ی چیز بهت بگم باید اینو قبول کنیم ک مردا هر بدی از خانوادشون ببینن باز میرن سمتشون کلا ذاتشون همبنه ادمای کمی پیدا میشه ک نرن سمتشون من حالتو خوب درک میکنم ولی الان دوتا راه بیشتر نیست یا بخاطر زندگیت با شوهرت کنار بیای یا ک بحث کنیو اخرشم ب هیچجا ختم نمیشه همیشه ادامه دار خواهد بود اگ شوهرتو میخای مجبوری خانوادشم بخای ی سری ادما فقط توقع دارن بقیه بهشون احترام بزارن خودشون ارزشی برای بقیه قائل نمیشن بنظرم خانومی کن برای زندگیت برای بچت تو کوتاه بیا تا ابدم بحث کنی فقط زندگی و ب خودت زهرمیکنی
بنظرم ترکشون کن آدم شن
منم از روز اول تا الان اینکار کردم یکم بهتر شدن
درکل کسی که دلش برای بچم نسوزه باهاش قطع ارتباط میکنم
والا ب نظر من اصلا دلیلی نداره شوهرت اونا رو دعوت کنه بعد چ رویی دارن گفتن مارو دعوت کن اصلا محل نده پقتی روزلی سخت تو رو یادذنکردن ی سر بهت نزدن
بگو بچه کوچیک دارم نمیتونم چیزی آماده کنم سال بعد انشالله 🙃
من نمیفهمم چرا واقعا درک نمیکنن دست تنها با یه بچه کوچیک چطوری باید اون همه ادمو راه انداخت من با اینکه تویک ساختمونیم چون کمک نمیکنم فقط من رفتم خونشون اونا در حد یه دورهمی اومدن پایین یه چایی میوه ای چون شوهرم میفهمه که با بچه کوچک نمیتونم همه چیز و فراهم کنم اونم رایان یه لحظه غیر خودم بغل کسی اروم نمیشه
اصلا دعوتشون نکن وقتی انقد نفهم و بی درکن برن گم شن
همشون عین همن
لعنت به واکسن ۴ ماهگی یه هفته اس زده دخترم هرشب جیغ میکشه و گریه میکنه بچه ای که حتی کولیک نداشت
من جات باشم موقع شام و ناهار میرم خونشون ک بفهمن من غریبم وقتی میرم میشه وقت نهارو شام زمگ میزد ک بیاین منم میدونستم چیزی درست نکرده میگفتم ممنون نمیایم شوهرم گیر داده بود ک تو از قصد نمیری منم این بار اومدم سر بزنم هربار ساعت۱۲زنک میزد میاین برا نهار میگفنم اره میفرتم اوناهم امادگی نداشن حالا دیگه ناونا چیزی میگن ن شوهرم😂
وای خدایی چجوری تحمل کردن نیان نوه اشون و ببینن باز مادرشوهر من از بس هروز میومد من کلافه شده بودم
بنظرم کسی ارزش قائل نیست برای خودت وبچت چرا باید بیاد ت خونه زندگیت اونم توقع دعوتی داشته باشن
ولی شما چون شامم ندادی یه افطاری سبک آماده کن دعوتشون کن دیگه چاره چیه مجبوریم تحمل کنیم سالی یکبار دعوتشون کن حرفیم نباشه.. یا چند نفر چند نفر دعوت کن که اذیت نشی یا زنگ بزن به خواهر شوهری چیزی بگو میای کمک بچه اذیت میکنه
بنظرم بخاطر شوهرت قبول کن یه شام معمولیه ساده بذار طوری که اذیت نشی
عزیزم دیدن بچه دعوت نمیخواد که باید خودشون بیان
اینا دیگه چجور آدمایی هستن دیدن نوه شون نیومدن توقع مهمونی هم دارن😯 کسی که بچه کوچیک داره که نمیتونه مهمونی بده برای خودت به سختی غذا درست میکنی چه برسه برای بقیه! ببین هرکار کنی مردا همینن نمیفهمن.بگو نمیخوای دعوت کنی غذا از بیرون بگیر من نمیتونم درست کنم با بچه کوچیک.یه نفر کارگر هم بگیر برای شب مهمونیت بیاد همه کارا رو انجام بده وقتی مهمونات هم باشه کارارو انجام بده تا ببینن تو دست تنها نمیتونی
قبول نکن عزیزم
از من طبقه بالان، نیومدن دیدنش بعد ک رفتم بهش 500تومن دادن
بقیه هم نیومدن
ب خونوادش گفتم احترام ببینم احترام میذارم
اتفاقا منم دیشب دعوا کردیم دوباره
منم تحملم فقط بخاطر دخترمه وگرنه بودونبود شوهرم فرقی نداره
همش خونوادش مهمن واسش بزنن هم بازم مث خر دنبالشون هس
خونواده بیشعور شوهر منم نیومدن نه مامانش نه خواهرش پدرش تنها اومد دیدن من وبچم هم بیمارستان هم خونه مامانم اومد .حالا که ۴ ماه گذشته میونشونو با من خوب کردن ولی من سرسنگینم
بزار بچت خوب شه دعوتشون کن سرسنگین باش باهاشون شرشون کم شه
اگه شوهرت کمکت میکنه تو کارای اشپزی و مهمونی، بگو بیان ولی زیادم خودتو خسته نکن یه شام معمولی تدارک ببین
ولی اگه هیچ کمکی نمیکنه قبول نکن
موافقت نکن بگو هر وقت خواستی دعوتشون کنی بگو بیان کمک کنن بپزن باهم بخوریم و بشوریم و برن مگه غریبن اشتباه کردی بچتم بردی که ببینن خودتو بی ارزش کردی
کاملا حق باتویه عزیزم
زیربار نرو عزیزم
منم دختر6ماه شده حرام بر هدیه و دیدن
افطاری میخاس بده گفتم بده ولی من میرم بیرون خونه خودت خودت دعوت کن پذیرایی کن جنجال ب پا شد
مث شوهر خر من
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.