۱۰ پاسخ

منم تا یچیزی میشد میخاستم خودکشی کنم الان خجالت میکشم😐💔

وای من خیلی لوس و حساس بودم ،برای بی اهمیت ترین چیزا کلی گریه میکردم،البته الانم یکم همینطورم اشکم دم مشکمه ،

من تا قهر میکردیم از همه جا دلیت اکانت میزدم
الان که فکر میکنم خب که چی 😆😆😆
اونم براش طبیعی شده بود

چرا یاداوری کردی🥴🥴
از خواب بیدار نمیشدم که مثلا اره خیلی ناراحتم بدنم قفل کرده🤣

عید بود تخمه هندونه هیچوقت نمیخوردم چون سفت بود نمیتونستم بشکنم،تو مهمونی اون برام میشکست میذاشت دهنم🤣😂

رفتم خودم بکشم نیومد تو اتاق هی چاقو می‌انداختم اون ور ک اومد ببینه دارم میر م‌سمتش دستم بگیرع

من وقتی میرفتیم بیرون شام میخوردیم و اینا بعدش تو ماشین بودیم گو..زم‌میگرفت هیچ کاریش نمیتونسم بکنم تا برمیگشتیم دم خونه خدافظی میکرد میرفت ازاد میشدم😂😂🙈

یادم میوفته از خنده میمیرم
جروبحث مون شد گفتم میرم خودکشی میکنما
گفت برو خودکشی کن .میدونست که نمیتونم از این غلطا کنم
رفتم چاقو میوه خوری اوردم الکی مثلا چاقو رو فشار میدادم تو شکمم شوهرم میگفت بزن دیگه چرا نمیزنی
منم الکی دستمو فشار میدادم رو چاقو
اخرم ناراحت شدم ک تو چرا جلومو نمیگیری من دارم خودکشی میکنم تا الانم یادش میاد میخنده بهم میگه تو خودکشی میکردی

😂😂گریم نمیگرفت ادا گریه کردن در میاوردم

دقیقااا برعکس شوهرم اینکارو میکرد دستشو میزاشت رو قلبش میگف اخ قلبم واییی قلبم منم اوایل میترسم بعددیدم ن عاقااافیلمشه😂😂😂

سوال های مرتبط