۲۱ پاسخ

من رفتم چکاپ کامل دادم ،سرگیجه و ضعف داشتم دوماه ، کاشف به عمل اومد که کم کاری شدید تیرویید دارم ک باعث خستگی شدیده

اگر برات مقدور بود یه چکاپ بده ببین چیزی تو بدنت کم و زیاد نیست

والا قدیما چندتا خانواده باهم یجا بودن باهم بچه داری میکردن باهم غذا میپختن نون میپختن الان یه مادره با همه کارا

مامانم میگه قدیما ننو میبستن بچه همش توش خواب بود و تعریف می‌کنه میگه مادر مامان بزرگم برای بچه هفتم مامان بزرگم میومده کمکش

بعضی بچه ها سختن... خواهرای من بچه شیر به شیر داشتن نمیگم ساکت بودن ولی خودشون می‌خوابیدن نمی‌دونستم رفلاکس و اعتصاب شیر و یبوست و هزار کوفت دیگه من تجربه کردم چیه

قدیما همه کنار هم بودن کمک میکردن بچه ام بزرگ می‌شد دیگه خدا مواظبش بود😂منم کمکی ندارم خودم و شوهرم هستیم ی روزایی قشنگ پوستمون کندست

بعدم بچه میشد ۱۲ سال شوهر میدادن

یارو بچه به امان خدا رها می‌کرد تو کوچه خیابان بعد اکثرا از ۱۰ تا بچه ۳تاش فوت می‌کرد براشون مهم نبود که
بعدم خانه های بزرگ حیاط دار نه یه آپارتمان ۸۰ متری که نمیشه توش سروصدا کرد

سلام عزیزم قدیم اصلا اندازه ما مسولیت پذیر نبودند ۱۰ تا بچه داشتن اما کدام تحصیلات فوق العاده داشت کدام امکانات رفاهی کافی داشت
بچه اول مسولیت نگه داری بچه دوم داشت بعدم صدنفر کمکشون بودند نه الان که هیچ کس با کسی رفت آمدی نداره همه دست تنهایم
اون موقع خاله عمه و...نگه میداشتن بعد بچه اول مسولیت نگه داری بچه های دیگه داشت
بعد اصلا استرس آینده نداشتن
نه مثل ما که فکر کنیم جنگ شد شیر خشک باشع
این غذا بدهیم برای رشد قد فلان ویتامین بدهیم
فلان کلاس بفرستیم
لباس شیک داشته باشه
من فقط روزی ۳و۴ ساعت برای دخترم قصه میخونم شعر اهنگ و....
ویتامین و...
بعدم شوهرم سرکاره
من دست تنها تو شهر دیگه

حق داری
حق داری
حق داری
حق داری

یک روز نه هاا ۴ ساعت بده شوهرت نگه داره تا ببینه قدیما چیکار میکردن

بچه تا بچه خیلی فرق داره.
دختر من راحت پنج نفر لازم داره انقدر که سخته، پسر دوستم ماشالله چشم بد دور تنها بذاریشم مشکلی نداره😅 دختر من شبا هر یه ساعت یا نیم ساعت بیدار میشه، یه ده سی سی شیر میخوره، پسر دوستم تو شلوغی ساغت9میخوابه تا9صبح، تکون نمیخوره، دختر من اصلا آروم و قرار نداره، همش غر میزنه، پسر دوستم خودش تو جاش دراز میکشه کاری به کسی نداره. خیلی مهمه بچه چطوری باشه

من پاره نیستم جررررر خوردم 😂😂😂😂

البته دست تنهام هستم هیچکسو کمک ندارم

راستشو بخوای منم یدونه دارم ولی پاره ام کرده به بقیه نمیگم همش میگم همه چی اوکیه ولی داغونم ذیگه دلم بچه نمیخواد

نظر قانع کننده اینکه بچه بزرگ کردن الان با گذشته فرق کرده، تو خیلی چیزها تفاوت هست، بعد دوستاتون که ۳ تا بچه دارن بچه های بزرگتر هوای کوچیکه رو دارن سرگرمش میکنن، مامان کاراش رو انجام میده، حموم میره و ...
حالا من سن شمارو نمیدونم ولی خودم ۳۸ ساله هستم معلومه با مادری که خیلی ازم کوچکتره از لحاظ جسمی و روحی متفاوتم. امیدوارم قانع کننده باشه😂

والا قدیما مادر از حال بچه خبر نداشت فقط شیر میداد بقیه کارا با دختر بزرگ بود یکمم بزرگ میشدن از صب تا شب کوچه بودن تا بزرگسالی، قدیم کی این همه وقت میزاشتن برا بچه؟ کولیک میدونستن چیه؟ منم خوشم نمیاد از این مقایسه خیلی بیخوده ،الان کلا زمونه عوض شده والا

بچه های الان با قدیم خیلی فرق دارن. مامانم پیشمه حتی اونم تایید کرد حرف منو،میگه الان با قدیم خیلی فرق دارن بچه ها.چشم و گوششون بازتره کنجکاوترن باهوش ترن نمیشه با چیزی گولشون زد

وااای منم خیلییی خسته میشششم😑😐

شوهر من خودش داره میبینه دیگه،۱ ساعت نمیتونه شیطنت های بچه رو تحمل کنه پس چیزی نمیگه، همش هم میگه خدایی چطور کل روز این و تحمل میکنی

من دوقلو دارم

منم همین طور

سوال های مرتبط