۷ پاسخ

بازم خوبه همسرت زود امده اگ این اتفاق ب من بیفته مثلا ظهر باشه شوهرم فردا ظهرش میاد چی؟؟
میمردم🤣

منم چند ماه پیش رفتم از آسانسور از سوپری چیزی سفارش داده بودم بردارم . حالا خوبه پسرم هم اومد باهام . همینجوری با لباس خونه . بعد در واحدمون بسته شد موندیم بیرون . حالا خداروشکر گوشی همراهم بود . زنگ زدم تا مامانمینا کلید زاپاس بیارن صد بار استرس داشتم الان همسایه بیاد بیرون منو با این وضع ببینه 😄

منم چندسال پیش یبار بچهارو بردم حموم در از بیرون دستگیره ش شل بود افتاده بود بسته شده بود تو حمومم بخار یه ذرررره هم راه نبود شوهرمم تازه رفت پیش زنبوراش شهرستان انقددد جیغ زدم که همسایه پایین صدامو بشنوه اونام تا صدای تلویزیونشون تو حموم میومد اصلا امیدی نداشتم که بشنوه یه دسته ی طی تو حموم بود هرررچی باهاش کوبیدم تو شیشه یه ذره خش برنداشت دیگه انقد کوبیدم و انقد جیغ زدم تا صدامو شنیدم اومد بالا درمونو باز کرد

من پارسال تا رفتم تو اتاق خوابمون در رو بستم یه چیزی بردارم که ارغوان متوجه نشه فضولی کنه در زبانش گیر کرد قفل شد با کلید هم باز نشد حالا ارغوان یه سرا داد میزد مامان بیا بیرون باز کن در را شوهرم نمیتونست آرومش کنه هیچ جور نمیشد لولا را در بیارم از داخل بود منم چیزی نداشتم باهاش درش بیارم شوهرم لگد زد شکوندش

وای چقدر بددددد

منم یه شب خونه مادر شوهرم رفتم سرویس دخترم درو بست حالا هرچی میگفتم باز کن انگار نه انگار ‌ هر چی در زدم خواب بودن اصلا حالیش نمیشد بالخره بعد کلی در کوبیدن بیدار شد درو باز کرد حالا این بماند دخترم گرفته بود چراغ هم خاموش کرده بود یعنی داخل دست شویی تاریکی محض

ای وای 🤭 😅

سوال های مرتبط

مامان قلب مادر مامان قلب مادر ۳ سالگی
سلام مامانا من الان یک هفته است بخاطر عمل فتق اومدم خونه بابام ،پسرم خیلی خوب بود گاهی بهونه میگرفت ولی خب سرگرم میشد دیروز شوهرم اومد از لحظه ایی که باباشو دید دیگه گیر داد که بابا و مامان گوشی گوشی گوشی ما هم بهش ندادیم ،موقع ناهار خواهرم با گوشی سرگرمش کرد تا غذاشو داد،بعدش خوابید دوباره بعداظهر که از خواب بیدار شد بچه ها داداشم اومدن خونه بابام باز این شروع کرد که گوشی میخوام و گوشی میخوام دختر داداشم همسن پسرمه اون فقط نگاش میکرد یعنی هر دقیقه میومد میگفت گوشی با اینکه بهش دادم گفتم یکم بازی کن (که اصلا قبلا این کارو نمیکردم )ولی باز به زور ازش گرفتمش و دیگه غروب عصبی شدم آخه واقعا تعجب میکردم که برا یه گوشی اونجوری گریه میکنه منم درد داشتم و کلافه بود و دعواش کردم 🤦‍♀️امشب از عذاب وجدان خوابم نبرد که چرا پیش زن داداشام و مامانم اینا دعواش کردم واقعا نمیدونم چیکار کنم که دیگه بهونه گوشی رو نگیره آخه کلا گوشی دستش نمیدادم فقط موقع خواب خودش یه لالایی از گهواره یا یه قصه انتخاب میکرد و میذاشت🤦‍♀️🤦‍♀️تو رو خدا اگه راهکاری دارید کمکم کنید از نظر روحی واقعا داغونم طی ۴ماه دوبار رفتم اتاق عمل صبر و تحملم پایین اومده
فرزند پروری و
پوشک و
شیر خشک و
نی نی و ...
مامان نی نی جونم مامان نی نی جونم ۳ سالگی
سلام
پریشب حدود ساعت سه و چهار دخترم با گریه از خواب بلند شد . یک جیغ های بنفشی میزد که تا حالا اینجوری جیغ نزده بود و هیچ جوره هم آروم نمیشد .
صبح که پوشکش رو عوض کردم موقع شستن دیدم پاش کبوده . فکر کردم پریروز بازی می‌کرد اینجوری شده بود ولی باباش همون شب قبل خواب پوشکش رو عوض کرده بود گفت اصلا اینجوری نبود .
کبودی هم که تاظهر سیاه شده بود کم کم بهتر شد .
خلاصه که اصلا نمیدونم چرا اون وقت شب ایجوری گریه میکرد و جیغ میزد و اون کبودی برای چی بود !؟!!
سلام
پریشب حدود ساعت سه و چهار دخترم با گریه از خواب بلند شد . یک جیغ های بنفشی میزد که تا حالا اینجوری جیغ نزده بود و هیچ جوره هم آروم نمیشد .
صبح که پوشکش رو عوض کردم موقع شستن دیدم پاش کبوده . فکر کردم پریروز بازی می‌کرد اینجوری شده بود ولی باباش شب قبل خواب پوشکش رو عوض کرده بود گفت اصلا اینجوری نبود .
کبودی هم که تاظهر سیاه شده بود کم کم بهتر شد .
خلاصه که اصلا نمیدونم چرا اون وقت شب ایجوری گریه میکرد و جیغ میزد و اون کبودی برای چی بود !؟!!