۹ پاسخ

من صب به نی نی شیر میدم اروغ میگیرم میزارمش زمین .سریع صبحونه به اون دوتا میزارم .خودمم یه لقمه میخورم میدوم نی نی میگیرم.اون دوتام صدا میزنم میرن صبحونه میخورن میرن پی بازی و دعوا وبزن بزن هم دیگه 🫠منم تا ظهر درگیر نی نی ام دیگه همین که خوابید میرم به اون دوتا ناهار میدم‌ خودمم میخورم جمع میکنم ظهرفارو میشورم لباسا نی نی میشورم .دوباره نی نی بیدار میشه تا عصر که دوباره یه ساعت بخوابه من برا شام غذا درست میکنم که برا ظهر خودم با بچه هامم باشه ..دیگه کارایی مثل حموم خودم جارو برقی تمیز کاری میزارم وقتی شیفت شوهرم خونس .اون موقع بچه هارو میزارم پیشش کارامو میکنم ..ببین خواهر من کلا الویتم بچه هاست. اگه یکی ام زنگ بزنه خونم ریخته پاش باشه میگم یا خودم مریضم نیاین .یا قوم‌شوهرت باشن میگم شوهرم عصر فلان ساعت میاد یه ساعت همیشه دیر تر میگم .که شوهرم میاد کمک میده جمع وجور میکنم تا بیان .

از منم پنج ساله وچهارساله ان اینم که یه ماهه .واقعا هم سه تاشون زبون نفهمن.😆چه میشه کرد اول خدا کمک کنه دومم قوت بده بتونیم از پسش بربیایم.فقط خداروشکر مدرسه هارو تعطیل کردن لا اقل پیش دبستانی اون دوتا از سرم برداشته شد🫢

من از اول خونه خودم بودم هنوزم مامانم خونمونه نميذارم بره

من مادرم با شوهرم کامل تا ده روز بودن دیگه خودم و نی نی رفتیم حموم بعدش مادرم رفت خونش شوهرمم رفت سرکار 🤐من موندم و سه تا بچه زبون نفهم🤣

من دو هفته مامانم پیشم بود دیگ باهم اومدیم خونه اونا فعلا هم بخاطر شرایط اینجا میمونم چون امن تره

تا۱۰روز مامانم بود بعدش تا الان خودمو شوهرم

من مامانم ۱۰روز موند بعدم من ۳روز رفتم خونه پدرم و بعد از روز ۱۴تنها بودم الانم هی میرم یکی دو روزی میمونم و برمیگردم
اگه میتونی حتما کمک بگیر

من از شب اول تنها بودم

زایمان کردم تا ۱۵روز خونه مامانم بودم بعد اون اومدم خونه خودم تنها بودم

سوال های مرتبط