت ولی بیشتر مراعات میکرد
دوتا داداش بعد از خودم دارم
همیشه جوری رفتار شد تو خونمون که انگار من نبودم و اونا تو اولویت بودن و بودن من براشون باعث شرم و آبروریزیشون بود
اینو همه ی فامیلامون میدونستن که چون دخترم تو خانوادم ارزش زیادی ندارم
از نظر مالی هیچ وقت کم نداشتم و بابام خیلی برام خرج میکرد ولی از نظر روانی خیلی حس بدی داشتم
بخاطر همین هیچ وقت دوست نداشتم دختر داشته باشم
از دختر داشتن میترسیدم که نکنه یه وقت اون حس بد رو از خانوادم بهش منتقل کنم
هروقت دختر بچه کوچیک میبینم بی اختیار چشمام پر از اشک میشه
همیشه بهترین کارارو برای خانوادم کردم همیشه از خودم براشون گذشتم ولی اونا هیچ وقت برای من هیچ کار نکردن هیچ کار و هیچ وقت ندیدن که براشون چیکارا کردم
یعنی اگه الان تصادف کنم نمیتونم بچمو ببرم بزارم پیششون که دو روز برام نگه دارن ولی هروقت چیزی شده یا کاری داشتن اولین نفر به من زنگ میزنن
از این حس متنفرم
مامانم دم به دقیقه میگه برا هیرادو شوهرت اسپند دود کن چشم نخورن چرا؟
چون پسرن دیگه
چون پسر براشون شیرینه
همیشه تو هرچیزی طرف همسرمو گرفته تا من
چرا چون اون پسره من دخترم
به این چیزا که فکر میکنم قلبم فشرده تر میشه
ولی همیشه خودمو دوست داشتم هرچند که مادر پدرم منو اونجور که باید نخواستن همیشه از خودم راضی بودم هرچند اونا منو اضافه میدونستن
این حس بدو نمیتونم از خودم جداش کنم و همیشه باهامه
کاش میشد چشمامو میبستم به روی هرچیزی که میشنوم و هرچیزی که اتفاق میفته
کاش مادر پدرایی که این حس رو دارن هیچ وقت بچه دار نشن