۹ پاسخ

دقیقا مثل رفتار بعضی آدم بزرگا
حاضر هستن یک شهر یا ک.شورو به آشوب بکشن یا کشوری رو ویران کنند ولی دست از عقاید استباهشون برندارند
یا حتی بخوان با مردم خودشون کمی نرمتر رفتار کنن

😭من فکر میکنم ک 😭اون دوستش داره لاس میزنه وگرنه با یه چک اسباب بازیو میگیره از دست اون بچه شروره

به این جنگ فک میکنم خیلی حالم گرفتست😔

خودمم الان دلم میخواد اون اتفاقی که منتظرن تو زندگیم زودتر بیفته

طبیعت بچه هاست معمولا اینجورین دختر من خیلی شخصیت قرمز داره و همیشه میخواد رهبری مرجع باشه خوب مدیریت می‌کنه همه رو اما گاهی با این اخلاقش با بعضیا به مشکل می‌خوره
همیشه میخواد بالاترین و بدست بیاره تلاشم می‌کنه نه اینکه زور باشه مثلا فضا نوردی و ربات سازی و خیلی علاقه داره الانم میخواد رهبر بشه 😅چادر میزاره پشتش میگه من رهبر ایران زمینم 🤣🤣🤣

تاپیک خودت و نظرات دوستان رو خوندم مامان‌عشق‌ جان، همه عااالی عالی🥰😍

حس میکنم امشب اروم اخه کسی تاپیک نداشته کانال های خبری هم خبری نگفتن🤔

ب بدبختیام🤦🏻‍♀️

شما پنج دقیقه پیش صدا نشنیدین، دوتا پشت هم با صدای خیلیییی بلند

سوال های مرتبط

مامان دختر اصفهونی مامان دختر اصفهونی ۴ سالگی
مامان فندق کوچولو مامان فندق کوچولو ۴ سالگی
امروز رفتم پارک با پسرم ولی برای اولین بار با یه خانم دعوا کردم: پسرم یه مقدار بازیگوشه مخصوصا وقتی میریم بیرون ، توی پارک هم دوس داره با همه بازی کنه و میره دنبالشون بعضی بچه ها هم مخصوصا دخترا دوست ندارن و همش میگن که چرا میای دنبال ما و پسر منم عصبانی میشه یا هی میره دنبالشون اونام دعواش میکنن. مدامم بهش گفتم با کسی دوس نداره باهات بازی کنه بازی نکن ولی گوش نمیده باز میره میخواد بازی کنه. امروزم یه دختری که حدود ۹-۱۰ سالش بود بهش خورد بعد فرار کرد سمت مامانش پسرم هم رفت دنبالش به حالت هل دادن ولی خیلی یواش به دختره زد و تا من برسم بهش دیدم مامان دختره سر پسر من که کوچیکه با صدای بلند داد میزنه که چرا دختر منو هل میدی و داد و بیداد میکرد سرش پسر منم نشست زمین گریه کردن منم رسیدم عصبانی شدم به زنه گفتم چرا سر بچه داد میزنی گفت چون دختر منو هل میده گفتم هرچی میخواستی بگی به من میگفتی نه سر بچه کوچیک . دست بچمو‌گرفتم بردم دعواشم کردم که چرا هل میدی و …
هنوز اعصابم خورده که چرا بعضی بزرگترا متوجه نیستن که با بچه کوچیک چجور حرف بزنن و حتی بچه هایی که بزرگترن هم درکی ندارن نسبت به بچه های کوچیکتر. من خودم همیشه به پسرم تذکر میدم اگه کار اشتباه کنه یا یا ببینم با بچه ای درحال دعوان میرم باهاشون حرف میزنم حتی اگه اونا مقصر باشن میگم باهم قشنگ بازی کنید هیچوقت دعواشون نمیکنم چون میگم اونا هم بچه ان.ولی بعضی پدرمادرها اصلا انگار نمیتونن به بچه ها بگن با هم تعامل کنن تازه از بچه ها بدتر رفتار میکنن و انگار فقط بچه اونا بچس برای بقیه انگار نیست.
نمیدونم کارم درست بود یا نه اعصابم خورده هنوز . باید چیکار کنم؟؟
مامان فرشته کوچولو مامان فرشته کوچولو ۵ سالگی
مامانا پسر من با این کارش عذابم میده موندم چه رفتاری کنم، زور گیره تو مهد اسباب بازیه بچه هارو میگیره یا بازیشونو خراب میکنه، امشب با خواهرشوهرم رفتیم خانه بازی خواهرشوهرم قبلا مهد کار میکرده و دو تا بچه بزرگ داره
امشب با یه بچه دوست شد تو حیاط خانه بازی عالی بود تو پارکم عالیه ارتباط گیریش ولی پای اسباب بازی میاد وسط خیلی بد میشه، تو پارک از کسی چیزی نمیگیره ولی میفهمه تو خانه بازی و مهد اسباب بازیا مشترکه زور میگه.....
دوستش تو یه ماشین داشت اسباب بازیارو میریخت این اقا رفت ماشینو ازش گرفت من دخالت نکردم بار اول یعنی خواهرشوهرم نزاشت گفت تو چیزی نگو بزار از پس هم برمیان
سری دوم رفت خونه ای ک ساخته بود خراب کرد من رفتم گفتم نکن چرا اذیتش میکنی سری سوم رفت خونشو هول داد من از خانه بازی اوردمش بیرون..........
حالا خواهرشوهرم میگه تو حساسش میکنی جلو بچه ها دعوا نکن خب چی کارش کنم بزارم زور بگه بزارم بچه هارو اذیت کنه الان تربیت نشه دو روز دیگه این عادتای زشتش باهاش میمونه من دلسوز بچمم دوست ندارم سر این رفتاراش دوستاشو از دست بده.
مامان فرشته کوچولو مامان فرشته کوچولو ۴ سالگی
خونه‌ی دو تا از برادر هام نزدیک خونه‌ی مامانم هست بچههاشون همش خونه‌ی مامانم هستن ،،،ولی ما خونمون دوره ،،،به خاطر همین دیر به دیر میریم خونهی مامانم ،،ولی هر وقت که میرم پشیمون میشم ،بچه های اونها دخترم رو به هر نحوی دق میدن ،چون مامانم پشتون هست ،،بیچاره دخترم هرچی داره باید بده به اونها تا باهاش بازی کنن ،ولی اونها هیچی به دخترم نمی‌دن ،باهاش بازی نمیکنن ،همش میگن باهات قهریم ،،،دختر منم جیغ میزنه ،گریه می‌کنه آروم نمیشه ،،،اصلا نمیتونه بی خیال باشه ،،براش مهم نباشه ،،،،،امروز چون مامانم نزاشت دخترم بره با بقیه بازی کنه ،کلی جیغ زد ،مامانم هم گفت پاشو بچه‌ی جیغ جیغوت رو بردار برو ،،،،این در حالی هست که بابام امروز از بیمارستان مرخص میشه ،،،خیلی راحت من رو انداخت بیرون ,اومدم خونه دخترم رو کلی زدم که چرا جیغ میزنی ،،چرا هر وقت میریم خونه‌ی مامانم اذیت می‌کنی ،،،،هر چند مقصر. دخترم نیست ،مادرم هست که بین نوه هاش فرق میزاره ،😔😔😔😔😔خدا نبخشش