۱۲ پاسخ

من تو هر شرایطی خداروشکر میکنم بخاطر وجود پسرم هرگز نا امید نشدم
تا بوده همین بوده از زمان قدیم تا الان
این جوری بود که ما هم الان نباید به دنیا میومدیم
خدا خودش حافظ بچه ها باشه

🤍🤍🤍🤍ب امید ایران آزاد

خدا نگهداره بچهامون باشه چون واقعا تواین شرایط زندگی کردن نمیدونی چیکارکنی ونگران چه چیزی باشی خانوادی که خودت ساختی خانوادت اینده حتی تصور اینکه نکنه ادم خودش طوریش بشه و بچش تنهابمونه ...
توزندگی بنظرم ازهمه سخت ترمادربودنه عزیزم😔🩷

وای چقد خوب واقعا منم حس عذاب وجدان داشتم بخاطر بچه هام ،به امید روزهایی پر از حال خوب و امنیت

چقدر نیاز داشتم ب همچین حرفی یکم کم شد از عذاب وجدانم مرسی ازت

نه من عذاب وجدان ندارم امیدوارم که آینده ایی خوبی داشته باشن بچه هام و همچنین همه هموطنام

استادم میگه یه چیزی تو وجودمون هست که این اتفاقا رو میبینیم یه ترسی یه استرسی باید تجربه کنیم این روزا یه درسی برامون داره درسمون گرفتیم تموم میشه ...

اره منم همیشه میگم
این روح قرار بوده دنیا بیاد
ما وظیفه داریم تا میتونیم مراقبشون باشیم

من عذاب وجدان ندارم

حرفای قشنگی زدی
اما نمیدونم چرا من برای بدنیا اوردن دخترم عذاب وجدان ندارم
حتی تو این شرایط
شاید دقیقا بخاطر حرفی بوده ک مشاور بهت زده
بلاخره همچی از قبل چینده شده بوده
هرادمی هم قبل اینک بیاد زندگیش یبار بهش نشون داده میشه و تصمیم میگیره ک ب زمین بیاد حتی ب دیدن سختی هایی ک قراره ت زندگی داشته باشه
بااینک دومی هم حامله ام
بلاخره ۸ سال دفاع مقدس هم کلی بچه ب دنیا اومده
و این دنیا تا بوده همین بوده

نه من اتفاقا میگم خداروشکر که پسرم هست

چقدر قشنگ
مرسی بابته حرفات
منم خیلی عذاب وجدان داشتم

سوال های مرتبط

مامان نیکی مامان نیکی ۲ سالگی
تصور کنید از صبح تا شب تو یه خونه با یه بچه ی دو سال و نیمه تنهایید
تصور کنید تو شهر غریب هستید
تصور کنید از پدر و مادر و خواهراتون صدها کیلومتر فاصله دارید
تصور کنید هیچ دوستی ندارید، هیچ تفریحی ندارید، هیچ کمکی ندارید
از صبح که بیدار میشید با صدای یکسره ی جیغ و گریه مواجه میشید
دو تا دست که صبح تا شب به سمتتون درازه، اشتیاق به بازی که بی نهایته
تصور کنید با همه ی این فشارها به تازگی یه بلای خیلییییی بزرگ از سر جگرگوشه تون به خیر گذشته و تصور کنید هنوز تو شوک اون اتفاقید
تو این اوضاع تصور کنید پریود هم هستید و پریودیتون بسیاااااار دردناکه
بعد تصور کنید که نمیتونید هیچ دارو و مسکنی بخورید چون یه معده درد عجیییییب و وحشتناک دارید که خوردن همه ی داروها واستون ممنوعه
تصور کنید تو این حال خانواده ی همسر سرزنش بشید که چرا برای اتفاقی که برای بچت افتاده انقدر استرس گرفتی
بعد باز صدای جیغ و گریه ی بچتونو تصور کنید
درد شدیدی که از معده دارید و داره پدرتونو در میاره
این وسط تصمیم گرفتی مثه آدما زندگی کنی، به خودت یکم برسی باشگاه بری ولی هیچ باشگاه خوبی با بچه اجازه بهت نده، بخوای مطالعه کنی نتونی و نتونی و نتونی ونتونی....
فقط بهم بگید اگر تونستید خودتونو تو این شرایط تصور کنید چیکار میکردید؟؟؟
چون من دارم دیوونه میشم و امروز بعد از اینکه کلی دخترمو دعوا کردم رفتم تو اتاق و خودمو زدم، همه چیزو به هم ریختم و الان اصلا حالم خوب نیست....
مامان محمدامین🧸⚽️ مامان محمدامین🧸⚽️ ۴ سالگی