۷ پاسخ

چه خوب خداروشکر

بسلامتی عزیزم
چه خووب ایشالله زایمان منم انقدر راحت باشه

سزارین اوج دردش تو همون بیمارستانه بعدش با شیاف اوکی میشه..
من حتی تو خونه هم خیلی شیاف استفاده نکردم..اما سزارین یه جراحی خیلی بزرگه..اصلا راحت نیس..
من الان ۱۴ روزه سزارین شدم و حس میکنم بدنم خالی شده خونی تو بدنم نیس..
خیلی طول مبکشه تا بدنم باز ترمیم بشه
با این خودم از عملم راضی بودم اما ب کسی سزارینو پیشنهاد نمیکنم🥲

دقیقا سزارین خیلی خوبه من هزار بار برگردم عقب سزارین رو انتخاب میکنم
شما کدوم بیمارستان زایمان کردی و دکترت کیه

بسلامتی کدوم بیمارستان بودی؟اوضاع خوب بود؟

بچه اوکی بود؟ چند کیلو بود دستگاه نرفت؟

بسلامتی عزیزم چند هفته زایمان کردی

سوال های مرتبط

مامان پسر طلا(آرن) مامان پسر طلا(آرن) ۷ ماهگی
سلام خانوما من میخوام تجربه زایمانم و بگم
۳۷ هفته که بودم رفتم پیش دکترم و بهم نامه سزارین داد و یه نسخه نوشت از داروهایی که بعد زایمان باید مصرف بشه و تاریخ زایمانم شد ۱۴۰۴/۱۰/۴ خیلی رند شد البته کاملا یهویی بود و دکترم این تاریخ و داد من نخواستم ک رند باشه برام مهم نبود این چیزا. خلاصه ۴ دی ماه ساعت ۴ راه افتادیم‌ به سمت بیمارستان و ساعت ۵ اونجا بودیم و کارای پذیرش و انجام دادیم و رفتیم قسمت زایشگاه ساعت ۶ رفتم اونجا و لباسی که خریده بودیم‌ برا اتاق عمل و پوشیدم و ازم آزمایش خون و ادرار گرفتن و پشت هردو دستم آنژیوکت وصل کردن و ازم ان اس تی و نوار قلب خودمو گرفتن و بعدم‌ دکتر بیهوشی اومد باهامون صحبت کرد و مشاوره داد و بعد سوند برام وصل کردن که کلا دو دقیقه طول کشید اصلا هم درد نداشت کلا تمام این مراحل اصلا درد نداشت و خیلی حالت خنثی بودم همون موقع که سوند و وصل کردن گفتن دکتر اومده و سریع ویلچر آوردن و منو بردن اتاق عمل تو سالن شوهرمو مامانمو دیدم و رفتم‌ اتاق عمل ساعت ۸ بود که رفتم و...
مامان ایلیا مامان ایلیا ۱ ماهگی
تجربه سزارین :
من ساعت ۱شب پذیرش شدم و کارای بستری و انجام دادن
وقراره بود صبح اول وقت برم اتاق عمل
خیلی استرس داشتم و شبش اصلا نتونستم بخوابم
صبح اولین نفر قرار شد من برم برای زایمان و چون خیلی یهویی و هول هولکی شد زود اومدن برام قبل عمل سوند گذاشتن درد قابل تحملی داشت فقط کمی سوزش داشت و ازشانس بدم سوند رو بد وصل کرده بودن که متوجه شدم نشتی داشته و همه جام کثیف شده بود
بردنم اتاق عمل و اونجا متوجه شدم نمیخان از کمر بی حس کنن بخاطر مشکلات کمری که داشتم و بیهوش کردن
ساعت۸پسرم بدنیا اومد و ساعت ۱۰:۳۰من بهوش اومدم با درد غیر قابل وصفی که نمیدونم چجوری بگم اصلا نمیتونستم حرف بزنم فقط دستمو تونستم بلند کنم و گفتم بهم دارو بزنید جوری درد داشتم که وقتی پسرمو دادن بغلم بااینکه خوشحال بودم فقط گفتم برش دارین چون اصلا تو حال خودم نبودم و ترسیدم بیوفته زمین
من درد وحشتناکی داشتم و فقط آخرش اومدن مخدر تزریق کردن و کنترل شد در حالیکه کسایی که بی حس شده بودن مثل من نبودند
بااین حال دو روز اول برام خیلی سخت بود و با شیاف دردش قابل تحمل میشد
بااین اوصاف بازم برگردم عقب سزارینو انتخاب میکنم😶
مامان سبحان🧿❤️ مامان سبحان🧿❤️ ۲ ماهگی
زایمان طبیعی پارت ۴
بعدش دیگه دردام بعد ۸ سانت شدید بود با معاینه و ورزش توی حمام اینا بالاخره من شدم ۹ سانت و بازم معاینه و اینا بالاخره ۱۰ سانت خیلی سخت شد تا ۱۰ بشم تعریف کردنش راحته💔 تا اینکه بعد اینکه دستش کرد داخلم و چرخوند تا ۱۰ فول شدم دکتر امد دوباره اون با اون ناخناش کاشت اش معاینه کرد گفت حالا زور بزن من همش زور میزدم میگفتن آفرین یکم دیگه ایتجوری زور بزن چونه ات بچسبون به سینه ات پاهات ببر بالا زور بزن هر وقت دردت آمد من همش زور میزدم میگفتن آفرین موهاشو داریم میببنیم ،
حالا من چون سوزش معده نداشتم فکر میکردم پسرم کچله تو اون درد و انقباض فکر میکردم پسرم مو داره 🫤😁
حالا هی زور اونا میفتن موهاشو دیدیم بعد گفت ادرار داره بیار سوند وصل کن انقدر که درد داشتم اصلا درد سوند نفهمیدم ، سوند وصل کرد دوباره برداشت من دوباره ادرار کردم گفت بازم ادرار داشته اصلا نگران نباشید مدفوع و ادرار کردید من هم مدفوع کردم هم ادرار با اینکه قبل اش سرویس رفته بودم و روده ام خالی شده بود
مامان درسا مامان درسا روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان سزارین پارت ۴
رفتم بلوک زایمان برای آماده شدن واااای که داشتم میلرزیدم داشتم سکته میکردم از سوند و زایمان یهویی و وااااای
دوباره ازم nst گرفتن و رفتیم برای سوند 😭 وااای که چقدر میترسیدم و چون میترسیدم سوند و زدنی خودمو سفت کردم و درد داشت البته سوزش داشت بیشتر . بعدش سرم و اینا وصل کردن بهم و لباسامو عوض کردم و رفتم برای اتاق عمل 😍🥹
از آمپول بیهوشی هم میترسیدم اصلا کلا وحشت داشتم چون خیلی یهویی شد 🥹 دکتر بیهوشیم اومد و با کلی شوخی و خنده و مهربونی بیحسی رو زد بهم . ینی منی که از آمپول میترسم و درد داره این بیحسی اصلا درد نداشت اصلا اصلا ... بعدش گفتن بخواب یهو و دراز کشیدم و عمل و شروع کردن .
فک کنم ۵ دقیقه گذشته بود یهو همه گفتن مبارکهههه چقدر تپله 😍😍😍🥹🥹🥹😭😭😭 واااای انگار که دنیارو دادن بهممممم گفتم دنیا اومددد؟؟؟😍😍 گفتن آره من دیگه گریهههه گریهههه از خوشحالی 😭😭😭🥹🥹🥹😍😍
همش خداروشکرررر میکردم و خوشحال بودمممم صدای گریع اشو شنیدم مردم از خوشحالی بعدش که آوردن تماس پوست با پوست کلیییی بوسش کردم و کلییییی قربون صدقه اش رفتمممم😍😍
بعد شاید ۱۰ دقیقه بردنم ریکاوری و فقط تو ریکاوری میلرزیدمممم🥹
مامان بردیا مامان بردیا ۸ ماهگی
تجربه سزارین من
۲۴ابان
ساعت ۵صبح راهی بیمارستان شدیم از شبم نخوابیده بودم از استرس رسیدیم بیمارستان و یک ساعتی طول کشید بستری بشم بعدش یه کیف دادن دستم گفتن باقی وسایلای رو بده همراهت رفتم بخش زایمان و اونجا آزمایش ادرار و خون ازم گرفتن. و پرونده هامو نگا کردن و سوال کردن و آن اس تی گرفتن ازم و لباسامو عوض کردم لباس هامو کفشامو گذاشتن کیسه و بردن تحویل همسرم دادن و سوند برام گذاشتن کمی سوزش داشت قابل تحمل بود ولی کلافم کرد عین سوزش ادرار که کلافه میکنه بعد انژوکت هم وصل کردن از تخت پیادم کردن و سوار ویلچر شدم رفتیم به سمت اتاق عمل که یه چند طبقه پایین بود بیرون بخش زایمان همسر و خواهرم بودن خداحافظی کردم و گوشیمو دادم بهشون و کلی گریه نمی دونم چرا حس خاصی بود دستم رو شکمم بود همش تو دلم میگفتم از چند ساعت دیگه بغلمه و تو دلم نیس و گریم می‌اومد رسیدم اتاق عمل و یه پرستار مهربون اومد بالا سرم و کلی سوال پرسید و آرومم کرد تا وقتی که دکترم اومد و دکتر بیهوشی نشستم و سوزن اسپاینال رو زد اصلا درد نداشت حتی از درد انژوکت هم کمتر بود بعد یه داغی تو پام پخش شد و پرده رو کشیدن و کل بدن رو بتادین زدن حس میکردم میزنن و یه کارایی میکنن ولی درد نداشتم