۱۱ پاسخ

با قصه درست میشه
من رو دخترم انجام دادم
شبا براش قصه میگم شخصیت داستان رو می‌زارم مثلا دختری که وقتی می‌رفت پارک و بیرون فلان کار زشت رو میکرد و چند بار تکرار کرد
بعد یه تنبیه می‌زارم توش و یه نکته اخلاقی
مثلا میگم مامان بچه دیگه بیرون و پارک نمیبردش بهش گفت تا یاد نگیری فلان کارو انجام ندی تنبیهت اینه که پارک نری
آخرشم بچه اون اشتباه رو انجام نمیده و پاداش میگیره تو قصه
خیلی تاثیر گذاره

خب چون با کارش به نتیجه میرسه ادامه میده

اخرش مامانه بچه اومد داد دستش....اشتباه نوشتم مامانم

عزیزم سلام خوبین ببخشید ی سوال داشتم شما دوره بارداریت استرس داشتی؟یا به بچه ت زینک و پدیا بست دادی؟چون دختر منم عینهو دختر شماست و منم بعضی وقتا دلم میخاد دست ب خودکشی بزنم حتی میترسم بخاطر این اخلاقاش باش بیرون برم

دقیقا دختر منم اکثرا همینه
قصه هم که براش میگم میگه قصه های اینجوری نگو
دوست داره همش شخصیت های قصه کار خوبی انجام بدن مثلا بگم لجبازی میکرد میگه اینا نگو خوشم نمیاد 🥴

مشکل منم همینه بچم به هیچ زبونی نمی فهمه

پسر منم همينه اصلا حرف متوحه نميشه، فقط داد ميزنه و گريه ميكنه😔بارها و بارها منم گريه كردم و خيلي خستم

بچه منم خیلی اذیتم میکنه. روانی شدم اصلا دوست ندارم هیچ جا بریم یا کسی بیاد پیشم چون از دماغم بالا میاره

پسر منم گاهی لج میکنه با هیچییی نمیشه گولش زد باید ب خواستش برسه ادمو دیوونه میکنن مجبوری دعوای شدید کنی

ی چند بار‌ ک گریه کرد بهش ندادی حتی اگ تو خونه داشتی متوجه میشه ک با گریه ب هدفش نمیرسه

با خشونت بدتر میشه

سوال های مرتبط

مامان 🌈Nil مامان 🌈Nil ۵ سالگی
خانوما شده تا حالا حس کنین معلم بچتون، نه از شما نه از بچتون خوشش نمیاد؟؟
چیکار میکنین؟!
دخترم ۱ ساله میره کلاس آیمت، امروز برای اولین بار ،سر کلاسشون ،رو صندلیش ،های های گریه میکنه ،که معلم درو باز کرد خیلی بی اعتنا گفت مامان نیلا ،بیا نیلا بی دلیل نشسته گریه میکنه!!!!خودشم رفت پیش اون یکی بچه ها که درسشو ادامه بده!!!
رفتم پیش دخترم پرسیدم چی شده، کی اذیتت کرده؟؟اونم با صدای اروم گریه میکرد و میگفت مامان فقط بریم خونمون!!
معلم هم با عصبانیت به من گفت یعنی چی خانوم ، چرا اینطوری میگین!! هیچکسی با نیلا کاری نداشت!
منم دست بچه رو گرفتم اوردمش خونه تو مسیر هم هق هق گریه میکرد اصلا نمیگفت چی شده!
تا اینکه تو خونه طبق حدسیات قبلی خودم که قبلا هم شنیده بودم،
فهمیدم که پسر دوستم توی کلاسشون بهش گفته، نیلا بلد نیس بنویسه!!!
اینم بغض کرده و فشار اومده بهش و گریه کرده!
من الان چه خاکی تو سرم بریزم که دخترم میگه دیگه نمیرم کلاس؟؟
دلم گرفته خودمم استرسی شدم!
موندم اون پسر بچه رو دیدم چی بگم بهش؟؟؟به معلم چی بگم که با بچم لج نیفته؟! به لج
مامان سورن مامان سورن ۴ سالگی
مامان گل پسر مامان گل پسر ۵ سالگی
من دیگه رد دادم
دیشب اینقدر گریه کردم اینقدر گریه کردم که حد نداره
نمیدونم به کدامین گناه پسرم اینقدر اذیتم میکنه
میگن برای بچه وقت بذار والا من روزی یک تا چهارساعت براش وقت میذارم روز به روز بدتر میشه
جونمو به لب رسونده
کاش خودکشی گناه نبود خودمو از دستش خلاص میکردم
انگار روانی بچه
میگه تشنمه آب بده آب بش میدم نمیخوره جلو روم خالیش میکنه تو سینک
میگه سیب میخوام براش درست میکنم تو بشقاب میذارم نمیخوره نگام میکنه میریزه تو سطل بعد میگه ببین خوردم .گوشی دستم میگیرم میگه ببین گوشی بذار کنار تا برم وگرنه اذیتت میکنم واقعا هم اذیت میکنه
رد دادم رد دیگه از دستش عصبی شدم واقعا این بچه بیماره مشکل داره
یا من مشکل دارم باید برم بستری بشم
خونه به این بزرگی میاد رو کمر من ماشین بازی اگر تی وی نگاه کنم میپره روم میگه نگاه نکن
براش هر شب کتاب داستان میخونم هر روز باش بازی میکنم قایم موشک سایه بازی بازی فکری نقاشی بدو بدو رقصیدن دوچرخه سواری گاهی پارک بی نتیجه اس بگید چه خاکی از دستش تو سر بریزم دیگه خیلی پرخاشگر شدم از دستش عصبی شدم