۲۱ پاسخ

این سیاه شدن بهش میگن سیانوز وقتی بچه اینجوری میشه اکسیژن کم میهره و ازکم خونیه پسر منم همین جور بود گفتن تشنج کرده اما تشنج نبود نوار مغز گرفتن تب وارز بود

عزیزم دخترمنم ۲۰ روزه بود قطره آ د رو تازه شروع کرده بودم تا قطره
چکون رو گذاشتم تو دهنش انگارخودش مک زد پرید تو گلوش تقریبا همین حالت ها براش پیش اومد درکت می کنم لحظه سختیه دور از جون پر پر زدن بچت جلو چشمت

بمیرممممم. پیگیری کن خیلی ناراحت شدم خیلی سخت بود برات میدونم 😭

انشالله دیگه پیش نیادبراش به حق امام حسین 🙏🙏🙏

عزیزم حتما امشب بیدار بمون کنار ش باش. انشالله که دیگه این اتفاق نمی افته
خدا برات حفظش کنه

دکتره برگشته میگه خفگی بخاطر وزنش بوده اخه چ ربطی داره چرا همه چیو ب وزن ربط میدن

مرسی از همتون دورتون بگردم ایشالا ک هیچوقت بچه هاتون بد نبینن و این حال منو تجربه نکنین

ای خدا ناراحت شدم انشالله دیگه اتفاق نیفته عزیزم

آخ خدا چقد لحظه سختی بود دکتربردی؟اینی ک‌میگی علائمه تشنجه من دخترم خلط پشت حلق داشت خفگی بهش دست داد سیاه کبود شد اکسیژن دادن برگشت ولی چشم بالا بره یا از راست ب‌چپ بره یامردمک بلرزه فرق داره

عزیزم چقد سخت بوده اون لحظه خداروشکر به خیر گذشته مگه تب داشت ؟

وای خدا من سکته کردم با خوندنش عزیزم چی کشیدی وای فداتشم انشالله چیزی نمیشه خدا لم رفت ترو‌خدا پیگیر باش ای خدا😭😭😭😭

الهی بگردم وای خدا من تصورش سخت

🥲🥲🥲انشالله تکرار نشه مادر بودن چقدر سخته😭😭😭😭

چه وحشتناک😭

واییی قلبم اومد تودهنم داشتم میخوندمممم😭😭😭😭
الهی که دیگه هیچوقت هیچوقت اینجوری نشه
توروخدا پیگیری کن
نگرانم نباش گلم انشاالله دیگه طوریش نشه

یا ابلفض

خب دکتر نگفت از چیه

اگه چیزی رو گلوش نبود مثلا تیکه غذایی چیزی
احتمالا تشنج بود
اگه بازم تکرار شد حتما ببرش دکتر
و اینکه چنین مواقعی سعی کن سریع عکس بگیری از حالت بچه
که رفتی دکتر نشونش بدی

یه فوت میکردی تو صورتش
دختر منم نوزاد بود یبار گریه کرد ریسه رفت قشنگ کبود شد هرکاری میکرد نفسش برنمیگشت
تو این مواقع فوت کن صورتش درست میشه

انشاالله خیره دیگه چیزی نمیشه
متوجه نشدی چرا؟
آب دهنش پریده؟

گریه هم نمی‌کرد اون لحظه؟
بنظرم پیگیری کن

سوال های مرتبط

مامان 𝑯𝒂𝒎𝒊🩵👼🏻 مامان 𝑯𝒂𝒎𝒊🩵👼🏻 ۸ ماهگی
دیروز پسرمو بردم حموم برگشتیم حوله شو پوشیدم خودمم حوله رو پیچیدم دور سرم
پسرم یهو گریه کرد شدید اشک میریخت فکر کردم از من ترسیده که حوله رو اونجوری بستم سریع حوله رو دراوردم بغلش کردم باز اروم نشد.گذاشتمش رو تخت باز گریه میکرد یهو گریش قط شد لش و بی حال افتاد صداش در نمیومد نگاش که کردم چشاش داشت میرفت بغلش کردم گردنش شل میشد میوفتاد انگار نفس نمیکشید همسرمم خونه نبود همون لحظه صدای ماشینشو تو پارکینگ شنیدم چند بار جیغ کشیدم ممد سریع بیا بالا دیدم بچم حالش خیلی بده فک کردم دیگه دور ازجونش مرده 😔همونجوری فقط ی شلوار پام بود بی دمپایی از پله ها رسیدم به طبقه اولمون یه خانم سن بالاس محکم درشو زدم صداش زدم همسایه ها همه با جیغ و داد من اومدن بیرون من که رسیدم شوهرمم صدای منو شنیده بود با پله اومد طبقه اول همو دیدیم دیگه بچمو دادم به خانم طبقه اولمون زد به پشتش نه گریه میکرد نه چیزی فقط نگاه میکرد بدنش بی حال بود همسایه ها یکم اب دادن به بچه یکم چشاشو چرخوند
مامان دِلاریس🩷🎀🩰 مامان دِلاریس🩷🎀🩰 ۱۳ ماهگی