۲۴ پاسخ

مردا تنها چیزی که نمیفهمن ندارن درک و شعور

عزیزم شما نباید انتظار داشته باشی تو این وضعیت به فکر بارداری باشه
مرد های الان به فکر پولن اون اگه شما بچه ات براش مهم نبودین که کار نمی‌کرد عزیزم اصلا به فکر کار نبود اون کار ک می‌کنه بخاطر شما بچه اش هستین

شوهرمنم خیلی بی تفاوت شده کارای خونه اشپزی تمیزکاری همرو میکنه ولی اصلابهم توجه نمیکنه قشنگ جاشم ازمن جداکرده انقدرگریه میکنم همش بهش میگم من چیکارت کردم بهم ن محبت میکنی ن توجع هرچقدرم میگم بیابریم مشاوره راضی نمیشه حالامیخام خودم برم بیشترروخودم کازکنم تااون اون ک عوضذشدنی نیست حتی راضی نیست بخاطرمنو بچه هام قدم ازقدم برداره خیلی ناراحتم واقعا

ن تنها نسبت ب بارداری ک نسبت ب من و زندگیمونم بی تفاوت شده همش رفیق بازی از صبح ک بیدار میشه میره بیرون نمیاد خونه تا ساعت ۱۱یا۱۲شب باورت میشه حتی برا شام و ناهارم نمیاد خونه بعضی وقتا میاد فقط اونم کم میخوره یه حموم میزنه باز میره من ک دیگه خسته شدم از پیش کشیدن این موضوع و جر و بحث دیگه زدم ب در بیخیالی

منم دقیقا شوهرم اینطوریه در صورتیکه من بچه نمیخاستم اون اصرار داشت
اتاقشو چیدم ذوق نکرد وقتی لگد میزنه میگم بیا دستتو بزار نمیاد میگم بیا باهاش حرف بزن حرف نمیزنه خودش کلی باهام بحث میکنه هیچ خانوادش چپ میرن راس میرن ی چی میگن بهم میریزن اعصابمو

خیلی انتظار نداشته باش
انتظاراتتو کم کن اینطوری به آرامش میرسی
آدمارو نمیشه عوض کرد

خیلی از مرد ها یاد ندارن چجوری به زن شون محبت کن ناراحت نباش عزیزم به فکر بچه ات باش شما بخاطر بچتم که شده ناراحت نباش گریه نکن قصه نخور چون سختی شو خودت میکشی

آره از منم همینه اوایل خیلی خوب بود حالا خیلی سرد شده

با خودت سونو بردیش؟
من سونو ان تی بردمش دخترم انقد دستشو تکون داد حس میکنم باباش از اون موقع بیشتر حواسش به شرایط من هست 😁

ن بخدا شوهر من ۳ ماهه اول تهوع داشتم همش برام غذا میگرفت از بیرون خونه جارو میزد لباسام می‌شست
الان ک حالم خوب شده دیگ کمک نمیکنه ولی اگ بگم باز کمک میکنه

شاید چون راحت باردار شدی... اگر مثل شوهر من سه چهار سال هزینه می‌کرد بعد کلی گریه زاری تحمل میکرد این وسط هم از همه آدمایی که باهاشون هم صحبت میشه حرف میخورد اینطوری نبود

میگن خانما وقتی باردار میشن همسراشون توی شرایط روحی روانی بدی قرار میگیرن از نظر تامین مالی وخیلی بحثای دیگه بعضیا توانایی مدیریتش رو دارن یا چون از قبل برای بچه دارشدن برنامه داشتن کمتر درگیرش میشن بعضیا توان مدیریت خودشون رو ندارن برای همین رفتاراشون هم نسنجیده میشه
دیگه بعضیام ازخانواده همسر هم شانس ندارن اونا هم مزید بر علت میشن
شما بزرگی کن سخت نگیر غصه وناراحتیت رو بچه توی شکمت به خوبی درک میکنه و همون حس رو پیدا میکنه
برعکس خانوما که هفتاد درصد احساسی سی درصد عقلانی رفتار میکنن مردا سی درصد احساسی وهفتاد درصد عقلانی رفتار میکنن ،فکر میکنن بی توجهی هم جزئی از عقلانی رفتار کردنه

شوهر من خیلی حساسه برا راه رفتن و خوراک و خوابیدن مثل بچه مواظبمه
بااینکه بارداری دوممه بازم بهم گیر میده
مخصوصا این یکی ک دختره دیگه بیشتر 🫨🫨🫨

برای من واقعا همیشه دعاش میکنم
جاروبرقی تمیز کردن پله ها خودش انجام میده حتی بیشتر وقتا ظرف خودش می‌شوره
در کل خیلی راضیم میگم بچه دوم رو هم زود بیارم🤣🤣

اشکال نداره ناشکری نکن تو برو سمتش من شوهر اینجور نبود و خدا کلا نذاشتش واسم تا آخر عمر باید حسرت یه بوسه دیگشو بکشم اشکال نداره از وجودش لذت ببر

ن اتفاقان خیلی بهتر شده از دوران قبل حاملگیم

ناراحت نباش عزیزم خدا یک هدیه خیلی خاص بهت داده که بشه پناهت کنارت باشه دلت بسپار به خدا قرآن بخون خودت سرگرم کن سعی کن باهاش صحبت کنی بگی اذیت میشی یا حتی لازم بود برین مشاوره چون بحث آینده یک انسان دیگه هم هست

شیطونه میگه 🪓🪓🪓

مردا کلا بیشعورن واسه منم همینه فقط وقتی میبینم خیلی دیگه ناراحتم همش تو خودمم می‌ره لباس بچه میخره منم زود خر میشم یادم می‌ره کاراشو

نه والا اصلا اینجوری نیس توام باهاش سرد باش دیگه زیاد بهش محل نده بذار بفهمه باید درست بشه

شوهرمنم اصلا براش مهم نیست همه چیز میگه فقط برای بچش ذوق داره هی بهش میگه بابا زود بیا مردم ایقد منتظرت موندم اصلا ب من محبت نمیکنه

عزیزم تو بارداری خود ادمم حساس میشه مخصوصا تو اون ماهی که هستی

🥲🥲🥲 چه بی درک

اره همینه انگار نه انگار که باردارم بیخیال عزیزم

سوال های مرتبط

مامان محیا و نخودی مامان محیا و نخودی هفته بیست‌وپنجم بارداری
خانما یه سوال خدایی راستشو بگید هرچند شخصیه
من همونطور که تو تاپیکام گفتم تو مرحله دادگاه و طلاق اینا بودیم ، بعد فعلا تو مرحله مشاوره و این حرفاییم خوب
مشاوره میگه نمیدونم رابطه زناشویی تون سرد شده مشکل ازونجاست
مثلا من شوهرم خعلی وقته جای خابشو جدا کرده بود بهشم میگفتم اینجوری خوب نیست فلان میگفت راحت تر میخابم ، بعدم فقط شبایی که نیاز داشت میومد سراغم
این تا این جا من واقعا ازین موضوع حالم گرفته میشع محبتش بخوره تو سرش این جا عوض کردن بهم حس بدی میداد کم کم منم عادت کردم
ولی همچنان تلاش میکردم بخاطر زندگی مون و گرم شدن رابطمون جا مونو باهم بندازیم ولی نشد
الانم والا همه ی بداخلاقیاشو میکنه بی توجهی و بی محبتی میکنه همون موقع رابطه فقط ادم میشه
والا من موندم بخدا مشاوره هعی میگه رابطتون رابطتون وقتی دوست نداره ازم میخاد فرار کنه من هعی برم سمتش دیگه دور ورش میداره ، الانم بخدا باردارم اصلا مراعات نمیکنه گفتم دیگه جرو بحث که میکنه هرچی دلش بخاد میگه ، اصلا مهم نیس من ناراحتم درد دارم یا گشنمه حالم خوب نیس
انگار من زن یکی دیگم نه زن این

نظر شما چیه ؟؟ شما جای خابتون همیشه باهمه؟؟
بارداری
زایمان
غربالگری