فکرکنم طبیعیه.
پسرمنم یه وقتایی اینجوری میشه.یه مدت خیلی زیاد بود تنها اتاق نمیره تنها اشپزخونه نمیره.وقتی میگه میترسم میگم من مواظبتم من حواسم بهت هست تو خیلی شجاعی و ازاین حرفا یه کم بهترشده
دقیقا منم همین مشکلو دارم
دختر من خیلی خوب بود اصلا زیاد ترسو نبود
حتی جدا میخوابید هفته پیش رفتیم خونه داییم دختر با بچه ها اتاق بودن بازی میکردن یه لحظه حواسم نبودپسر داییم صدا ممد قلی رو گزاشته بود از اون موقعس ترسش افتاده همش میگه بغلم کن دیگه هم جدا نمیخوابه همش میگه بغلت بخوابم🥲🥲
قبلش فقط اسمشو شنیده بود هی بچه ها میگفتن ممدقلی ممد قلی این نمیدونست چیه میگفت ممد قلی دوست منه از وقتی صداشو شنیده برعکس شده همه چی
هرچی هم براش توضیح میدم قانع نمیشه میگه ن میاد منو میخوره
پسر منم اینطوریه
الان چن روز میریم حیاط میگه بغلم کن
هر چیم بش میکم از چی ترسیدی نمیگه
برادر زادم بزرگه 15سالشه عکس ممد قلی و صداش رو برای پسرم گذاشته نشونش داده غذا درست میکنم میاد آشپز خونه دستشویی میرم میاد پشت در نمیدونم خیلی دنبالمه
ترسشو بگیر
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.