۷ پاسخ

نه عزیزم ،مهم زندگیه و بچتونه هیچ سیاست مداری در آینده قرار نیست برای بچتون پدری یا مادری کنه.

اصلا باهاشون بحث نکن،نقطه ضعف دستشون نده

تو کدوم وری هستی؟؟😂
بیخیال بابا چه اهمیتی داره اصلا ارزش بحث کردن نداره این مسائل.
ولی حق دارید کلا آدم عصبی میشه وقتی میخوان حرصتو دربیارن

من و همسرم تفاوت نظر و عقیده داریم اما اصلا کاری به همدیگه نداریم و به نظرات هم احترام میذاریم ؛ بحث کنیم که چی بشه بالاخره هرکسی درست یا غلط عقیده ای داره هیچکس نمیتونه ادعا کنه عقل کله

اصلا ضعف نشون نده خودتو بزن ب نشنیدن

من باشد میگم :
راستش نظر من اینه ک ریدم تو دهن .... (اون ک مد نظرشونه) حالا شما هرچی دوست دارین بگین نظر من عوض نمیشه

خیلی شورشو دارن در میارن من باشم میگم بهتره راجب اینجور موضوعات حرف نزنیم

سوال های مرتبط

مامان آریا مامان آریا ۴ سالگی
فرزندپروری شیرخشک نوزاد کولیک پوشک دارو پستونک شیشه شیر
برو اکسپلور برو فرندپروری برو ویترین اوووف
مامانا من هر وقت میرم خونه پدر شوهرم باید مراقب باشم! چون پدر شوهرم میگه بچه ها هر چیزی خونه ما خواستن بدین و بخرین و.. فقط من صدای جیغ و گریه شونو نشنوم!با اینکه میدونن من قند و نوشابه و گوشی دیگران رو بهش نمی‌دم یا با کسی در مغازه نمیفرستم تا عادت کنه اما همه این کارت رو میکنم تا خونه خودشون به اصلاح (خوش بگذره و عادت کنن برن بمونن) کلا به جز پسر من دوتا نوه ی دیگه هستن دخترای جاریم که جاریم همیشه رعایت می‌کنه و باج میده تا صداشون درنیاد و پسر منم از دختر عموش یاد گرفته اونجا میریم داد میزنه من گوشی بازی می‌خوام گوشی بقیه رو میگیره امشب هم همینکارو کرد باز پدر شوهرم گوشیشو آورد بده ولی من خیلی بلند و جدی جلو همشون گفتم آریا جلو باباجونتم گوشی بازی نوبتت نیست نمی‌دم شروع کرد به داد و هوار زدن و باز پدر شوهرم رفت تو اتاق دروکوبوند منم بچه رو برداشتم اومدم خونه چون هر چی به شوهرمم میگم لباسشو بیار بریم وایستاده می‌خنده! الان اومدیم خونه عین بچه آدم داره بازی می‌کنه!,
می‌دونم مشکل اصلی اول همون حس پسرمه که انگار مامان تو دیگه اینجا دستت کوتاهه! درصورتی که هیچ جا حتی خونه بابام اینطوری نیس!
از این به بعد هم همین طور کنم یا باز سعی کنم بهش باج بدم؟!,
وقتی هم نمیریم مادر شوهرم هی میگه شما نمی‌خواین خونه ما بمونه و...
مامان بَلوط مامان بَلوط ۳ سالگی
فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری
پوشک شیرخشک پوشک فرزند پروری
پوشک
شیرخشک فرزند پروری
پوشک فرزند پروری پوشک شیرخشک
شیرخشک شیرخشک
پوشک شیرخشک
سلام خانوما
یه ماجرایی پیش اومده من باید دوسه روز تنها باشم با بچم توخونه....ازطرفی انقدر دوساله توی خونم افسردگی گرفتم کلا از خونم بدم اومده ....هفته ای دوهفته ای یکبار میرفتم خونه مامانم اینا.....بعد دوماهه خونه مامانمم نرفتم چون بهم گفت نیاا اینجا منم نرفتم دوماهه .....
حالا این سه روز تعطیلیو دلم میخواست بابچم برم خونه مامانم بمونم لااقل ولی روم نمیشه چون گفت نیا بیشترم بخاطر بچم چون گناه داره همش بامن یا خونس یا نهایت پارک ..... بعد ظهر ب مامانم گفتم بیام اونجا گفت خواهرتو میفرستم بیادپیشت بمونه یا اگه میخوای ما بیایم اونجا .....
واقعیت من اصلا ازتنهایی نمیترسم که کسی بخواد بیاد پیشم بمونه ... میخواستم برم اونجا که محیطم دوسه روز تغییرکرده باشه لاقل...
شمامیگید چیکارکنم باز زنگ بزنم؟؟
اخه از ظهر که گفتم بهشون اصلا بهم زنگ نزدن ....
ازطرفیم بمونم خونه یهو بفهمن من تنهام میخوان پاشن بیان اینجا بازم تغییری که توحالم نیست بدتر اذیتمم میکنن
چیکارکنم میگیید؟؟؟ جواب بدید لطفااا
مامان بَلوط مامان بَلوط ۳ سالگی
فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری
پوشک شیرخشک پوشک فرزند پروری
پوشک
شیرخشک فرزند پروری
پوشک فرزند پروری پوشک شیرخشک
شیرخشک شیرخشک
پوشک شیرخشک
سلام خانوما
یه ماجرایی پیش اومده من باید دوسه روز تنها باشم با بچم توخونه....ازطرفی انقدر دوساله توی خونم افسردگی گرفتم کلا از خونم بدم اومده ....هفته ای دوهفته ای میرفتم خونه مامانم اینا.....بعد دوماهه خونه مامانمم نرفتم چون بهم گفت نیاا اینجا منم نرفتم دوماهه .....
حالا این سه روز تعطیلیو دلم میخواست بابچم برم خونه مامانم بمونم لااقل ولی روم نمیشه چون گفت نیا بیشترم بخاطر بچم چون گناه داره همش بامن یا خونس یا نهایت پارک ..... بعد ظهر ب مامانم گفتم بیام اونجا گفت خواهرتو میفرستم بیادپیشت بمونه یا اگه میخوای ما بیایم اونجا .....
واقعیت من اصلا ازتنهایی نمیترسم که کسی بخواد بیاد پیشم بمونه ... میخواستم برم اونجا که محیطم دوسه روز تغییرکرده باشه لاقل...
شمامیگید چیکارکنم باز زنگ بزنم؟؟
اخه از ظهر که گفتم بهشون اصلا بهم زنگ نزدن ....
ازطرفیم بمونم خونه یهو بفهمن من تنهام میخوان پاشن بیان اینجا بازم تغییری که توحالم نیست بدتر اذیتمم میکنن
چیکارکنم میگیید؟؟