۸ پاسخ

مثل من.تواین بارداریم فوقالعاده زیاد استرس ونکرانی وحرس داشتم ازاولش تاالان ولی سرپسرم خیلی بارداریه اروم وبی دغدغه ای داشتم

منم اوایل بارداری آنفولانزا شدید گرفتم
بدترین روزها رو گذروندم
هنوز یادم نرفته ۶دی با چه حالی از سونوگرافی اومدم بیرون رفتم بیمارستان
اونجا هم فهمیدم شرایط خودم و بچه اصلا خوب نیست
با عفونت خون بالا.تب ۴۲.افت ضربان قلب و اکسیژن‌.فشار پایین.هماتوم ۸۰درصد.احتمال سقط بالا بستری شدم
۲ماه سخت و پرچالش بدون کمکی و بچه مدرسه‌ای گذشت...اتفاقات دی ماه و پرپر شدن چندتا از شاگردام..الانم جنگ و وضعیت اقتصادی افتضاح کشور...
تنها وقتی که حالم خوب بود شبی بود که رفتیم خریدهای نی‌نی کردیم و روز آنومالی بود...

دقیقا همینطوره هیچ حسی ندارم 😓

دقیقا

این روزها هم میگذره عزیز
من چی بگم واقعا هر وقت باردارم اینجوریه
تو بارداری اولم اینقدر حالم بد نمیتونستم حتی آب بخورم بعد متروپل تو شهرم ریخت چند نفر از آشناها فوت کردن بعد جریان مهسا پیش اومد تا زایمان کردم
تویی این بارداریم هم جریانات دی ماه و الان جنگ واقعا میخندم چه جریانی تو بارداری من ارامش نیست
ان شالله خدا خودش حافظ ما و کوچولوهامو باشه

دقیقا. تا حالت تهوع کمتر شد گفتیم یکم لذت ببریم اینجوری شد. تازه درد و گرفتگی هایی ک داریم بماند.

واقعا برای منم اینجوریه، الانم همش استرس زایمان زودرس دارم
هنوز هیچی اماده نکردم

واقعا

سوال های مرتبط