۴ پاسخ

من مادرشوهرم خودشو پاره کرد ک ترنجبین بده من ندادم حتی بحثمم شد باهاش گفتم الان این بچه چیزیش بشع تو جوابگویی گف اره من جوابگوعم گفتم دیگ اون موقع جوابه تو ب درده من نمیخوره...
بعد من شبش اینقد اعصابم خورد بود
همسرم گف بیا امتخان کنیم
منم از حرصم ی قطره چکون پر دادم
بمیرم بچه چنان دلپیچه ای گرف سردیش کرد ک نگو
سری بعدی ک دیدمش تا خاس نظر بده گفتم فلان نظرو دادی انجام داده بچم از دلپیچه تلف شد بعد پرو پرو میگف نه چ ربطی ب ترنجبین داره..گفتم این بچه خودش پدر مادر دارع صلاحشو خودمون میدونیم لطفا دیگ تو هیچی دخالت نکن ک ناراحتی پیش نیاد..گف وا شماهم ک بدتون میاد آدم ی چی میگ گفنم اره بدمون میاد برا بچه ی کس دیگ نسخه نپیچ دیگ برو رو بچه های خودت انجام بده.
فرداشم بردم ختنه کردم دکتر گف ختنه کنی خون بره ازش دفع میشه زردیش
ختنه کردم یک هفته بعدش بردم زردیش چک کردم از ۱۱ شد ۳
و شرش کنده شد

وایی من همش استرس زردی دارم خدا کنه بچم نداشته باشه

منم اشتباه کردم بستری کردم خودم با ی عالمه بخیه اونم سزارین نمیتونستم راه برم مردم و زنده شدم دوشب تو بیمارستان
لعنت بهشون

بچه ۳ روزه منو خواستن بستری کنن از ترس همین سوراخ کردنش اوردم خونه . اصلا تو دستگاهم نذاشتم
خودم ترنجبین و خاک شیر روزی دوبار نصف استکان میخوردم به بچمم ۵ قطره میدادم . تند تند بهش شبردادم . تا ۴۰ روزگی بچم زرد بود بعد دیگه شد سفید برفی 😍❤️👍

سوال های مرتبط