۴ پاسخ

باهاش زیاد حرف بزن زیاد بهش توضیح بده ک بازم میایم و...بهش پیشنهادهای جذاب بده واای نبات الان رفتیم خونه مادرجون دوست داری فلان چی رو بخوری؟من زیادبادخترم حرف میزنم
میفهمنا امتحان کن

دختر منم همینطوره هفت بردم تا ده شب آخر که می‌خواستم بیام گریه که نمیخوام بیام به زور بغلش کردم بیارم لگد زد تو شکمم هر وقت میبرمش عذابیه برام چطور بیارمش

پسر من 😤

آییییی مث دختر من که هرجا بریم این مدلیه😑

سوال های مرتبط

مامان نبات🍭 مامان نبات🍭 ۲ سالگی
خانما بگید من صبرم کمه یا الکی حرص میخورم
مثلا امروز دخترم از صب بیدارشد همش گریه میکرد بهونه میگرفت
ظهر رفتیم حمام اومدبیرون لخت میگشت تو خونه لباس نمیپوشید ونمیذاشت موهاشو خشک کنم
دوباره اتقد غر زد تا خابید
بیدارشد غذاخورد بازم بهونه بهونه و گریه
بردمش خانه بازی اومدیم بزور دستاشو شستم
بازم گریه ک چرا اومدیم خونه
شام ماکارونی بود گفت نمیخام سیب زمینی میخام
نخورد
دوباره بهونه گرفت ظرفارو بشورم
کل خودشو و اشپزخونه رو اب خالی کرد
بعدم بزور لباسشو عوض کرد
واسه خاب هم گریه ک لامپ خاموش نکن
نیم ساعت تو بغلم سرپا دورش دادم دیدم نمیخابه لامپو خاموش کردم
کلی جیغ وگریه ک چرا خاموش کردی الانم خابیده
یعنی دیگه اینموقع ها روانی میشم
یا خودمو لعنت میکنم یا میگم صبح و ب چشم نبینم
مثلا شلوارجین عیدشو انقد تو خونه پوشید ک رژ لبی شد نمیره هم لکش
پیراهن عیدشم باز انقد تنش بود تا تورشو پاره کرد
بدون اغراق میگم
سر غذاخوردن
خابیدن
دسشویی
لباس عوض کردن
بازی کردن
بیرون رفتن خونه مو میکنه تو شیشه
شماهم بچه هاتون اینجورین؟
مشکل از منه؟
از چیه واقعا؟؟
ببین بحثم فضولی نیستا خب ذات بچه فضوله
ولی این سرکشی و لحبازی دیگه خیلی زیاده رویه
#فرزندپروری
#شیرخشک
مامان 👸🏻nella🎀 مامان 👸🏻nella🎀 ۲ سالگی
امروز یه اسنپ گرفتم با دخترم یه مسیر ۲۰ دیقه ای رو بریم جایی ...بعد اسنپ تا مسافر قبلی رو پیاده نکرده سفر منو قبول کرد خلاصه ک از جلو چشمم اومد رف مسافر پیاده کرد برگشت ...یه بچه یه ساله ام همراهش بود بقدری این بچه شیطون و بازیگوش بود ک نگم از جلو صندلی هی میومد عقب انقدر هم بدنش سفت و سنگین بود جوری دخترمو چنگ مینداخت نیشگون های محکم میگرف 😐😐اولش جلوشو میگرفتم نمیذاشتم اذیتش کنه هی خاستم بگم اقا نگهدار من پیاده میشم نخاستم اصلا ...هی میخاستم یچی بگم گفتم شاید شرایطش جور نبوده بچه رو با خودش اورده
ولی خب تو ک میبینی بچه ات اینهمه اذیت میکنه مسافرو یه سفر باهاش رفتی بعدی رو زرتی قبول نکن
آخرش بچه رو با حرص گرف انداخت جلو سرش خورد به ستون ماشین انقدر گریه کرد🤦‍♀️یه کارتون تو گوشیم براش گذاشتم تا اروم شه صحیح و سلامت برسم به مقصدم😐😐😐
عجب آدمایی پیدا میشه بخداها😒





فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری