۹ پاسخ

بچه منم همینه به خاطر سنشونه تنشون سلامت

دختر منم همینطوره یعنی خیلی فضوله خیلیییی شدید منم دیگ دلم نمیخواد جایی برم بس اذیتم میکنه

پسر منم دقیقااااا لجباز الان ۷ماه خونه مادرمم امااا اصلا اصلا روانیمون میکنه یعنی بعضی شبا خستم میکنه میگم خدایا چ غلطی کردم من هیج جا ارامش ندارم همه جا شیطونی

منم امشب رفتم خونه مادربزرگم ینی روانی شدم دخترم دیوانم کرد وقتی با خودمه تا این حد اذیت نمیکنه اونجا دیوونه کننده میشه کاراش ، الان دارم از سردرد میمیرم

بچه منم همینطور هست. انقدر شیطون هست و ی جا بند نمیشه که دکتر گفت بیش فعال هست.

سلام
دقیقا پسر من اینه شایدم شیطون تر و خرابکارتر ....
قبلا فکر میکردم تربیت و رفتار پدر و مادره که بچه رو می‌سازه
حقیقت یه مدته شدیدا به این موضوع ایمان آوردم که ژنتیک هم بسیاااار موثره و اصلا یه چیزایی ذاتیه و تغییر ناپذیر

واااای نگو،یک ساعتونیم امشب رفتیم خونه مامانم،پسرم هی شلوغ میکرد،مامانم و خواهرمم غر میزدن منم دنبال پسرم بودم یکسره،تا همسرم اومد مامانم و خواهرم چقولی کردن،اعصابم بدتر خورد شد،همسرمم گفت پاشین سریع بریم

پسر منم همینه
ببرون ک میربم لجبازتر میشه
حرفمو نمبخونه
همش میگم بقیه چی فکر میکنن

پسر منم میرم خونه کسی کلا چپه میشه

سوال های مرتبط

مامان پرنیا💕پریناز مامان پرنیا💕پریناز ۴ سالگی
سلام مامان های سخت جان😅🥴
به هم فکریتون خیلی نیاز دارم بچه های من شیر به شیرن و بیش از حد شیطون یعنییی خیلی اذیت میکنم حالا من ی داداشم دارم ک دوسال از دخترم بزرگتره دلیل اصلی رو داریشون ام داداشمه خیلی اذیت کن و لوسه و چند کلمه بی ادب حرف زده و دختر منم یاد گرفته قلبم درد می‌کنه بسکه ناراحت میشم دختر منم تکرار می‌کنه من بخاطر دخترم سعی میکنم دو‌ هفته یکبار برم گاهی مادر شوهرم میگه نبرش واقعا اینجور به نفعشه هم خودم خیلی راحت میشم هم خودش چون اونجا مدام دعواش میکنم وگاهی مجبور میشم بزنمش ولی خودش و داداشم همدیگرو خیلی دوست دارن دختر خیلی دوست داره بریم اونجا منم وقتی دخترمو نمی‌برم خیلی اعصابم خورد میشه چکار کنم بنظرتون😭😭😭😭من بیش از حد به مامانم وابسته ام ولی حرام میکنن وقتی میرم خونشون میام خونه بسکه بی ادبی می‌کنه قلبم آتیش میگیره مجبوریم مدام تنبیه کنیمش بنظرتون چکار کنم😭😭😭😭😭این رفتارظم رو خواهر کوچیکش خیلی داره تاثیر میذاره چکار کنم بنظرتون
مامان 🌈قند و نبات🌈 مامان 🌈قند و نبات🌈 ۳ سالگی
مامانا بیاید ی دقیقه ی لحظه دلم گرفت من اصلا احساسی نیستم چجوری بگم جونم برا بچه هام در میره ها روزی صدد بار بوسشون میکنم میگم دوستتون دارم ولی گاهی وقتا ی جاهایی اصلا احساسی نیستم مثلا وقتی بچه میخوره زمین بوس میکنم میگم خوب میشه دختر عموم بچش بخوره زمین آنقدر گریه می‌کنه ولی من خب میگم بچه اس دیگ هر دقیقه میخوره زمین یا مثلا موقع خواب هی بچه ها میگن بیایم رو تشک تو بخوابیم بغل هم میخوابیما ولی هرکی تشک جدا داره مثلا میگم ن اصلا هرکی جای خودش در صورتی ک شاید باید بگم اره بیاید ولی خب اگه بگم اگه پروسه خوابیدنشون خیلی طولانی میشه انگار تو تشک من خوابیدن و خواب نمی‌دونن سرگرمی می‌دونن یا مثلا وقتی حواسشون پرت باشه بخورن زمین یا کار خطرناک کنن مثلا چیزی ک بهشون گفتم خطرناکه دست نزنید ولی باز دست بزنن میگم گفتم ک دست نزن شاید دعواشونم بکنم بجای اینکه بغل کنم نمی‌دونم واقعا بنظر شما خیلی بی احساسم؟؟؟اخه من چون خودم هیچوقت لوس نبودم و خیلی جاها همینکه لوس نبودم بیشتر ب دردم خورده اصلا از بچه لوس و نازنازی هم خوشم نمیاد دوست دارم از پس خودشون بر بیان