سوال های مرتبط

مامان فندق🫂 مامان فندق🫂 ۱۵ ماهگی
"پسرم، نور چشمم، قهرمان کوچک من!

امروز که روز جهانی پسر نام گرفته، دلم لبریز از عشقی است که در این نزدیک به ۱۲ ماه، با تمام وجودم به تو هدیه کردم. از همان لحظه‌ای که اولین بار صدای گریه‌هایت را شنیدم و تو را در آغوش گرفتم، دنیایم رنگ دیگری گرفت. روزهایم با خنده‌هایت روشن شد و شب‌هایم با آرامش نفس‌هایت به سر رسید.

۱۱ ماه و ۲۶ روز از با تو بودن می‌گذرد؛ روزهایی پر از شگفتی، یادگیری و عشق بی‌حد. هر روز بزرگ‌تر شدنت را می‌بینم و قلبم از شوق و غرور می‌تپد. تو به من یاد دادی که عشق واقعی چیست، صبر یعنی چه و چگونه می‌توان در کوچکترین لحظه‌ها، بزرگترین شادی‌ها را یافت.

بودنت در زندگی من، بزرگترین هدیه خداوند است. از اینکه تو را دارم، از اینکه می‌توانم مادر تو باشم، بی‌نهایت سپاسگزارم. امیدوارم همیشه سالم، شاد و در پناه عشق باشی، عزیزترینم. دوستت دارم بیشتر از آنچه که کلمات بتوانند بیان کنند."❤️



فرزندپروری شیرخشک پوشک تب ببلاک نان استامینوفن رفلاکس سویق شیشه شیر
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۴ ماهگی
صبح بخیر مادرهای عزیز ☀️

امروز صبح دخترم را بردم پارک، با خودم گفتم شاید در هوای آزاد بهتر غذا بخورد. نخورد. کمی پیاده‌روی کردیم، بازی کرد، خندید و آخر سر در کالسکه خوابش برد. حالا من در لابی نشسته‌ام و منتظرم بیدار شود، با این امید که شاید وقتی بیدار شد، این بار چند لقمه بخورد.

و همین‌جا به این فکر می‌کنم که تاب‌آوری در مادری دقیقاً همین لحظه‌هاست؛ لحظه‌هایی که نگران هستی، راه‌های مختلف را امتحان می‌کنی، نتیجه نمی‌گیری، اما باز دست از تلاش برنمی‌داری.

گاهی مادری کردن شبیه کاشتن بذری است که هر روز به آن آب می‌دهی، بدون اینکه بدانی دقیقاً چه زمانی جوانه می‌زند. ما تلاش می‌کنیم، صبور می‌مانیم و امیدواریم؛ حتی در روزهایی که هیچ چیز طبق برنامه پیش نمی‌رود.

اگر این روزها درگیر غذا نخوردن، بی‌خوابی، دندان درآوردن یا هر چالش دیگری هستید، بدانید که تنها نیستید. خیلی از ما همین حالا در حال زندگی کردن یکی از آن روزهای سخت هستیم؛ روزهایی که از بیرون عادی به نظر می‌رسند، اما در دل یک مادر، پر از نگرانی و تلاش‌اند.

امیدوارم امروز برای همه ما، روزی باشد که کمی بیشتر به خودمان هم مهربانی کنیم. 🤍
مطالب کانال رو گذاشتم
#فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند پروری
مامان سیروانC᭄ᥫ᭡ مامان سیروانC᭄ᥫ᭡ ۱۶ ماهگی
شخصی گرسنه بود برایش کلم آوردند...
اولین بار بود که کلم می دید .
با خود گفت : حتما میوه ای درون این برگها است ‌.
اولین برگش‌ را کند تا به میوه برسد
اما زیرش به برگ دیگری رسید . و زیر آن برگ یک برگ دیگر و...
با خودش گفت : حتما میوه ی ارزشمندی است که اینگونه در لفافه اش نهادند . . . !
گرسنگی اش افزون شد و با ولع بیشتر برگها را میکند و دور می ریخت .

وقتی برگها تمام شدند متوجه شد میوه ای در کار نبود!
آن زمان بود که دانست کلم مجموعه ی همین برگهاست...
ما روزهای زندگی را تند تند ورق می زنیم و فکر می کنیم چیزی اونور روزها پنهان شده که باید هرچه زودتر به آن برسیم
درحالی که همین روزها آن چیزی است که باید دریابیم و درکش کنیم . . .

و چقدر دیر می فهمیم که بیشتر غصه‌هایی که خوردیم ،
نه خوردنی و نه پوشیدنی بود
فقط دور ریختنی بود . . . !
زندگی ، همین روزهایی است که منتظر گذشتنش هستیم بنابراین قدر فرصت ها را ثانیه به ثانیه و ذره به ذره بدانیم .
#فرزند پروری
پوشک
شیر خشک
استامینوفن
استامینوفن
دل درد
پدی
بچه بچه